گنجور

 
صفایی جندقی

به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم

چه مایه خجلت از این وعده ی خلاف کشیدم

کدام روز شب آمد کدام شام سحر شد

که با خیال تو در کنج خلوتی نخزیدم

مگر به عشق تو از حالتم کسی نبرد پی

ز الفت همه هم صحبتان کناره گزیدم

به رسته ای که ز عشقت فروختند متاعی

کدام درد و بلاکش به نرخ جان نخریدم

شکار ترک کمان دار خویش تا دگری را

نبینم از سر تیرش به پای رشک رمیدم

فزود مهر تو در من خلاف خواهش مردم

ملامتی که به ترک محبت تو شنیدم

فغان که قاتلم از ناز دیرتر به سر آمد

اگر چه زودتر از همگنان به قتل رسیدم

به دست نامدم ازکفر و دین طریق ترقی

هر آنچه در ره ی کوشش به فرق جهد دویدم

مراد خویش نیابم ز میر کعبه صفایی

عبث نه پیر خرابات را به صدق مریدم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

دو هفته می‌گذرد کآن مه دوهفته ندیدم

به جان رسیدم از آن تا به خدمتش نرسیدم

حریف، عهد مودت شکست و من نشکستم

خلیل، بیخ ارادت برید و من نبریدم

به کام دشمنم ای دوست عاقبت بنشاندی

[...]

حکیم نزاری

ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم

به جان رسیدم و در آرزوی دل نرسیدم

جهان بگشتم و بر کوی دوستان بگذشتم

به بخت و طالعِ خود کس ندیدم و نشنیدم

به داستان برم آن گه به دوستان بنویسم

[...]

امیرخسرو دهلوی

گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم

ز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدم

چو غنچه تا به تو دل بستم، ای بهار جوانی

به هیچ جا ننشستم که جامه ای ندریدم

گه جدا شدن جان ز تن نباشد هرگز

[...]

خواجوی کرمانی

نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

ز مهر، در تو نشانی ندیدم و نشنیدم

چه رنج‌ها که نیامد به رویم از غم رویت

چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم

هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم

[...]

حافظ

خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم

به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم

به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم

امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه