گنجور

 
سید حسن غزنوی

شماره ۱ - در مدح رشید الدین ابوطاهر گوید: آنکه چون ماه از کواکب ظاهر است - کنیتش بوطاهر و او طاهر است

شماره ۲ - در مدح قوام الملک احمد عمر گفت به تهنیت خازنی وی: خدای داند اگر آسمان که پر دیده است - چو احمد عمر خاص خازنی دیده است

شماره ۳ - ترجیع بند در مدح نجیب الملک: این مهر کیست مهر حسین حسن که هست - در جام جود او دل و جان امید هست

شماره ۴: شاه فرشته سیرت مسعود درگذشت - همچون فرشته از سر افلاک برگذشت

شماره ۵: منت ایزد را جهان فر ملکشاهی گرفت - بانگ نام و دولتش از ماه تا ماهی گرفت

شماره ۶ - مرثیه در مرگ یکی از کسان شاه گفته: از دل معین دولت و دین جان بشاه داد - مزد خدایگان و بزرگان بزرگ باد

شماره ۷ - در مدح ابوطاهر است: در دریای کرم بوطاهر - آن ز سیماش سعادت ظاهر

شماره ۸ - در مدح مجدالملک گوید: صاحب حسن بن احمد خاص - آن گوهر کیمیای اخلاص

شماره ۹ - در مدح حسین بن حسن گوید: آن به حق خواجه و مخدوم ولی نعمت من - آرزوی دل و اقبال حسین بن حسن

شماره ۱۰ - در ترجیع بند در مدح مجدالملک گوید: صاحب صاحب نسب مخدوم من - عمده دولت قوام الدین حسن

شماره ۱۱ - در مدح حسین حسن گوید: آرزوی دل و دو دیده من - آب تیغ ظفر حسین و حسن

شماره ۱۲ - درمدح همو گوید: خاصه شاه و خواجه زاده من - گل باغ هنر حسین حسن

شماره ۱۳: سلموا یاقوم بل صلوا علی الصدر الامین - مصطفی ما جاء الا رحمة للعالمین

شماره ۱۴ - در مدح بهرام شاه گوید: آن بخت کیست بخت خداوند تاج و گاه - سلطان یمین دولت بهرامشاه شاه

شماره ۱۵ - در مدح دولت و اقبال دولتشاه بن بهرام شاه: مفخر دیهیم و گاه و زینت چتر و کلاه - صورت اقبال دولت شاه بن بهرام شاه

شماره ۱۶ - در مدح نجیب الملک پسر وی گوید: فرزانه حسین حسن احمد خاصه - آن کرده خدایش ز همه خلق خلاصه

شماره ۱۷ - در مدح منتخب الملک حسن احمد گوید: آن آسمان مکانت و آن آفتاب رأی - کز بندگان گزید ترا سایه خدای

شماره ۱۸ - در مدح خواجه قوام الدین ابونصر محمد گوید: ممدوح و خداوند من و آن همه خلق - کز دیدن او گشت خرم جان همه خلق