گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)» و حروف قافیهٔ «رنیست»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶

 

گر صبر دل از تو هست و گر نیست

هم صبر که چاره دگر نیست

ای خواجه به کوی دلستانان

زنهار مرو که ره به در نیست

دانند جهانیان که در عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲

 

دل خون شد از توام خبر نیست

هر روز مرا دلی دگر نیست

گفتم که دلم به غمزه بردی

گفتا که مرا ازین خبر نیست

زر می‌خواهی که دل دهی باز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱

 

معشوقه از آن ظریفتر نیست

زان عشوه‌فروش و عشوه خر نیست

شهریست پر از شگرف لیکن

زو هیچ بتی شگرف‌تر نیست

مریم کده‌ها بسیست لیکن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷

 

او با تو ، تو را از او خبر نیست

جز عین یکی ، یکی دگر نیست

نقشی که خیال غیر دارد

صاحبنظرش بر آن نظر نیست

چون صورت دوست معنی ماست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۹

 

ما را ز تو یک نفس به سر نیست

الا در تو دری دگر نیست

از منزل تو گذر ندارم

گر هست برون شوی وگر نیست

از تو چه نشان دهد به وجهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۹

 

تا با خودم از خودم خبر نیست

چون با یارم ز من اثر نیست

چندانکه دویدم اندرین کوی

از کوچه یار ره بدر نیست

ای زاهد خشک، بگذر از من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاسم انوار