گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)» و حروف قافیهٔ «یناست»

 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در مدح سلطان سنجر

 

ملک مصونست و حصن ملک حصین است

منت وافر خدای را که چنین است

شعلهٔ باسست هرچه عرصهٔ ملکست

سایهٔ عدلست هرچه ساحت دین است

خنجر تشویش با نیام به صلح است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰

 

قصد همه وصل حور و خلد برین است

غایت مقصود ما نه آن و نه این است

بر سر آزاده‌ام نه صلح و نه جنگ است

در دل آسوده‌ام نه مهر و نه کین است

شیخ و برهمن، مرید کعبه و دیرند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲

 

حور تویی، بوستان بهشت برین است

باده به من ده که سلسبیل همین است

حادثه‌ها را ز چشم مست تو بیند

بر سر هر کس که چشم حادثه بین است

کس نستاند به هیچ نافهٔ چین را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - و‌له ایضاً فی مدحه

 

ملک ز انصاف شه بهشت برین است

دوزخیم بالله ار بهشت چنین است

گرمی بازار دین چنانکه در اقلیم

کفر وقایع نگار دین مبین است

منت بیمر خدای عزوجل را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۵

 

حلقه آه مرا سپهر نگین است

گریه من روشناس روی زمین است

تا تو به چشم رکاب پای نهادی

عشرت روی زمین به خانه زین است

رزق من از شاهراه گوش درآید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۱۱

 

آنک به حق داور زمان وزمین است

خسرو پیروز بخت نصرة دین است

حامی اسلام بیشکین که چو گردون

مرکب دوران او همیشه بزین است

آنکه در اطراف ملکش از در طاعت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۱

 

در صف دلها غم تو صدرنشین است

مرتبه ناله از تو برتر ازین است

بر تو نه تنها منم فشانده دل و دین

داعیه این است هر کرا دل و دین است

کس نشود سیر گفته ای ز وصالم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱

 

تا دل من ریش و لعل و نمکین است

ریش به از مرهم است گر نمک این است

خرمن مشگست زلف او مزنش هان

شانه که غارتگر صبا بکمین است

سر بزن ای ترک ساده هندوی خط را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰

 

شهر پر آشوب و غارت دل و دین است

باز مگر شاه ما بخانه زین است

آینهٔ روست یا که جام جهان بین

آتش طور است با شعاع جبین است

با که توان گفت این سخن که نگارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری