نگار سرو قد گلعذار من آمد
قرار جان و دل بیقرار من آمد
مرا ز طعنه خلق و ز جور دور فلک
چه غم کنون که بت غمگسار من آمد
مهی که از بر من رفته بود چندی وقت
ز سیر چرخ کنون بر کنار من آمد
سزد که بیش ننالم ز ریش نیش جفا
کنون که مرهم جان فکار من آمد
چه احتیاج مرا بعد از این بسرو و چمن
کنون که سرو قد گلعذار من آمد
هزار شکر که بار دگر بر غم حسود
مراد خاطر امیدوار من آمد
رسید یار و حسین شکسته میگوید
چه غم ز دشمنم اکنون که یار من آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی آمدن معشوقی است که آرامش و شادابی را به زندگی شاعر بازگردانده است. شاعر از ناراحتیها و رنجشهای گذشته سخن میگوید و با آمدن این معشوق، همهی سختیها و دردها را فراموش کرده و احساس خوشبختی میکند. همچنین بیان میکند که نیازی به دنیا و زیباییهای آن ندارد، چون اکنون عشقش به او رسیده است. شاعر با شکرگزاری از این برکات، میگوید که دشمنیها و مشکلات دیگر اهمیتی ندارند.
هوش مصنوعی: دختر زیبا و با وقاری که همچون سرو است، آرامش جان و دل نا آرام من به وجودش بستگی دارد.
هوش مصنوعی: فکر نمیکنم به طعنهها و آزارهای مردم یا بلای روزگار اهمیت دهم، چرا که معشوق غمگین من اکنون به سراغم آمده است.
هوش مصنوعی: مدتی ماهی که از کنارم دور بود، حالا دوباره به من نزدیک شده و در این گردش زمان به من برگشته است.
هوش مصنوعی: بهتر است که در برابر سختیها بیشتر ناله نکنم، زیرا اکنون که درمانی برای دردهایم پیدا شده، نباید از جفاها و آسیبها شکایت کنم.
هوش مصنوعی: حالا که محبوب من مانند درخت بلند و زیبای سرو است، دیگر نیازی به باغ و گلزار ندارم.
هوش مصنوعی: بسیار خوشحالم که بار دیگر آرزوی دل من که در کنار غم و حسادت دیگران بود، برآورده شد.
هوش مصنوعی: یار محبوب رسید و حسین که در واقعهای سخت آسیب دیده است، میگوید اکنون که یارم به نزد من آمده، دیگر از دشمنان و مشکلاتم نگران نیستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.