گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)» و حروف قافیهٔ «انم» - صفحهٔ ۲

 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۵

 

ترا چون چشم خود دیگر به مردم دید نتوانم

دو چشم دیگری خواهم که از غیرت بپوشانم

زرشک از دیده خون ریزد گرم در دل فرود آئی

ز دل فریاد برخیزد گرت بر دیده بنشانم

چو از رخ زلف ببریدی گستی رشته عمرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۵

 

گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم

به گوش غنچه گستاخ است گلبانگ پریشانم

اثر در زلف لیلی می کند آشوب زنجیرم

نمک بر زخم مجنون می زند شور بیابانم

سفال چرخ را بخشد طراوت دود آه من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۶

 

به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم

به چشم طفل طبعان گرچه از رنگین لباسانم

کسی جز شانه خار از پای من بیرون نمی آرد

درین وادی ز بی غمخوارگی از سینه چاکانم

ندامت هرگز از عصیان نشد نفس مرا حاصل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۴

 

گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم

کزین در ظلمت کفرم وزان در نور ایمانم

نیم یک لحظه از سودای زلف و خال او خالی

گهی سرگشت اینم گهی آشفته آنم

حدیث کفر و دین پیشم مگو زیرا من مسکین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

[۱] [۲]