گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۰۸

 

امروز مبارک است فالمکافتاد نظر بر آن جمالم
الحمد خدای آسمان راکاختر به درآمد از وبالم
خواب است مگر که می‌نمایدیا عشوه همی‌دهد خیالم
کاین بخت نبود هیچ روزموین گل نشکفت هیچ سالم
امروز بدیدم آن چه دل خواستدید آن چه نخواست بدسگالم
اکنون که تو روی باز کردیرو باز به خیر کرد حالم
دیگر چه توقع است از ایامچون بدر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی