گنجور

شعرهای سنایی غزنوی با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» - صفحهٔ ۲۹

 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر خویشان گوید فی‌مذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محن

 

این گُره را که نام کردی خویش

هریکی گزدمند با صد نیش

سرگران همچو پای در خوابند

پرده‌در همچو تیز درآبند

از ره مرگ و جسک ماده و نر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت برادران گوید

 

دوست جو از برادران بگسل

که برادر کند پر آذر دل

کِه بود غمز بر پدر خواند

مِه بود بر تو خواجگی راند

تا پدر زنده با تو دمسازست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت خواهران گوید

 

ور ترا خواهر آورد مادر

شود از وی سیاه روی پدر

تو ز میراث ربعی او را ده

فحلی آور ورا سبک مسته

گر تو ناری خود آورد بی‌شک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » حکایت هزل

 

کلکی بر مناره کودک خرد

برده بود و به ناز می‌افشرد

چون مؤذّن بدیدش اندروای

پس بگفت ای کلک ز بهر خدای

سره کاری همی کنی بر تاز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت فرزند گوید

 

بود فرزند بد بود به دو باب

زنده مالت برند و مرده ثواب

جهل باشد عدوت پروردن

از پی رنج دل جگر خوردن


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت دختر گوید

 

ور بود خود نعوذباللّٰه دخت

کار خام آمد و تمام نپخت

طالعت گشت بی‌شکی منحوس

بخت میمون تو شود منکوس

آنکه از نقش اوت عار آید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » فی مذمّة الختن

 

کیست این هست مر مرا داماد

کرده حمدان ز بهر زن پر باد

گه و بیگه درآید از درِ تو

کام و ناکام گشته همسر تو

گشته معروف هرکه و هرجای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت عمّ گوید

 

آنکه عمّ تو و آنکه خال تواند

همه در قصد خون و مال تواند

عمّ که بدگوی و پر ستم باشد

عم نباشد که درد و غم باشد

در مهی خویشتن پدر کرده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت خال گوید

 

خال کآزار تو گزیده بُوَد

همچو خال سفید دیده بُوَد

کند آن خالت از خرد خالی

بهر میراث مادرت حالی

چون زرت باشد از تو جوید رنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر خویش لشکری گوید

 

موش کز دشت در دکان افتد

به که خویشیت با عوان افتد

چون نشیند عوان به خر پشته

چه تو در پیش او چه خر کشته

خویشتن را خدای نام نهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » ذکر انواع‌الشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید

 

هرکه شد کون‌پرست بر خیره

گوز یابد ثواب از انجیره

چه دهی از پی گذر گه ثفل

خرد پیر خود به کودک طفل

گر زبر سوش مایهٔ بد اوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » در معنی زناشویی گوید

 

از غلام آنکه زی عیال آمد

او ز دنبه بپوستکال آمد

نیست کدبانویی و گادن را

زن بد جز طلاق دادن را

بندهٔ زن شدن به شهوت و مال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » حکایت و مثل

 

آن جوانی به درد می‌نالید

گفت پیری چو آن چنانش دید

کز چه می‌نالی ای جوان نبیل

گفت کز جور دبّه و زنبیل

جبه بر من قبا شد از غم دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » التمثیل فی‌المطایبة بطریق الهزل

 

بود گرمی به کار دریوزه

نام آن سرد قلتبان یوزه

رفت زی حج به کدیهٔ محراب

اینت فضل اینت مزد اینت ثواب

چون به بغداد آمد از حلوان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر مذمّت خویش صوفی گوید

 

باز اگر خویش باشدت صوفی

او خود از هیچ روی لایوفی

خانه ویران کند به لیل و نهار

گه بشکرانه گه به استغفار

نیم شب هر شبی به خانهٔ خویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » حکایة فی‌التّمثّل الصوفی

 

آن شنیدی که بُد به شهر هری

خواجهٔ فاضلی و پر هنری

خسته از رنج بی‌کرانهٔ دهر

گشته از فضل خود یگانهٔ دهر

از خرد رخت بر فلک برده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر قرابت فقیه گوید

 

ور بود خود فقیه خویشاوند

وند گردد به حیله جوی شاوند

باشد او در مزاج و سیرت خویش

زان سخنهای بی‌بصیرت خویش

نابکاری دو روی و یافه درای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » حکایت و ضرب‌المثل

 

آن شنیدی که از کم آزاری

رندی اندر ربود دستاری

آن دوید از نشاط در بستان

وین دوان شد به سوی گورستان

آن یکی گفتش از سرِ سردی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » حکایت

 

قحطی افتاد وقتی اندر ری

دور از این شهر وز نواحی وی

آن چنان سخت شد برایشان کار

کادمی شد چو گرگ مردم‌خوار

کرد هر مادری همی گریان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گوید

 

خلق را زیر گنبد دوّار

دیده‌ها کور و دیدنی بسیار

هرکه از خواندنی کرانه کند

اوستادش به موش خانه کند

نیست اندر جهان نکو نفسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

[صفحهٔ اول] … [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱] … [صفحهٔ آخر]