گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)» و حروف قافیهٔ «یدم»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲

 

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم

به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم

امید در شب زلفت به روز عمر نبستم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸

 

نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

ز مهر در تو نشانی ندیدم و نشنیدم

چه رنجها که نیامد برویم از غم رویت

چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم

هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

رشحه » غزل - جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم ...

 

جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم

که بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم

سزای آن که تو را برگزیدم از همه عالم

ملامت همه عالم ببین چگونه شنیدم

اگر چه سست بود عهد نیکوان اما

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۶۶

 

چو غنچه تا، دل بستم ای بهار جوانی

به هیچ جا ننشستم که جامه‌ای ندریدم

اگر به تیغ سیاست مرا جداکنی از خود

ز تو برید نیارم ولی زخویش بریدم

به عین بی‌هوشیم رخ نمود و گفت که چونی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۶۷

 

چو غنچه تا بتو دل بستم ای بهار جوانی

بهیچ جا ننشستم که جامه‌ای ندریدم

اگر به تیغ سیاست مرا جدا کنی از خود

زتو برید نیارم ولی زخویش بریدم

بعین بیهوشیم رخ نمود و گفت که چونی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم

 

به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم

ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم

برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود

ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم

وگر نگاه امیدی بسوی هیچکسم نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۲۶

 

گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم

ز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدم

چو غنچه تا به تو دل بستم، ای بهار جوانی

به هیچ جا ننشستم که جامه ای ندریدم

گه جدا شدن جان ز تن نباشد هرگز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۷

 

ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم

به جان رسیدم و در آرزوی دل نرسیدم

جهان بگشتم و بر کوی دوستان بگذشتم

به بخت و طالعِ خود کس ندیدم و نشنیدم

به داستان برم آن گه به دوستان بنویسم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۲۶

 

جدا ز گوشۀ چشم تو گوشۀ نگزیدم

که با خیال تو هر ساعتش بخون نکشیدم

بتار طرۀ موئی شکست بال امیدم

سزای من که شب تیره ز آشیانه پریدم

از آن اشاره ابرو و خندۀ لب شیرین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳

 

ز مغز و پوست برون رفته تا بدوست رسیدم

بجان دوست که از هر چه غیر اوست بریدم

خلیل وقتم و فارغ ز آفتاب و ز ماهم

رهین عشقم و بیگانه از سیاه و سفیدم

نبود ره که ز آفات جان برم بسلامت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صفای اصفهانی
 

محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۸ - موشّح به مدح باقر علوم النبیّین حضرت امام محمد باقر علیه السلام

 

به بزم قرب حجابی به غیر دوست ندیدم

چو زین حجاب گذشتم به وصل دوست رسیدم

ز لوح دل چو زدودم غبار ظلمت کثرت

جمال شاهد وحدت به چشم خویش بدیدم

ز کام خود بگذشتم به خواهش دل جانان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محیط قمی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۷

 

هوای خود چو نهادم رضای او چو گزیدم

جهان و هر چه در او جز بکام خویش ندیدم

گمان بام توام بود هر کجا که نشستم

سراغ دام توام بود هر طرف که دویدم

بطایران دگر هم قفس مرا چه پسندی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نشاط اصفهانی