گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» - صفحهٔ ۲

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۷۱

 

مشکلست آزاد بودن دل که با دلبر نشست

مردنست از تن جدایی دل که با جان خو گرفت

عقل بیرون شد زمن پرسیدمش کاین چیست ؟ گفت :

ما که هشیاریم ! با دیوانه نتوان خو گرفت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۷۲

 

هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام

خوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۸۶

 

ای که بر کندی دل از پیمان یاران قدیم

گاه‌گاهت یاد باید کرد از عهد و داد

محنت هجران ورنج راه و تشویق سفر

این‌همه گویی نصیب جان مهجورم فتاد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۰

 

باز گل می آید دل در بلا خواهد فتاد

سوزشی در جان بی سامان ما خواهد فتاد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۱

 

گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان

هم بران جان بلا تشویش او خواهد فتاد

آنکه می‌گوید که دل ندهم بکس آخر گهی

پیش چشم شوخ کافر کیش او خواهد فتاد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۲

 

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد

چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد

خنجر زهرآب داده در کف قصاب داد

دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۲۲

 

گر کنی یاری و گر آزار بر من بگذرد

هر چه می‌خواهی بکن ای یار بر من بگذرد

گفتی از من بگذرم زین‌سو بود بر تو ستم

این ستم ای کاشکی هر بار بر من بگذرد

هر سحر گاهی فرستم جان به استقبال او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۲۶

 

دارد اندر دل غباری گریه وقت تست هان

کارکن اندر دش گر می‌توانی کار کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۵۱

 

دیشبش گفتم فلانی! زیرلب گفتا که «مرگ»!

طرفه مرگی بود این کز آب حیوان زاده شد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۶۸

 

چند تن در مسجد و دل گرد کوی شاهدان

خرم آن‌کو آشکارا باده با یاری کشد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۸۴

 

مرهم از لبهات می‌جویم بدین جان فگار

وای بر ریشی که آنرا از نمک مرهم کنند

مردهٔ آن قامتم کاندم که بخرامد براه

مردگان در خاک هر دم حسرتی دیگر خورند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۹۶

 

شهسوارانی که فتح قلعهٔ دین کرده‌اند

التماس همت از دلهای مسکین کرده‌اند

پاکبازان سر کوی خرابات فنا

در مقام سرفرازی خشت بالین کرده‌اند

سنگسار لعنت جاوید مر ابلیس را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰۵

 

چون تویی از نسل آدم گشت پیدا نیست عیب

گر فرشته بوسه بربای منی آدم زند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۱۲

 

چند گویید ای مسلمانان که حال خود بگوی ؟

من همی گویم ولی از من که باور می‌کند ؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۱

 

از کجا مست آمدی ای مه که غارت شد نماز

پارسایی را که مشغول دعای خویش بود

پیش آن محراب ابرو جان خلقی در دعا

همچو انبوه گدا در مسجد آدینه بود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۴

 

برلبش بود اعتماد من مگر جان بخشد او

آن که روح‌الله گمان بردیم آن قصاب بود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۵

 

حسن اخلاق از خردمندان توان کردن طلب

خر بود آن کوادب جستن به سوی خر بود

بی خرد را عیب نتوان کرد در ترک ادب

عیب نبود مور بر تخت سلیمان گر بود

مطربی میگفت خسرو را که ای گنج سخن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۶

 

من به گرمای قیامت خون خورم بر یاد دوست

جوی شیران را نما کو تشنهٔ کوثر بود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۴۱

 

شد جهان زنده به بوی گل ولی من چون زیم

کز گلم بوی کسی می‌آید و جان می رود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۹۱

 

جان من از صبر می پرسی دل ما را مپرس

زانکه این معنی ندارد در گمان او گذر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]