برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
عاشقان رامژده ایام عید آمد به گوش
ماه نورابا شفق دانی قران بهر چه بود
عید شد یعنی ز جام زر شراب لعل نوش
میفروشی هر چه هست از خودفروشی بهتر است
چند عیب میفروشان می کنی ای خودفروش
پرده از عیب کسان برداشتن نبود هنر
گر نیاری پاک شستن عیبشان باری بپوش
هرزه گویی و جهانگردی نه کار عارف است
کیست عارف رهرو بنشسته گویای خموش
گرچه نتوانی به کوشش دامن جانان گرفت
کاهلی بگذار چندانی که بتوانی بکوش
جامی از خامی به هرآتش ز سر بیرون مشو
دیگ مرد پخته بعد از سالها آید به جوش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و هوای عید و شادی عاشقان میپردازد. شاعر از زیبایی ماه و خوشیهایی که عید به همراه دارد، سخن میگوید. همچنین، به نقد خودفروشی و عیبجویی میپردازد و تأکید میکند که باید انسانها را از عیبهاشان پاک کرد. او بر این باور است که عارف واقعی باید خاموش و سر به زیر باشد و در جستجوی حقیقت تلاش کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت تلاش و کوشش تأکید میکند و به این نکته اشاره میکند که هرگز نباید از زحمات دست کشید، حتی اگر به نظر برسد که تلاش بیفایده است.
هوش مصنوعی: در کنار آسمان که مانند سر طاس است، هلال ماه به شکل انگشت عاشقان در آمده و بشارت روزهای عید به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: ماه با رنگ شفق مانند قرآن زیباست، عید زمانی است که از جام طلایی شراب گرانبها بنوشی.
هوش مصنوعی: بهتر است که آدم هرچه دارد را برای فروش بگذارد تا اینکه خود را به فروش برساند، چون در این دیدن عیوب و نقصهای فروشنده بیشتر به چشم میآید.
هوش مصنوعی: اگر توانایی پاک کردن عیوب دیگران را نداری، بهتر است عیبهایشان را فاش نکنی. این کار هنر نیست و نشاندهندهی بینظمی در اخلاق است.
هوش مصنوعی: گفتن حرفهای بیمقدار و سفر به دور و بر، کار عارف واقعی نیست. عارف حقیقی کسی است که در مسیر حقیقت قرار دارد و بیشتر به سکوت و تعمق میپردازد تا به سخنوری.
هوش مصنوعی: اگرچه نمیتوانی با تلاش خود به محبوب دسترسی پیدا کنی، اما لااقل سعی کن به اندازهای که میتوانی کوشش کنی و از انجام دادن آن کوتاهی نکن.
هوش مصنوعی: هرگز از اشتباهات گذشته دور نشوید؛ در هر مرحلهای از زندگی، اگر فردی ناپخته باشید، ممکن است هنوز نتوانید به کمال و درک واقعی برسید. مانند یک دیگ که پس از سالها پختگی، به جوش میآید و آماده استفاده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست از قدر و خطر در هفت کشور هم کفوش
زین همی نازد ولیش و زان همی سوزد عدوش
گر عدو خواهد که در راه خلافش دم زند
نم نماند در دهانش دم بگیرد در گلوش
اوج علیین نخوانم همت عالیش را
[...]
مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
سالکی دیدم نشسته پیش پیر می فروش
گشته از دنیا و مافیها به کلی اختیار
از پی یک جرعه می بر باد داده عقل و هوش
مطربان افتاده بی خود هر یکی بر یک طرف
[...]
ای خریداران رویت عاشقان جان فروش
شور در مردم فتاد از عشق رویت رو بپوش
با قفاداران انجم ماه نتواند زدن
با رخت پهلو اگر خورشید باشد پشت روش
من خمش بودم مرا آورد شوقت در سخن
[...]
یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش
ورنه خواهد سوخت خرمن هر کرا عقل است و هوش
روی گندمگون نمود و جان ما یک جو فروخت
از چه شد باز اینچنین گندم نمای جو فروش
شاهدان از گوشها کردند درها را رها
[...]
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش
وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.