جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
نگنجد چاک از شادی در آغوش گریبانم
شراب دورباشی جوش میزد دوش کز مستی
نگه چون اشک میغلطید از مژگان به دامانم
چه شوقست این که بهر التماس پاس بیخوابی
نگه صد بار بوسد تا سحرگه پای مژگانم
گر از من دلگرانی تا توانی نالهام مشنو
که من درد دلم در نالههای خویش پنهانم
متاع کاسدم شیدایی ناز خریداران
اگر در کعبهام کفرم اگر در دیر ایمانم
ز غیرت دیده بربستم ولی از شوق دیدارش
گل نظاره میروید ز شاخ خشک مژگانم
من آن اشکم که عمری بر سر مژگان بودم
کنون دیریست تا بیهوده سرگردان دامانم
بخواب ای دست غم در آستین کامشب زبیتابی
به استقبال چاکی رفته هر تار گریبانم
نه پای شانهای بوسیدم و نی دامن بادی
فصیحی زلف معشوقم که بی موجب پریشانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساسات عمیق و دردناک عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر به داغ رسوایی و جنون عشق خود اشاره میکند و از شادی و غمهایش در آغوش گریبانش سخن میگوید. او از شراب و میگساری یاد میکند که باعث مستیاش شده و اشکهایش بر دامانش میریزد. به شوق عشق و التماس برای در کنار معشوق بودن اشاره دارد و نالههایش را پنهان از دیگران میداند. او هویت خود را در شیدایی و عشق به معشوق تعریف میکند، حتی اگر این عشق به کفر یا ایمان منجر شود. در نهایت، شاعر از تنهایی و سرگردانیاش در عشق میگوید و احساس اضطراب و بیتابی را در انتظار دیدار معشوق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: دیوانگی ناشی از شرمندگی و رسوایی، مانند گلی که در دشت میروید، در دل من جا نمیشود. شادی به قدری عمیق است که نمیتواند در آغوشم پنهان شود.
هوش مصنوعی: دوش، شراب دور از دسترس به شدت در حال جوشیدن بود و من از شدت مستی، نگاهی داشتیم که مانند اشک از چشمانم به روی دامنم میچکید.
هوش مصنوعی: این شعر از شوق و التماس عاشقانه سخن میگوید. گوینده از عشق و محبتش به معشوق میگوید و ابراز میکند که چقدر مشتاق است تا بوسههای معشوق بر چشمانش بیفتد و این انتظار بیخوابی او را به خاطر عشقش پرشورتر میکند. او میخواهد با این بوسهها، عاطفه و احساسات عمیق خود را به معشوق نشان دهد و لحظههایی از عشق را تا صبح تجربه کند.
هوش مصنوعی: اگر از من دلخور هستی، تا جایی که میتونی از شنیدن نالههای من پرهیز کن؛ چون دردهای درونم را در نالههایم پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: من کالای عشق و شیداییام را به خریداران عرضه میکنم؛ حتی اگر در کعبه باشم، کافر محسوب میشوم و اگر در دیر (میخانه) باشم، مومن هستم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از حسادت و غیرت خود چشمانم را بستهام، اما به خاطر شوق دیدن او، گل زیبایی از شاخکهای خشک مژگانم شکوفه میزند.
هوش مصنوعی: من آن اشکم که زمانی طولانی بر روی مژگانم نشسته بودم، حالا مدتی است که بیهدف در دامنم سرگردانم.
هوش مصنوعی: بخواب ای غم که امشب از بیتابی به استقبال درد و زخم رفتهام، هر تار از گریبانم حکایت از این حال دارد.
هوش مصنوعی: نه دست کسی را بوسیدم و نه باد ملایمی زلف محبوبم را نوازش کرده، که بیدلیل و بدون علت در حال پریشانی و بیدلی هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
گهی رنجی نهد بر دل گهی بی جان کند جانم
به درد دل شدم خرسند که جز او نیست دلبندم
به رنج تن شدم راضی که جز او نیست جانانم
به بازی گفتمش روزی که دل بر کن کنون از من
[...]
ترا من دوست میدارم ندانم چیست درمانم
نه روی هجر میبینم نه راه وصل میدانم
نپرسی هرگز احوالم نسازی چارهٔ کارم
نه بگذاری که با هرکس بگویم راز پنهانم
دلم بردی و آنگاهی به پندم صبر فرمایی
[...]
درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلوی
چهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم
مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایبها
[...]
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهدِ ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نِه
[...]
مرا دیوانه می خوانند و با دیوانه می مانم
ز خود بیگانه می دانند و هم من نیز می دانم
اگر با بت منم اینم وگر در کعبه بنشینم
نه مرد مذهب و دینم نه اهل کفر و ایمانم
چو در بت خانه افتادم ز دیگر خانه آزادم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.