علی حیدری در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۸:
داریوش اقبالی در کنسرت هامر اسمیت این شعر زیبا را به زیبایی در آغاز آهنگ دل من دکلمه کرده است
علیرضا مشکاتی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:
با سلام و احترام
سایه خورشید سواران طلب
رنج خود و راحت یاران طلب
با توجه به مضمون بیت به نظر می رسد خورشید سواران در واقع توصیف کسانی است که در بیابانی گرم و سوزان گرفتار شده و گرمای طاقت فرسای خورشید چنان تاب و توان آنها را گرفته است که گویا بر آنها سوار شده و نا و رمق آنها را گرفته است ، در چنین حالی اخلاق حکم می کند ما در طلب سایه و پناهگاه برای این گرمازدگان باشیم.
Ali Salehi در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
سلام به همه دوست داران شعر و ادب . من علی صالحی مولف جدید کتاب ها هستم .در کتاب های آقای سعیدی نفیسی بعضی غزلیات وجود ندارد . و این امر باعث به شک افتادم من شده است . ممنون از دیدگاه تون
تابش در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۴ - حکایت:
الا گر طلبکار اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی(سعدی)
پیشنهاد
الا گر ز خوبان اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۸ در پاسخ به مهدی مهدوی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست، کوههای بلند و دریاهاست»:
حاشیه بعدیُ ملاحظه بفرمایین، با احترام 👇👇👇👇👇👇👇👇
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۸ در پاسخ به علی محمدی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست، کوههای بلند و دریاهاست»:
این بیت در گنجور در این صفحات وارد شده:
در «صفحه اول» که لینکش تقدیم شد، این چند بیت را از سنایی دانسته و او (سنائی) متوفی سنه ۵۴۵ هست. شاید مرورودی به عنوان استقبال از سنائی این ابیات را گفته باشد.
والله اعلم
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ مولانا » مجالس سبعه » المجلس السابع » من فوائده اسبغ الله فینا نعمة موائده:
مجالس هفتگانۀ مولوی
پایان
مهدی مهدوی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۳ در پاسخ به علی محمدی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست، کوههای بلند و دریاهاست»:
با سلام. بله درست است. بنده پیگیری کردم همین طور است. بیت «آسمان هاست در ولایت جان ...» از حیکم مبارک شاه مرورودی است که در کتاب اشعار او به نام رحیق التحقیق آمده است که به کوشش و تحقیق نصرالله پورجوادی در سال 1381 ه.ش توسط انتشارات مرکز نشر دانشگاهی چاپ شده است. بیت مذکور در این کتاب در صفحه 85 است و بیت شماره 593 می باشد. لذا درست است این بیت از حکیم سنایی نیست.
محسن مصطفوی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا:
حال و روز امروز ما تکرار مشکلات زمانه همین بزرگانه. که با رجوع به اندیشه و آثارشان میتوان پیش از درگیر شدن با آن به داد خودمان و دیگران برسیم.
چقدر دیده ایم که مردمی گوهر را داده اند و رفته و بعد دنبال داستان سرایی هستند.
گوهر عشق را بذل کرده اند و دنبال این هستند که چرا و چه طور آسیب دیدند.
گوهر جوانی را داده اند و نشسته اند و دنبال توجیه آنچه نکرده اند و آنچه کرده اند.
گوهر عفت را داده اند و برایشان مسئله است که کجای کار غلط است که عده ای دست تعدی دراز میکنند.
گوهر ادب را، گوهر مال و مقام را، گوهر رفاقت را، گوهر فراغت را...
و بعد به دنبال حفظ و توجیه چیزی هستند که خود رایگان داده اند و رفته.
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۸ در پاسخ به محمد طهماسبی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
یعنی «مکاشفۀ روحانی» یا همون «کشف سبحات الجمال و الجلال فی الخلائق» یعنی «زیبابینی و زیبایابی و مواجهه با زیبایی و دلبری در مخلوقاتِ خدا»
علی دادمهر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:
لطفاً وزن اصلاح شود
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
ح.ا.ا ا.ا.ه در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۴:
سلام علیکم
در خوانش جناب علی نظیری دو اشکال به گوشم خورد و به چشمم اومد.
یکی در بیت اول که «زانجا» رو آنجا گفتند.
ویکی در بیت آخر که «مَنیّ» رو مِنا خوندند.
فتاده اهل منا در پی منیّ و مقاصد..
یا اینطور 👇
فتاده اهل منیّ در پی منا و مقاصد
رضا از کرمان در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل ششم - پسر اتابک آمد خداوندگار فرمود:
بهار عزیزم سلام
در توضیح مطلب مورد پرسش شما با فهم ناقص خودم وبهره از تفسیر جناب کریم زمانی مطلب ذیل را خدمتت نوشتم شاید راهگشا باشد .
مساله وجود شر وخیر در عالم هستی پرسش همه نوع بشر بوده وخواهد بود که حال اگر خداوند حکیم و منشا خیر است پس نمیتواند مبدع شر وبدی باشد در این صورت حکیم نیست و هر مکتب به نوعی خواسته این مشکل را پاسخ دهد .بعضا مثل دو گانه پرستان (ثنویه)برای حدوث جهان دو مبدا قایل گشته اند اهریمن مبدا شر واهورا مبدا خیر و اهورا را از خلقت شرور مبرا کرده اند ولی در ادیان توحیدی که خداوند را خالق کل میدانند مساله وجود شر به این صورت توجیه گردیده که اساسا خداوند خالق نیکی وخیرات وزیبایی است و وبدی وشر نیاز به مبدع مستقلی ندارد بلکه مخلوق بالعرض اند وجنبه عدمی دارند یعنی مثلا سردی در اصل عدم وجود گرماست یا تاریکی زمانی وجود دارد که نور وجود نداشته باشد پس خیر وشر هردو وجود دارند ولی شر موضوعی عدمی است نسبت به خالق ولیکن برای مخلوق موضوعی وجودی است که وجود آن برای تکامل آدمی ضروری است مثل اینکه خیاط برای دوختن جامه نیاز به برش پارچه و حتی دور ریز بخشی از آن رادارد که این مطلب (بریدن ودور ریز کردن پارچه)امری تبعی وثانوی است که جهت دوخت جامه ای فاخر نیاز است وبه عبارت دیگر شر از آثار قضاست نه از خود قضا :
گفتمش : این کفر،مقضی نه قضاست
هست آثار قضا این کفر ،راست
پس قضا را خواجه از مقضی بدان
تا شکالت دفع گردد در قضا
حالا برسیم سر منظور مولانا ایشان نیز مثل سایر متألهان( خدا پرستان) شر را عدمی میداند وبهتر بگویم وجود شر عبارت از عدم الخیر است واین بدان معنا نیست که آدمی باید شر را توسعه دهد بلکه باید در جهت خیرات بکوشد ولی بدی وشر به عنوان طفیلی هستی ،وجود دارد .
در متن بالا شخصی از فراق گلایه دارد نظر مولانا این است که اتفاقی که باعث فراق میگردد از سوی خداوند محال است (نابا یاست) وهرچه آن اتفاق از سوی خدا بوده ودر منظر شما بد است ولی نسبت به خداوند نیک است ولی برای ما نه ،ومثال زندان ودار وقهر که استعاره از شر وخلعت ومال واملاک وسور وشادی که استعاره از خیر است را میآورد که وجود هردو برای تادیب وانظباط جامعه از منظر پادشاه خیر است ولی برای مردم شر است پس بخش کیفری وقضایی برای امنیت جامعه از نظر حکومت کمال است ولی از برای محکوم به کیفر شر وعیب ونقص است .
و ایشان هیچگاه توصیه به شر نکرده وتنها جهت تفهیم مطلب ، زناوپاکی، نماز وبی نمازی ، کفر و اسلام ،ودر نهایت شرک وتوحید را در مقابل هم آورده و هرگز شر را تایید نکرده .
شاد باشی عزیز
mbeyran در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۱:
این غزل مولانای جان به تنهایی برای رستگاری و رهنمون شدن به اعماق بیکران هستی کفایت می کند،هر کس به معنای واقعی این غزل پی برد و به کار بست ، بی گمان رستگار خواهد شد، و در آخر عرض کنم،فیلسوف مشهور آلمانی آرتور شوپنهاور کتاب قطوری دارد به اسم جهان همچون اراده و تصور که جناب مولانای جان آن را در یک بیت این غزل بیان کرده ،انجا که میگه ؛
تو مبین جهان زبیرون که جهان درون دیده است
چو دو دیده را ببستی زجهان جهان نماند
مجتبی بیرانوند
همیرضا در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۲ در پاسخ به مهدی حاجیصادقیان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
البته اینجا در مصرع دوم کلمهٔ «سگ» دلالت میکند که در مصرع اول «قطمیر» میبایست نام سگی باشد حالا یا سگ اصحاب کهف که در فرهنگنامهها اشاره شده یا نام سگ بلعم باعور (که در مصرع دوم به نام او اشاره شده: بلعام) که اینجا متناسبتر به نظر میرسد. بلعام یا همان بلعم باعور قدیسی بوده که عاقبت به خیر نشده و سقوط کرده است.
مهدی حاجیصادقیان در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
قطمیر. [ ق ِ ] (ع اِ) شکاف هسته ٔ خرما، و پوست آن ، و پوستک دانه ٔ خرما که میان دانه و خرما باشد، یا نکته ٔ سپید بر پشت دانه که خرما از وی روید./ دهخدا
در اینجا و برخی ابیات از همین شاعر و شعرای دیگر قطمیر به معنای بی نهایت حقیر و ناچیز به کار می رود.
آنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیر
چون در آید به خرابات به قنطار دهد/ سنایی غزنوی
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن:
این بخش، بخش ۸۷ بود و ادامۀ بخش ۸۳.
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۰ در پاسخ به محمد دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت:
او چیزی ندیده، بلکه صدای دعای نفر اوّل را شنیده و با دقّتی که داشته، متوجّه بوده که در مستراح هست و در حال خواندن دعای استنشاق (یعنی شستن بینی)!😆
به همین خاطر بهش تذکّر داده.
زهیر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۴ - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را:
دعای استنجاء: اللَّهُمّ حَصِّنْ فَرْجی و أعِفّهُ وَ اسْتُرْ عَوْرَتی و حَرّمنی عَلَی النّار
دعای استنشاق: اللَّهُمّ لا تُحَرِّمنی ریحَ طیّباتِ الجنّةِ وَ اجْعَلْنی مِمّن یَشُمُّ ریحَها وَ رَوحَها و رَیحانَها وَ طیبَها
برای دیدن متن دعاهای استنجاء و استنشاق و ترجمه و سایر جزئیاتش به این لینک مراجعه بفرمایین.
رضا از کرمان در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۲ در پاسخ به bahar GH دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل ششم - پسر اتابک آمد خداوندگار فرمود: