گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «وش»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶

 

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش

وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴

 

لحن اسماعیل و رویش آفت چشمست و گوش

آن برد از چشم خواب و این برد از گوش هوش‌

حسن او دل را به‌رقص آرد ولی از راه‌چشم

صوت او جان را به وجد آرد ولی از راه گوش

شوق دیدار نکویش پیر را سازد جوان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰۲

 

می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش

چون سبوخالی شد ازمی بار می گرددبه دوش

صحبت اشراق راتیغ زبان درکار نیست

صبح چون گردید روشن شمع می گردد خموش

می شود دست نوازش باعث آرام دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰۳

 

پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش

آب را کف می کند دیگی که ننشیند ز جوش

می کنند از سود، مردم خرج و ازبی حاصلی

می کند از مایه خود خرج دایم خود فروش

از هزار آهو یکی راناف مشکین داده اند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰۴

 

تا به همواری برآید کار درتندی مکوش

بدخماری دارد ازپی این شراب خامجوش

طوطی از همواری آیینه می آید به حرف

ای که می خواهی سخن ازما، به همواری بکوش

شاهد خامی بود وجد وسماع صوفیان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰۶

 

میکند جان درتن امید، لعل باده نوش

روی آتشناک، خون بوسه می آرد به جوش

چین ابرو در شکست دل قیامت می کند

ساعد سیمین سبکدست است درتاراج هوش

از هوسناکان خطر دارند گل پیراهنان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۵۵

 

مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش

سالکی دیدم نشسته پیش پیر می فروش

گشته از دنیا و مافیها به کلی اختیار

از پی یک جرعه می بر باده داده عقل و هوش

مطربان افتاده بی خود هر یکی بر یک طرف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۶

 

ای خریداران رویت عاشقان جان فروش

شور در مردم فتاد از عشق رویت رو بپوش

با قفاداران انجم ماه نتواند زدن

با رخت پهلو اگر خورشید باشد پشت روش

من خمش بودم مرا آورد شوقت در سخن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۴۹

 

بار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش

ورنه خواهد سوخت خرمن هر کرا عقل است و هوش

روی گندمگون نمود و جان ما یک جو فروخت

از چه شد بار اینچنین گندم نمای جو فروش

شاهدان از گوشها کردند درها را رها

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۱

 

برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش

عاشقان رامژده ایام عید آمد به گوش

ماه نورابا شفق دانی قران بهر چه بود

عید شد یعنی ز جام زر شراب لعل نوش

میفروشی هر چه هست از خودفروشی بهتر است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۸

 

آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش

می کند ز اغیار حال خویش را خاشاک پوش

وقت گل باشد غنیمت جز به عشرت مگذران

دمبدم در گوش هوشم گوید این معنی سروش

روی همت کی کند در مسند تمکین شاه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۰

 

تا شراب عشق از جام ازل کردیم نوش

تا ابد هرگز نخواهیم آمد از مستی بهوش

آمد آوازی بگوش جان از جانان ما

ما بر آن آواز تا اکنون نهادستیم گوش

از سماع قولِ کُن وز نغمه روز الست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی