گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب

فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست

بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

ای گدایان خرابات خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش

که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت

کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۷۸ » (افشاری) (۱۰:۱۳ - ۱۷:۱۷) نوازندگان: لطفی، محمدرضا (‎تار) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند

برگ سبز » شمارهٔ ۸۶ » (چهار گاه) (۱۳:۲۶ - ۱۵:۰۹) نوازندگان: علی تجویدی (‎ویولن) ; مرتضی محجوبی (‎پیانو) خواننده آواز: بنان، غلامحسین سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » داغ دل – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملیحه رجایی نوشته:

حسب حالی = گزارش حال ، حال خود را اطلاع دادن
شد ایامی چند = روزگار گذشت
محرم = راز دار
مقصد عالی = منزلگاه محبوب
گل افکند نقاب = گل پرده از چهره برگرفت
عیش = خوش ، زندگی
قند آمیخته با گل = شربت گلاب
دشنام = ناسزا
کوچه رندان = کوی قلندران وارسته
دشنامی = رسوایی
انعام = به دو معنی( ایهام) : در مصراع اول اِنعام = بخشایش ، در مصراع دوم اَنعام = چهارپایان، حیوانات
دل سوخته = عاشق
معنی بیت ۷: ای فقیران میخانه عشق خداوند مددکار شماباشد. ازچند مالدار که چون حیوانات بی خرد می باشند، امید نعمت بخشی و احسان نداشته باشید.
معنی بیت ۹: حافظ دراشتیاق دیدار خورشید رخسار تو گداخت. ای به کام دل رسیده به عاشقان محروم، از سر محبت و احسان نظر افکن.

دکتر ترابی نوشته:

نخستین بیت در برخی نسخه ها به این صورت آمده است و درستتر می نماید( یآ اجازه‌ی شمس الحق!!)

حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند……..

مرتضی نوشته:

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر/ تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
به گمانم در مصرع دوم «تا» به معنای هشدار یا آگاهی دادن باشد. این‌طور نیست؟

mohsen نوشته:

بهله :)

چنگیز گهرویی نوشته:

اقای دکتر ترابی .در مورد مصرع اول بیت نخست نوشتید :حسب حالی ننوشتیم :درست تر مینماید .دقت بفرمایید .۱/اگر بدین صورت باشد ان وقت با فعل مصرع دوم همین بیت (حسب حالی ننوشتیم و …محرمی کو که فرستم به…)ملاحظه میفرمایید که اصلا …ودر صورتیکه فعل مصرع دوم نیز (حسب حالی ننوشتیم و…محرمی کو که فرستیم به…)در این صورت نیز نمی تواند درست باشد .۲/حسب حالی ننوشتیم و شد…هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند. : .میبینید که با صورت پیشنهادی شما این شعر کلا به هم میریزد .۳/اگر در درون و حال و هوای شعر باشی متو جه میشوی انگار شاعر با کسی در خلوت خود درد ودل میناید خصو صا در بیت دوم و سوم این برداشت محرزتر مینماد .

چنگیز گهرویی نوشته:

راجع به شرح بالا .در بیت دوم و سوم و چهارم واضح است که مخاطب شاعر (شما )میباشد.بنابر این در مصرع اول نیز در ننوشتی که مخاطب (شما )میباشدبسیار درست و بجا میباشد.

مهدی نوشته:

با سلام خدمت همه ی عزیزان، بویژه دست اندرکاران و زحمت کشان سایت،
۱- مصراع اوّل در نسخه ی غنی و قزوینی، همان «حسب حالی ننوشتیّ و شد ایّامی چند» ضبط شده و با توجّه به خطاب «تو» در مصراع دوم، منطقی تر به نظر می رسد.
۲- بین اِنغام و اَنعام در بیت هفتم، جناس ناقص وجود دارد؛ نه ایهام.
۳- «قند آمیخته با گل» «یعنی «گل قند»: «گلشکری (ترکیبی از برگ گل و شکر) که در آفتاب تربیت یافته باشد نه بر آتش. و آن را گلشکر و گلنگبین نیز گویند.» (خرمشاهی، ۱۳۷۲: ج۱/۶۶۸ به نقل از لغت نامه دهخدا و او به نقل از میزان الادویه ص ۳۵۷)

روفیا نوشته:

مرتضای گرامی
خیر به نظر میرسد متلک یا تکه یا طعنه باشد .
زیرا در فرهنگ عرفانی می یا هر چیزی که موجبات مستی و سنت شکنی و رندی می شود شفا بخش است .
امروزه در علم روانشناسی نیز می گویند انسان هایی که identity و personality انها یعنی بود و نمود شان برهم منطبق تر است از سلامت نفس بیشتری برخوردارند و انانکه بود و نمودشان متفاوت تر باشد بیمارترند .
و از دیدگاه حافظ زاهد بود و نمودش یکسان نیست بلکه به جنبه های صوری دین پرداخته و از جنبه های معنوی ان غافل شده است .
این رباعی خیام نیز بر شفابخشی می صحه میگذارد :
می خور که ز دل قلت و کثرت ببرد
اندیشه هفتادو دو ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که ازو
یک جرعه خوری هزار علت ببرد

م میرزاخانی نوشته:

سلام خدمت ادب دوستان گرامی ‘ بنظر حقیر درمورد بحثی که در مورد بیت اول شد (ننوشتیم) درست تر می آید مصرع دوم همان بیت می تواند قرینه مناسبی برای این ادعا باشد چون عاشق می خواهد از حال خودش و ومیزان عشق و علاقه ی خود به معشوق خبر دهد و با افسوس بیان می دارد فرصت گذشت و نه از چگونگی حال خود و درد هجران و عشق به یار حسب حالی نوشتیم که یار بداند در غم عشق و دوری از او چه ها بر ما رفت و نه محر می هست که از این حال من برای یار خبری ببرد.

سهراب نوشته:

باسلام،وعرض تبریک بمناسبت روزشعروادب پارسی وگرامیداشت
استادشعرفارسی شهریار
فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،شمافرصتی راازدست
داده اید،تجربه کردن بدون خون دل،،
خوردن به دست نمی آید.دراین راه،،،،،،
نامرادیهاوناکامی هازیادی بایدببینی تا
فکرت پخته شود.به افراداطمینان نکنی.
شک ودودلی راهم بایدازخودت دورکنی.
ازصحبت های دیگران نتیجه گیری کن.
ازتجربیاتشان استفاده وگامهایت را،،،،
آرام وبااطمینان بردار.
بدرود

روزبه نوشته:

ننوشتی یا ننوشتیم…
من به شخصه کار به سخن دیگران ندارم
وقتی شجریان بخواند ننوشتیم پس ننوشتیم درسته…

حسن نوشته:

با سلام
یکی از دوستان گرامی جناب آقای پژوهش از پدر بزرگ خود نقل می کرد در مورد بیت “قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست بوسه ای چند برآمیز به دشنامی چند” که گفته اند منظور حافظ در این بیت دوا و داروی قند برای دل درد نیست بلکه قند منظور دندان, و گل, لبهای یار است که وقتی به لبخند گشوده می شود دندان ها دیده می شود. حافظ با این کلمات به زیبایی لب و لبخند یار را بیان نموده نه دوا و درد را.
و چون در مصرع بعد بوسه و دشنام را آورده که از لب جاری می شود تعبیر زیبایی است

سینا نوشته:

علیرضا افتخاری در آلبوم سرمستان به زیبایی هرچه تمام این شعر رو اجرا کرده اند که واقعا از کارهای ماندگار است.

فرجیان نوشته:

سلام به محضر ادب دوستان گرامی.
اگر برای پیشنهاد دکتر ترابی عزیز نسخه ای هست؛ حتما با معنای مصرع دوم و بیت دوم هم سازگارتر است.
زیرا می فرماید در نبود محرمی، حسب حال ما بدان مقصد عالی نمی رسد و ملتمسانه درخواست می کند که لطف جناب یار به پرسان حال بیمار، گامی چند پیش نهد.
اشکال جناب گهرویی هم چندان وارد نمی نماید؛ زیرا ضرورتی ندارد که در تناظر با ننوشتیم، در مصرع بعد، فرستیم، بیاید.

محمدرضا نوشته:

ننوشتی درسترست و حضرت حافظ در گفتگو پا خود است و گویا درستکاری نیافته که به دوستش یا دلدرش پیامی برساند

گیومرد ریاضی نوشته:

این شعر رو استاد شجریان در مجلسی خصوصی ،عشق بازی کردن ،پیشنهاد میکنم ،گوش کنید.داغ دل اسم آواز هست.

محمدصبا نوشته:

هرکسی بر حسب فهم گمانی دارد
دوست عزیزمون نگفت پیشنهاد،گفت در برخی نسخ ،،نوشتیم،،آمده
اول مفهوم شعر رو دریابید بعد دنبال تطبیق فعل ها برید
ننوشتیم،،،من و تو ننوشتیم…شاعر در مصرع اول خودش رو هم مورد اتهام بی وفایی قرار میده
در مصرع دوم میگه،،،محرمی کو یا قاصدی کو که فرستم به تو پیغامی…یعنی من نوشتم و کسی نیست مه بیاره واست
پس باز بی وفایی رو به طرف مقابل نسبت میده که هر دو از نظر معنی درستن
بعضی شکسته خوانند،بعضی نشسته خوانند
چون نیست خواجه حافظ،معذور دار ما را
….
گل ،استعاره ی مصرحه از صورت
(بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد)
قند ،،استعاره از لب و دهان
قند آمیخته با گل،،،لبخند ی در صورت زیبا ،، ربطی به گلاب و … نداره

حسین بلند نوشته:

با سلام خدمت دوستان.این غزل در دستگاه چهارگاه با صدای استاد بنان خوانده شده که به عزیزلن پیشنهاد مبکنم از دست ندن.ضمن آنکه استاد بنان هم مصرع اول «ننوشتیم” میخوانند که با توجه به مصرع دوم بیت به نظر صحیحتر می آید.

پریشان روزگار نوشته:

ننوشتیم و نمی گوید ننوشتم
و در مصراع بعدی در جستجوی محرمی است تا پیغام و پسغامی به یار بفرستد و البته نه به خود !!
در دو بیت نخست سخن از هردو است عاشق و معشوق و جان کلام در بیت تخلص:
….،کامکارا ! نظری کن سوی ناکامی چند

امین نوشته:

با تشکر از حسن، تعبیر نقل شده توسط ایشون از قند آمیخته با گل … بسیار بسیار زیبا و دلنشین بود و حال ما رو دگرگون کرد از درک زیبایی نهفته ای که در کلام حافظ هست. ضمنا استاد شجریان این غزل رو در یک اجرای آلبوم نشده با کمانچه هابیل علی اف در دستگاه ماهور اجرا کرده اند که توصیه می کنم حتما گوش کنید

محمد ضیا احمدی نوشته:

حسب حالی ننوشتی , صحیح است یعنی به محبوبش میگوید نامه ای از خود برای من نفرستادی , در حالیکه حسب حالی ننوشتیم ایفاد مقصود نمیکند .

کانال رسمی گنجور در تلگرام