گنجور

اشعار مشابه

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶

 

گو خلق بدانند که من عاشق و مستم

آوازه درست است که من توبه شکستم

گر دشمنم ایذا کند و دوست ملامت

من فارغم از هر چه بگویند که هستم

ای نفس که مطلوب تو ناموس و ریا بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰

 

دی در صف اوباش زمانی بنشستم

قلاش و قلندر شدم و توبه شکستم

جاروب خرابات شد این خرقهٔ سالوس

از دلق برون آمدم از زرق برستم

از صومعه با میکده افتاد مرا کار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷

 

ای زاهد مستور، ز من دور، که مستم

با توبهٔ خود باش، که من توبه شکستم

زنار ببندی تو و پس خرقه بپوشی

من خرقهٔ پوشیده به زنار ببستم

همتای بت من به جهان هیچ بتی نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳

 

امروز که من عاشق و دیوانه و مستم

کس نیست که گیرد به شرابی دو سه دستم

ای لعبت ساقی بده آن بادهٔ باقی

تا باده‌پرستی کنم و خود نپرستم

با خود چو دمی خش ننشستم به همه عمر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۴

 

تخفیف کن از دور من این باده که مستم

وز غایت مستی خبرم نیست که هستم

بر بوی سر زلف تو چون عود بر آتش

می‌سوزم و می‌سازم و با دست بدستم

در حال که من دانهٔ خال تو بدیدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶

 

در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم

احرام طواف حرم کوی تو بستم

آتش زدم آن خرقه پشمینه سالوس

بر سنگ زدم شیشه تقوی و شکستم

رندی و نظر بازی و شیدایی و مستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳

 

بر زلف تو من بار دگر توبه شکستم

بس عهد که چون زلف تو بشکستم و بستم

دریاب که زد کار جهانی همه بر هم

چشم تو و عذرش همه این است که مستم

در نامه چو من شرح فراق تو نویسم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۴

 

رفتم به در خانه میخانه نشستم

آن توبهٔ سنگین به یکی جرعه شکستم

گر عاقل مخمور مرا خواند به مجنون

منعش مکن ای عاشق سرمست که هستم

در هر دو جهان غیر یکی را چو ندیدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲

 

مشکن صنما عهد که من توبه شکستم

وز بهر تو در کنج خرابات نشستم

اندر صف خورشیدپرستان شدم اینک

زیرا که میان سخت به زنّار ببستم

پیش تو برم سجده میان‌بسته به زنّار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۷

 

آوازه در افتاد که من توبه شکستم

نه نه نه چنان است که من توبه پرستم

دادند به من چاشنی یی از خمِ مبدا

از جرعۀ آن جام چنین واله و مستم

ز آن گاه که دادند به من مشربۀ خضر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۷

 

روزی به دو زانو بر دلدار نشستم

گفتم که تویی قبله من گفت که هستم

گفتم چه شد آن عهد محبت که تو بستی

گفتا که همان لحظه‌اش از ناز شکستم

گفتم که بخور باده گرفت و به زمین ریخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

خالد نقشبندی » غزلیات » غزل شماره ۴۵

 

از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم

بیرون شده سر رشته ادراک ز دستم

در معرکه نفس بسی پای فشردم

بفریفت مرا عاقبت و داد شکستم

هر لحظه پرستید و تبسم بنماید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خالد نقشبندی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۷۴

 

تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم

من هوش ندارم مگر آن لحظه که مستم

ز نار مرا کافر و مومن همه دانند

پنهان چکنم عاشق معشوق پرستم

در کوی تو آنم که چو گرد از سر عالم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

حیدر شیرازی » دیوان مونس الارواح » غزلیات » شمارهٔ ۲۶ - و له ایضا

 

امروز که در کوی خرابات الستم

از حسرت یاقوت لبت باده پرستم

سجاده و تسبیح به یک گوشه نهادم

وز کفر سر زلف تو زنار ببستم

ترک سر و زر کردم و دین و دل و دنیا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حیدر شیرازی
 

ملا احمد نراقی » دیوان اشعار » منتخب غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۲۲

 

در مدرسه دی با دو سه فرزانه نشستم

پیمان پی بشکستن پیمانه ببستم

امروز چو نیکو به حقیقت نگرستم

دیدم که به دیروز چه دیوانه شده ستم

سرگشته و حیران سوی میخانه دویدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملا احمد نراقی