گنجور

 
قدسی مشهدی

کسی کو عشق‌بازی پیشه دارد

کی از رسوا‌شدن اندیشه دارد

دل ریشی که خون از وی نجوشد

چو سنگی دان که زخم تیشه دارد

مکش از سینه ریشم که تیرت

بود نخلی که در جان ریشه دارد

دل قدسی نمی‌ترسد ز شادی

که شیری چون غمت در بیشه دارد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فخرالدین اسعد گرگانی

کسی کاو تخم کشتن پیشه دارد

همیشه دل در آن اندیشه دارد

عطار

کسی کو از محال اندیشه دارد

شبانروزی تحیر پیشه دارد

عبید زاکانی

همیشه سوگواری پیشه دارد

همیشه عاشقی اندیشه دارد

سلیم تهرانی

زمین او را به بند از ریشه دارد

سپهرش چون پری در شیشه دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه