گنجور

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۱۹ - تعریف باغ بیگم‌آباد

 

چو آمد سوی باغ بیگم‌آباد
صبا در رعشه جاوید افتاد
ز بس دهشت، درین پاکیزه گلشن
نگیرد یاسمن را خار، دامن
گل آن باغ را از بس حیا بود
نگاه نرگسش بر پشت پا بود
برون ناید ز کاخ از شرمساری
نسازد غنچه را تا گل عماری
نچیند باغبان اینجا گل از بار
که یاد چیدن گل، بردش از کار
نباشد جز گل شب‌بو درین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۰ - تعریف باغ آصف‌آباد

 

چو آمد سوی باغ آصف‌آباد
سلیمان ملک خود را رونما داد
به آبش، آب زمزم چون ستیزد؟
که این از چشمه، آن از چاه خیزد
قرین می‌گشت با این چشمه، زمزم
اگر می‌بود در کشمیر، آن هم
نمی‌باشد گواراتر ازین آب
نوشته خضر، صد محضر درین باب
به صافی، صاف‌تر از ماه بی‌میغ
گرو برده به سردی از دم تیغ
به دل فیض روانی می‌چشاند
که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۱ - تعریف چشمه ورناک

 

خَضِر سرچشمه ورناک جوید
که دست از چشمه حیوان بشوید
محیط از شرم ریگ آب ورناک
عرق از جبهه گوهر کند پاک
فرات از رشک نهرش کربلا شد
ز غیرت دجله را، نم توتیا شد
چه شد گر خضر را هم جرعه‌ای داد
رسد این چشمه دریا را به فریاد
ز فیضش ملک کشمیرست معمور
ازین سرچشمه بادا چشم بد دور
اگر ذوق بهار و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۲ - صدای سروش برای ثناگستری چمن کشمیر

 

مرا این نغمه مالد دم به دم گوش
که بلبل در چمن عیب است خاموش
ز لب مهر خموشی زود برگیر
زبان را در پس دندان مکن پیر
چه خاموشی، چمن را گوش کر نیست
فغان عندلیبان بی‌اثر نیست
محیط جسم را نطق است گوهر
زبان بی سخن، برگی‌ست بی بر
ز دریای سخن، از یک صدف در
جهانی را توان کرد از گهر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۳ - در تعریف پیرپنجال

 

در باغ بهشت است این که الحال
برآورده به سنگش، پیرپنجال
چو وقت آید که بگشایند این در
به کشمیر آمدن باشد میسر
درین منزل دل کشمیر نگشود
به پنجاب آمدی گر راه می‌بود
نشد زین روستا آزاد کشمیر
جوانی در میان کوه شد پیر
بهشتی مانده در سنگین حصاری
گلی، اما به دست مشت خاری
هما مسکن درین کشور ندارد
کسی فر غیر نیلوفر ندارد
اگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۴ - مدح شاهجهان و پایان کلام

 

کف قدرت پس از مقصود ایجاد
جهان را زینت از شاه جهان داد
به تسخیر فلک، شبدیز چون راند
ملک صاحبقران ثانی‌اش خواند
به زیر سایه‌اش صاحب‌کلاهان
جنابش قبله‌گاه و پادشاهان
نهال عقل از تیغش برومند
به رویش دین و دولت در شکرخند
کرم از صورت دستش مثالی
بقا از گلشن عمرش نهالی
زر از نامش چنان بر خویش بالید
که مهرش در دل ممسک نگنجید
نباشد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۵ - در توصیف باغ جهان‌آرای اکبرآباد

 

تعالی‌لله ازین باغ دل‌افروز
که شامش راست فیض صبح نوروز
هوایش طبع‌ها را معتدل ساز
درختان هم‌سر و مرغان هم‌آواز
هرات از شرم باغ اکبرآباد
چو گل اوراق خوبی داده بر باد
مگر بر سبزه‌اش غلتیده کشمیر؟
که باشد حسن سبزانش جهان‌گیر
در باغش صلای عام داده
چو طاق ابروی خوبان، گشاده
به مهرش داده فروردین دل از دست
هزار اردیبهشت از بوی او مست
به نوعی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۸ - تعریف تخت سلطنتی و تاریخ ساخت آن

 

زهی فرخنده تخت پادشاهی
که شد سامان به تایید الهی
مدار تخت اگرچه بخت باشد
سعادت بخت را زین تخت باشد
فلک روزی که می‌کردش مکمل
زر خورشید را بگداخت اول
چو دست نوبت آمد بر سر کان
ز قدر خویش واقف شد زر کان
بود زیب زرش از کان زیاده
مگر گنج روان است ایستاده؟
به حکم کارفرما صرف شد پاک
به میناکاریش مینای افلاک
جز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۲۹ - وصف خوابگاه شاهی

 

زهی عالی بنا کز پایداری
بقا را کرده تعلیم استواری
مقام خوابگاه پادشاهی
مهیّا شد به تایید الهی
سراسر نور چون کاشانه چشم
شده مردم‌نشین چون خانه چشم
در و بامش همه عنبرسرشت است
که گویی خانه چشم بهشت است
کند این خانه را زان چرخ پابوس
که شمع دولت و دین راست فانوس
نشد آیینه با خشتش برابر
بسی داغ است ازین معنی، سکندر
درش محراب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۳۰ - در وصف ناتوانی و بیماری

 

مسلمانان فغان زین ناتوانی
که دارد در گمانم زندگانی
بود مشکل، ستادن بر من زار
چو برگ کاه بی امداد دیوار
وگر بهر ستادن دست گیرم
چو برگ لاله گیرد پا به قیرم
سرم چندان عصا را متّکا کرد
که خود را همچو گو جزو عصا کرد
ازان با شعله‌ام چون شمع همراه
که نتوانم کشیدن بی مدد آه
بود دستم به دست ناتوانی
سرم را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی