گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد

گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ

گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است

کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام شعرباف » اوهام در آزادی » پیر می فروش

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 83 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 82 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 158 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در هند در قرن سیزدهم هجری قمری » تصویر 131 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده توسط غلام محمد معروف بن ملامحمد قاسم همدانی مورخ ۱۲۱۰ هجری قمری در هند » تصویر 196 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 199

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرشید در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۴۶ نوشته:

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
حکیم عمر خیام

 

مهراوه در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۱۸ نوشته:

'گوشم از لطافت انگشت نصایحت پر ز لذت است
ای پیر می فروش

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۳۹ نوشته:

درود بر پیر می فروش که ذکرش به خیر باد.او مومنیست با خوانش دیگری از یزدان چنانچه سهروردی وحلاج و عین القضات بودند

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۴۹ نوشته:

اینجا با تخت سلیمان به باد رفتن بازی شدهاست چون مثل هر چیزی ممکنست ان به باد رود و اما نیک میدانیم که ان تختی بوده که ب باد میرفته و پرواز مرده

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۳۱ نوشته:

پرواز میکرده است

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۴ نوشته:

پند به پهلوی یعنی راه و روش و همان path است

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۵ نوشته:

در بیت نخست ، یادش به خیر باد نیز دیده شده است که به زبان امروز نزدیک تر است.
و اما پند هم چنین نصیحت است و اندرز چنان که حکیم توس می فرماید:
بکوشیم ما نیکی آریم و داد
خنک آنکه پند پدر کرد یاد
و فند که تلفظ دیگری از پند است به معنای فریب و در ترکیبهای فندک! و پر فند و ( پر پند) ...با پوزش از گستاخی

 

ارسلان بلوچ در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۵ نوشته:

شراب چو لعل روان بخش یار
شراب مصفا چو روی نگار
بیا آن شرابی چو آب حیات
که یابد ز بویش دل از غم نجات

 

کمال در ‫۶ سال قبل، یک شنبه ۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۲ نوشته:

فالی درباره این غزل:
ای صاحب فال،به واسطهء مشکلاتی که
برایتان پیش آمده است،چه درباطن چه،
درظاهرغمگین هستید،اینگونه نباشیدو،،،
به خودغم راندهیدچراکه چراکه زندگی،
زودگذروفانی ودرحال گذراست،قدر،،،،،،
فرصت هارابدانیدوروزهایی که در،،،،،،،،،
پیش روداریدبه اندوه سپری نکنید،،،،،،،،،
خوشابه حال آنانکه پیوسته شراب ،،،،،،،،
شادی سرمیکشند.
خوشابه حال آنانکه پیوسته شراب شادی
سرمی کشند

 

جاوید مدرس (رافض) در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۴ نوشته:

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
***************************************
***************************************
گفتم به باد می‌دهدم باده .............
گفتا قبول کن سخن و هرچه باد باد!
ننگ و نام: 17 نسخه (801، 813، 818، 819، 821، 823، 843 و 10 نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال
نام و ننگ: 14 نسخه (803، 827، 836 و 11 نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، سایه، خرمشاهی- جاوید
دین و دل: 1 نسخه (862)
32 نسخه غزل 96 و بیت فوق را دارند. از نسخ کامل کهن مورّخ, نسخ مورخ 822، 824 و 825 خود غزل را فاقدند.
***************************************
***************************************

 

جاوید مدرس (رافض) در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۸ نوشته:

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
..................... معامله غمگین مباش و شاد
از بهر این: 23 نسخه (801، 827، 836، 843 و 19 نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال، سایه، خرمشاهی- جاوید
گو بهر این: 4 نسخه (803، 813، 818، 894) خانلری، عیوضی
رو بهر این: 4 نسخه (821، 823، 866، 894)
روید از این: 1 نسخه (819)
32 نسخه غزل 96 و بیت فوق را دارند. از نسخ کامل کهن مورّخ, نسخ مورخ 822، 824 و 825 خود غزل را فاقدند.
***************************************
***************************************

 

سهیل قاسمی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

دی، پیر ِ می فروش -که ذکرش به خیر باد-
گفتا: «شراب نوش و غم ِ دل ببر ز ِ یاد»
گفتم: به باد می دهد م باده نام و ننگ»
گفتا: «قبول کن سخن و هرچه باد باد!
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز ِ دست،
از بهر ِ این معامله غمگین مباش و شاد.
پُر کن ز ِ باده جام و دمادم به گوش ِ هوش
بشنو از او حکایت ِ جمشید و کی قباد:
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت ِ سلیمان رود به باد
بی خار، گل نباشد و بی نیش، نوش هم
تدبیر چیست؟ کار ِ جهان این چنین فُتاد
در آرزو ی آن که رسد دل به راحتی
جان در درون ِ سینه غم ِ عشق ِ او نهاد.
هرگز نمی رسد زِ می اش نشئه ی وصال
آن را که ره به میکده ی عشق خود نداد
حافظ گر ات ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد
حافظ شیراز | احمد شاملو

 

امین کیخا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۲ نوشته:

بادیه به معنای کاسه با باده همریشه باید باشد

 

امین کیخا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۵ نوشته:

لغت می و نبید و باده هر سه برابر wine هستند ولی ریشه می و ریختار دیگر آن مل با لغت های اروپایی ای که معنای عسل میدهند نزدیک است مثلا اسم ملیکا و ملیسا و لغت miel به فرانسه به معنای عسل
نبید هم ریشه در سانسکریت و أوستایی دارد و کمی بیشتر به باده ی خرما اشاره میکند
باده اگر به بادیه به معنای کأسه نزدیک شده احتمالا یک خویشاوندی سنجیده شده است ولی بادی که باده در سر میکند إز شیرین سخنی نویسندگانی مانند حافظ است و نباید إز بابت ریشه شناسیک نزدیکی ای میان باد و باده باشد .

 

گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۰ نوشته:

جناب کیخا،
خوش برگشتید، باده میگویند چون باد غرور در سر باده گسار می افکند. و باده گویا جام هم بوده است ازیراخویشاوندی آن با بادیه نیز دور نمی نماید،
ای بسا بادیه همان رطل گران باشد

 

رضا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۳ نوشته:

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
پیرمی فروش:
به استناد اغلبِ غزلیّاتی که ازحافظ به دست مارسیده است، تنهاشخصیّتی که مورد قبول بی چون وچرای وی بوده، پیرمی فروش یا پیرمغان،یاهمان پیرخرابات است. حافظ به این شخصیّت که به درستی روشن نیست چه کسی بوده، احترامی خاص قائل است. به اعتقادِ نگارنده ی این مطلب ازآنجاکه حافظِ بیقرار وجوینده ی حقیقت، درچارچوبِ هیچ مذهب وفرقه ای آرام نگرفته وسعی کرده آزاد اندیشی راپیشه ی خودنماید، درپیروی ازیک پیر وراهنما نیز چنین عمل کرده است. اوهیچ راهنما وپیری برای پیروی واطاعت انتخاب نکرده تا هیچ برچسبی به اوبرنخورد. بنظرچنین می رسد که پیرمی فروش یاپیرمغانی که حافظ به کرّات ازاونقل قول می کنداصلاً وجودِ خارجی نداشته ! احتمالاً حافظِ رند وخوش ذوق، درکارگاهِ خیال خویش، یک اَبرانسانی پاک باطن،وارسته،آگاه، دانا باطبعی لطیف آفریده، تابدینوسیله افکار وباورهای شخصی خودرا که فرامذهبی،فراقومی وجهانشمول هستند اززبان او بازگو کند.
مخاطبِ این غزل پندآمیزدقیقاً روشن نیست که چه کسی هست. بعضی براین باورند که حافظ این غزل راپس ازفراربهترین دوست ودلبرجانانه اش شیخ ابواسحق سروده است. مخاطب هرکسی بوده باشد مهم نیست چراکه این غزل سراسرپند واندرزاست وهرکسی به فراخورحال وهوا واعتقادات 7ویش می تواند ازاین پندها عبرت گرفته وبهره مند گردد.
معنی بیت: دیشب پیرمی فروش که یادش به خیر ونامش گرامی وعزیزباد، توصیه می کرد شراب بنوش وبدینوسیله غم واندوه راازلوح دل وجان پاک کن.
احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان
کردم سؤال صبحدم از پیر می فروش
گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی
درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش
گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد
نام وننگ: ترکیبی ازآبرو وبی اعتباریست. دراینجا فقط به معنای شهرت واعتبار وخوشنامی هست که شرابخوردن آن رابربادمی سپارد.
معنی بیت: به پیرمی فروش گفتم: اگرمطابق توصیه ی شما میگساری کنم اعتبار وشهرت من لطمه می خورد. پیرگفت: توصیه ی مرابپذیر قبول کن وشراب بنوش به تبعاتِ منفی ِ آن توجّه نکن بگوقبول دارم هرچه باداباد.
شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
معنی بیت: دراین دنیا هیچ چیز پایدار وماندنی نیست درنهایت هم سود ازدست خواهدرفت هم زیان وهم سرمایه ونیزهمه چیز! بنابراین برای هرمعامله ای که انجام می دهی نه آنچنان شادی کن که ازسایرمسایل واخلاقیّات غافل مانی نه آنچنان غمگین باش که چرا زیان دیدم وچراخسارت نصیبِ من شد. با وقایع روزگار واتّفاقات پیرامونی، که ازاساس ناپایدارند هماهنگ وموافق باش وخودرامرنجان که تنها طریق رستگاری این است.
چه جای شُکر وشکایت زنقش نیک وبداست
چوبرصحیفه ی هستی رقم نخواهد ماند.
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
تخت سلیمان: گویند حضرت سلیمان قدرت باد را دراختیار داشته وتختِ اوبربادسوارمی شده است. گرچه دراینجا معنای اوّل بر"باد رفتن ِ تخت سلیمان" نابودی وبه فنارفتنِ حشمت وجاه وجلال سلیمان وناپایداربودن قدرت اوست لیکن درپس زمینه ی معنا این نکته نیزبه ذهن متبادرمی شود که تخت سلیمان برروی باد سوارشده وبه حرکت درمی آمده است.
معنی بیت: اگردل به بادنهی یعنی اگربه جاه وجلال ومقام وثروت دنیایی دلخوش کنی سرانجام همه چیز ازبین خواهدرفت وتودست خالی خواهی ماند. سلیمان رابه یادآور که چقدرثروت وحشمت وقدرت داشت وچگونه حتّی نیروی بادرانیزدر اختیارگرفته بودامّاسرانجام همه چیز راازدست داد!
گِره به بادمزن گرچه برمُراد رود
که این سخن به مثل مورباسلیمان گفت
حافظ گرت ز پندِ حکیمان مَلالت است
کوته کنیم قصّه که عمرت دراز باد
ملالت: ملول بودن، اندوهبار
معنی بیت: ای حافظ اگرپند واندرز حکیمان برای توکسالت باراست واندوه می آورد، پس سخن کوتاه می کنیم وازخداوندمتعال برایت طول عمر طلب می کنیم. پند زمانی اثربخش خواهدبود که شنونده بامیل ورغبت بشنود نه ازروی ملالت واکراه.
پندِ حکیم محض صواب است وعین خیر
فرخنده آن کسی که به سَمع رضاشنید

 

رضا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۶ نوشته:

باسلام وسپاس ازمسئولین عزیز گنجور
درسطر 27 شرح این غزل که تقدیم حضورشد کلمه ی "خویش" به اشتباه " 7ویش " نوشته شده استدعا دارم درصورت امکان قبول زحمت فرموده تصحیح گردد. باعرض پوزش رضا

 

سامان در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۸ نوشته:

باد به دست داشتن کنایه از دست خالی بودن است اما حضرت حافظ آن را به معنای «باد را تحت کنترل داشتن» آورده است. حضرت میفرماید «اگر دل به هیچ بسپاری یعنی هیچ نخواهی و از حدیث سود و زیان بگذری، در آن مقامی که تخت سلیمان نیست و بی ارزش می شود یا در آن مقام که تخت سلیمان بر گرده باد می رود، تو باد را تحت فرمان یا کنترل خواهی داشت.»

 

محسن،۲ در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۲ نوشته:

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
می گوید ، از آنجا که تخت سلطنت سلیمان به فرمان باد حرکت می‌کند یا {تخت سلیمان نیز بر باد می رود و هیچ از آن نمی ماند } تو اگر به هیچ راضی باشی ، جز باد در دست، چیزی دیگری نصیب تو نمی‌شود.
گویا روی سخن حافظ به شیخ ابو اسحق است که اگر خاموش بنشینی و کاری نکنی سلطنت تو ادامه نمی یابد و از دست خواهد رفت

 

فرهاد ۲ در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۷ نوشته:

در اینجا شاعر دارد مخاطبش را نصیحت میکند : در دنیایی که حتی سلیمان هم شوی و تخت پادشاهی با ان عظمت هم داشته باشی اخرالامر به باد خواهد رفت و چیزی از ان نخواهد ماند ، تو شراب بنوش و غم سود و زیان بر دل راه مده که تو از سلیمان که بیشتر نیستی . تخت سلیمان هیچ بود و تو اگر دل به هیچ (مال دنیا )دهی عاقبت باد در دست خواهی داشت . یعنی هیچ نخواهی داشت و ضرر کامل کرده ای .

 

محسن در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۸ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۰ نوشته:

آقای رضا بابت تفاسیر و معانی زیبایتان از غزلیات حضرت حافظ که الحق سبب شناخت و آشنایی بیشتر خواننده با این اعجوبه وصف ناپذیر عالم شعر شده است کمال تشکر را دارم و از خدای حافظ برایتان صحت و یلامتی آرزومندم.

 

Hosein در ‫۳ ماه قبل، شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۴ نوشته:

به نظرم مفهوم بیت چهارم این که
در دنیایی که حکومت سلیمان با آن همه شوکت و جلال ازبین رفت پس همه چیز فناپذیر است ، اگر دل بهیچ چیز نبندی و از قید دلبستگی به هر چه در جهان هست آزاد و رها باشی مثل این است که باد را مسخر و رام خودت کرده ای ک به نظرم به مفهوم توانایی درونی واقعی هست

 

دکتر صحافیان در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۰ نوشته:

https://wwhttps://www.blogfa.comدیروز(لحظه رخ نمودن تجلی حق که فرازمانی است)پیر می فروش که یادش به نیکی باد، گفت با شراب حال خوش، غم را به فراموشی بسپار.
گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ( خانلری: ننگ و نام)
گفتا قبول کن سخن و هر چه بادباد 
شاعر در مواجهه با پیر،انبوهی از شک و پرسش را در میان می گذارد: باده نوشی تمام شهرت و آبرویم را به باد می دهد! پیر می گوید: بپذیر هر چه پیش آید خوش است.( فقط شراب حال خوش می تواند تو را از دیو نفس و خودپرستی خارج کند و وارد بهشتت نماید)
۳-وقتی قرار است تمامی نیروها و سود و زیانها از دست برود،ازین داد و ستد عمر، نه شاد باش و نه غمگین( اشاره به آیه ۲۳ سوره حدید-تسلیم باش و مشاهده کننده- خانلری: گو بهر این معامله)
۴- آنجا که تخت سلیمان به باد می رود اگر به این (تجارت عمر) دلبسته شوی، جز باد( هیچ) در دست نخواهی داشت.
ایهام: -تخت سلیمان از بین می رود
-تختش را باد می برد
- عزیزتر از سلیمان نباید، بازین همه به دست وی جز بادی نبود( و لسلیمان الریح- انبیا/ ۸۱)آنگه قدر ملکتش به وی نمودند که او را از تخت فرود آوردند و صخر جنی را به جای او بنشاندند( اسرار التوحید ص ۳۰۱)
۵- اگر از پند خردمندان و آگاهان( پیر می فروش) دلگیر می شوی حکایت را کوتاه می کنم، پس عمر و عزت زیاد.
نکته: غزل بازگوکننده حال متردد شاعر میان " مستوری و مستی" است( سکوت آگاهانه تا رسیدن به جلوه حال خوش)
دکتر مهدی صحافیان
 آرامش و پرواز روح

 

احمد ترکمان در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۸ پاسخ داده:

با اجازه جناب دکتر صحافیان

سوره حدید23:آنچه از دست شما رفت تاسف مخورید و آنچه بشما اعطا کرده است شادمان و دلخوش مباشید

و خداوند هیچ خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.

گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو*هر قبله ای که بینی بهتر زخود پرستی

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.