گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۵

 

عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگآتش ساده عجبتر یا رخ من رنگ رنگ
برق آن رخ را چه نسبت با رخان زرد زردتنگ شکر را چه نسبت با دل بس تنگ تنگ
مه برای مشتری بر تخت دل بر تخت دلصد هزاران جان حیران گرد تختش دنگ دنگ
کوه طور جان‌ها سودای او سودای اواندر آن که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۹ - در مدح اسپهبد

 

بینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگاز دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ
بگسلد بر اسب عشق عاشقان بر تنگ صبرچون کشد بر اسب خویش از موی اسب او تنگ تنگ
چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقیبا خروش و با نفیر و با غریو و با غرنگ
عاشقی کو بر میان خویش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۰

 

نوبهار از خوید و گل‌آراست گیتی رنگ رنگارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ
گل شکفت و لاله بنمود از نقاب سرخ رویآن ز عنبر برد بوی و این ز گوهر برد رنگ
شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آزریجامهای می گرفته برگها هر سو به چنگ
ابر شد نقاش چین و باد شد عطار رومباغ شد ایوان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۵

 

ای روان از شکر تنگ تو شکر تنگ تنگگل برآورده ز شرم آن رخ گلرنگ رنگ
هست در زنجیر زلف دلربایت دل فراخلیک دل همچون دل ریش من دلتنگ تنگ
ناوک چشمت چو باد آرم ز خون چشم منلعل پیکانی شود فرسنگ در فرسنگ سنگ
ای بت گلرخ بگردان بادهٔ گلرنگ راتا برد ز آئینهٔ جانم می چون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » مقطعات » قطعه شمارهٔ ۱

 

خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دستسنگ خاییدن به دندان کوه ببریدن به چنگ
لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مارپنجه با چنگال ضیغم غوص در کام نهنگ
از سر پستان شیر شرزه دوشیدن حلیبوز بن دندان مار گرزه نوشیدن شرنگ
نره غولی روز بر گردن کشیدن خیرخیرپیره‌زالی در بغل شب بر گرفتن تنگ‌تنگ
از شراب و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۳

 

در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگ

خامه‌ام دارد مداد از محضر داغ پلنگ

ساز آفاق از نواهای شکست دل پر است

در صدای‌ کوه یک میناست لبریز ترنگ

بی‌نقابی اینقدرها برنمی‌دارد جمال

هر صفایی را که دیدم می‌کند ایجاد رنگ

هر قدر مینا به سنگ آید درین ناموسگاه

خجلت از روی پری شسته‌ست رنگ

دل فضایی داشت پیش از دستگاه ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۷

 

نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ

عبرتی بیرون چکیده‌ست از فشار چشم تنگ

صدر استغنای یار آمادهٔ تعظیم ماست

یک قدم‌ گر بگذرپم از چوب دربانان ننگ

دهر بی‌باک‌ست اما قابل بیداد کیست

همت از مینا طلب درکوه بسیار است سنگ

فضل اگر رهبر بود اوهام انوار هداست

ابر رحمت خضر می‌رویاند از صحرای بنگ

تا اثر چون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۷۸

 

آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ
زلف پربند و شکنج و چشم پرنیرنگ و رنگ
لؤلؤ اندر لاله پنهان داشت چون رویم بدید
چنگ را بر لاله زد لؤلؤ و برهم سود چنگ
گفت مهر از من‌ گسستی با تو جای جنگ هست
لیکن اندر مهرگان با دوست نتوان کرد جنگ
سرو اگر در باغ باشد دارد او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۵

 

آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ
چون چنین شد ساقیا درده شرابی بی درنگ
در مُقامر خانه ی عشق و خراباتِ کمال
پاک بازان فارغ اند از نام و ننگ و صلح و جنگ
هر دو عالم باختن در یک نَدَب فرزانگی ست
جامِ می بر دست کردن طوقِ گردن زلفِ چنگ
نیلِ مستانِ صبوحی بر جمالِ دوستان
کی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خورده

 

نامه ای دارم از شب سیه تاریک رنگ
با وجود از تو نیم نومید یارب هیچ رنگ
از سیه روئی محشر یادم آمد نیمه شب
روی زرد خویش را کردم به اشک سرخ رنگ
یک نظر سوی مس قلب پلیدی کار من
تا نماند در دل زنگار خورده هیچ رنگ
یا رب این بار امانت بس گران است چون کنم
مرکبم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبدالقادر گیلانی
 

عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - حسن یوسف

 

مونسم یار است اندر تنگنای گور تنگ
عاشقان ، در دوجهان ما را بس است این نام و ننگ
آتش دوزخ بسوزد از حرارتهای عشق
عاشق سوزان کند در دوزخ ار یک دم درنگ
آن چه نوری بود آیا کو به کوه طور تافت
رفت از او موسی ز هوش و پاره پاره گشت سنگ
هیچ دانستی که با یونس در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبدالقادر گیلانی