به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم
چه مایه خجلت از این وعده ی خلاف کشیدم
کدام روز شب آمد کدام شام سحر شد
که با خیال تو در کنج خلوتی نخزیدم
مگر به عشق تو از حالتم کسی نبرد پی
ز الفت همه هم صحبتان کناره گزیدم
به رسته ای که ز عشقت فروختند متاعی
کدام درد و بلاکش به نرخ جان نخریدم
شکار ترک کمان دار خویش تا دگری را
نبینم از سر تیرش به پای رشک رمیدم
فزود مهر تو در من خلاف خواهش مردم
ملامتی که به ترک محبت تو شنیدم
فغان که قاتلم از ناز دیرتر به سر آمد
اگر چه زودتر از همگنان به قتل رسیدم
به دست نامدم ازکفر و دین طریق ترقی
هر آنچه در ره ی کوشش به فرق جهد دویدم
مراد خویش نیابم ز میر کعبه صفایی
عبث نه پیر خرابات را به صدق مریدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وفاداری ناتوانی است که شاعر به معشوقش وعده وفا داده، اما در عوض جفا و بیوفایی دیده است. او از خجالت ناشی از نقض وعدههایش گلهمند است و به یاد میآورد که در هیچ شرایطی از عشق معشوقش دور نشده است. شاعر همچنین از رنج و دردهایی که به خاطر عشقش متحمل شده، سخن میگوید و به حسرتها و ناکامیهایش در عشق اشاره میکند. او در نهایت به این نکته میرسد که تلاشهایش برای رسیدن به رضایت و کمال، بینتیجه و در بیفایده بوده است.
هوش مصنوعی: به دل خود امید دادم که وفادار خواهی بود، اما از تو بیوفایی دیدم. حالا از این وعدهی دروغین چقدر شرمندهام.
هوش مصنوعی: کدام روز بود که شب به خواب نرفتم و کدام شام بود که صبح را ندیدم، چرا که همیشه با یاد تو در گوشهای از تنهاییام مشغول بودم.
هوش مصنوعی: تنها به خاطر عشق تو، هیچکس نمیتواند حال مرا درک کند؛ برای دوستی و نزدیکی با دیگران، از همه آنها فاصله گرفتهام.
هوش مصنوعی: در جایی که به خاطر عشق تو، کالا و ارزشی را به حراج گذاشتهاند، کدام درد و رنج را میتوانم بپذیرم که با بهایی بیشتر از جانم خریداری نکنم؟
هوش مصنوعی: من برای اینکه از تیر رقابت دیگران در امان بمانم، سعی میکنم به شکار زیباییها و تواناییهای خودم بپردازم.
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو در دل من بیشتر شده و این موضوع برخلاف خواستهی دیگران است که از من میخواهند به خاطر ملامتها و سرزنشهایی که بابت ترک محبت تو میشنوم، از تو دور شوم.
هوش مصنوعی: آه و ناله از این که سرنوشت من بسیار دیرتر از دیگران به پایان رسید، هرچند که در مسیر عشق سریعتر از دیگران به مرگ نزدیک شدم.
هوش مصنوعی: من از آغاز کار، نه به خاطر کفر و دین، بلکه به خاطر تلاش و کوشش خود، راه پیشرفت را یافتهام و هر چه را که در این مسیر به دست آوردهام، نتیجهی جهد و کوشش من بوده است.
هوش مصنوعی: با تلاش و جستجو به مقصود خود نمیرسم و به همین خاطر به سفر به کعبه و زیارت آن نیازی نمیبینم. در عوض، حتی با صداقت و ایمان، نمیتوانم از راهنماییهای پیر خرابات بهرهمند شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو هفته میگذرد کآن مه دوهفته ندیدم
به جان رسیدم از آن تا به خدمتش نرسیدم
حریف، عهد مودت شکست و من نشکستم
خلیل، بیخ ارادت برید و من نبریدم
به کام دشمنم ای دوست عاقبت بنشاندی
[...]
ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم
به جان رسیدم و در آرزوی دل نرسیدم
جهان بگشتم و بر کوی دوستان بگذشتم
به بخت و طالعِ خود کس ندیدم و نشنیدم
به داستان برم آن گه به دوستان بنویسم
[...]
گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
ز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدم
چو غنچه تا به تو دل بستم، ای بهار جوانی
به هیچ جا ننشستم که جامه ای ندریدم
گه جدا شدن جان ز تن نباشد هرگز
[...]
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
ز مهر، در تو نشانی ندیدم و نشنیدم
چه رنجها که نیامد به رویم از غم رویت
چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم
هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم
[...]
خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم
به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم
امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.