گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۰

 

صد مصر مملکت ز تعدی خراب شدصد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتادصد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بودوان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد
وان چشم کو چو برق همی‌سوخت خلق رادر نوحه اوفتاد و به گریه سحاب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹

 

در مهر ماه زهدم و دینم خراب شدایمان و کفر من همه رود و شراب شد
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدیتحقیقها نمایش و آبم سراب شد
ایمان و کفر چون می و آب زلال بودمی آب گشت و آب می صرف ناب شد
دوش از پیاله‌ای که ثریاش بنده بودصافی می درو چو سهیل و شراب شد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غز

 

آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شدو آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
سرو سعادت از تف خذلان زگال گشتو اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد
از سیل اشک بر سر طوفان واقعهخوناب قبه قبه به شکل حباب شد
چل گز سرشک خون ز برخاک بر گذشتلابل چهل قدم ز بر ماهتاب شد
هم پیکر سلامت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۸

 

ساقی بیا که میکده را فتح باب شد
پر کن قدح که دور شه کامیاب شد
در ده شراب ناب که جان و دل حسود
در بزم غم بر آتش حرمان کباب شد
از باده خوش برآ که به کف نیست غیر باد
آن را که جام عیش تهی چون حباب شد
عمری دعای جاه و جلال تو گفته ایم
منت خدای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۷۲

 

زان گل که اندکی بته مشک ناب شد
بسیار خلق از مژه در خون خضاب شد
در خردگیش دیدم و گفتم که مه شوی
او خود برای سوزش خلق آفتاب شد
آن سادگی که داشت، به سرخی شدش به دل
قندی که داشت نیشکر او، شراب شد
بهر خدا دگر به دل من گذر مکن
ای چشمه حیات که خون من آب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴

 

افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
روی تو ماه بود، کنون آفتاب شد
گفتم: بدور عشق تو سازم سرای عیش
غم خانه ای، که داشتم، آن هم خراب شد
این آه گرم بی سببی نیست دم بدم
یا سینه سوخت، یا دل سوزان کباب شد
ناصح زبان گشاد که: تسکین دهد مرا
نام تو برد و موجب صد اضطراب شد
خوناب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵

 

تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
چون صبح داغ سینه من آفتاب شد
از حسن نیم رنگ تو، ای ساقی بهار
نظاره سیر مست گل ماهتاب شد
چون کشتی شکسته، که از آب پر شود
ما را دل شکسته پر از خون ناب شد


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی