گنجور

شعرهای حسین خوارزمی با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۴

 

دوای درد دل خسته ام بکن یارا

بیا که نیست مرا بی تو زیستن یارا

ز جستجوی تو یارا روان همیسازم

ز چشمه های دو دیده هزار دریا را

جماعتی که بکوی تو راه مییابند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۷

 

کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست

کدام طایر قدسی که در هوای تو نیست

کدام سر نه سراسیمه است در قدمت

کدام دل هدف ناوک بلای تو نیست

ز دل چسود مرا گر ز عشق خون نشود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۸

 

بیک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت

میان ما و تو بنگر که چون وصال انگیخت

چه لطف بود که دور سپهر از سر مهر

میان مشتری و ماه اتصال انگیخت

هزار طایر جان را شکار کرد رخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۰

 

کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست

بیا که دیده روشن بنام تست ای دوست

سخن بگوی از آن پسته شکر افشان شو

که قوت طوطی روحم کلام تست ای دوست

مرا چه زهره که لاف از غلامی تو زنم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۳

 

بیا که جان من از داغ انتظار بسوخت

دلم ز آتش هجرانت ای نگار بسوخت

قرار و صبر و دل و عقل بود مونس من

کنون ز آتش شوق تو هر چهار بسوخت

بحال من منگر زانکه خاطرت سوزد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۰

 

بقای عمر در این خاکدان فانی نیست

جهان پر از غم و امید شادمانی نیست

گل مراد از این آب و گل چه میجوئی

که در ریاض جهان بوی کامرانی نیست

برای صحبت یاران مهربان کریم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۵

 

مرا ز مدرسه عشقت بخانقاه کشید

بصدر صفه دولت ز پایگاه کشید

حدیث آتش عشقم مگر رسید به نی

که نی ز سوز درون صد هزار آه کشید

دلم چو پای ارادت نهاد در ره عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۷

 

نگار من چو بلعل شکر نثار آید

غذای طوطی طبعم سخن گذار آید

دیار دل که خرابست بی شهنشه خویش

بشهریار رسد چون بشهریار آید

شهان پیاده شوند و نهند رخ بر خاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۸

 

دلم هوای چنان سرو نازنین دارد

که مشگ سوده بر اطراف یاسمین دارد

ز مهر زهره جبینی شدم ستاره فشان

که داغ بندگیش ماه بر جبین دارد

هزار عاقل فرزانه گشت دیوانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۹

 

صبا رسید در او بوی یار نیست چه سود

نسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود

هزارگونه گل اندر بهار گر چه شکفت

چو بوی از گل من در بهار نیست چه سود

مراست از دو جهان اختیار یار ولیک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۶

 

نگار سرو قد گلعذار من آمد

قرار جان و دل بیقرار من آمد

مرا ز طعنه خلق و ز جور دور فلک

چه غم کنون که بت غمگسار من آمد

مهی که از بر من رفته بود چندی وقت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۸

 

علاج عاشق مسکین حبیب میداند

که داروی دل غمگین طبیب میداند

غریب نیست اگر حال ما نمیدانی

که حال زار غریبان غریب میداند

غمی که میکشم از درد دوست میدانم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۴

 

اگر طریقه تو جمله ناز خواهد بود

وظیفه من شیدا نیاز خواهد بود

مرا چه دیده بروی تو باز شد در دل

بغیرت از سر غیرت فراز خواهد بود

چراغ مجلس هر کس مشو وگرنه چو شمع

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۴

 

بر آستان خرابات عشق مستانند

که نقد هر دو جهان را بهیچ نستانند

براق همت عالی بتازیانه شوق

در آن فضا که بجز دوست نیست میرانند

ز هر چه هست بکلی دو دیده بردوزند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۵

 

صباح عید ز بهر صبوح برخیزند

بر آتش دل ما آب زندگی ریزند

بحال گوشه نشینان بغمزه پردازند

هزار فتنه بهر گوشه ای برانگیزند

نفس نفس چو مسیحا ز لب شفا بخشند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۰

 

زهی بوعده وصل تو جان ما مسرور

بیا که چشم بد از تو همیشه بادا دور

چگونه دیده بدوزم ز منظرت که ندید

نظر نظیر تو در کائنات یک منظور

کسی که طلعت حسن عذار عذرا دید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۵

 

اگر طریقه آن دلرباست عشوه و ناز

وظیفه من آشفته نیست غیر نیاز

منم چو شمع و غم عشق دوست چون آتش

مرا نصیبه از آن آتش است سوز و گداز

گهی ز فکر دهانش مراست عیشی تنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱

 

اگر تو محرم عشقی مگوی اسرارش

چو جان خویش ز خلق جهان نگهدارش

ز سر عشق خبر دار نیست هر عاشق

حدیث عشق ز منصور پرس و از دارش

چو لاله تا ز غمش داغ بر جگر دارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۶

 

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده بگوش

اگر تو طالب یاری بجان و دل بخروش

مگوی راز بهر کس چو دیک منمائی

دهان بسته برآور چو خم صهبا جوش

بخواب دیده که از دوست گشته ای مهجور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۴۳

 

منم که با تو زمانی وصال می بینم

بجای وصل همانا خیال می بینم

براستان که بهشتم بهشت را تا من

بر آستان تو خود را مجال می بینم

توئی بلطف درآمیخته بمن یا من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حسین خوارزمی
 

[۱] [۲]