گرچه شاخ میوه دار آرایش بستان شود
هم دی اصل چشم زخم ملک تابستان شود
از کمال هیچ چیزی نیست شادی عقل را
زان که کامل بهر آن شد چیز تا نقصان شود
شاخها از میوهها گر گشت چون بی زه کمان
غم مخور ماهی دگر چون تیر بیپیکان شود
چون چنان شد بر فلک خورشید کز نیروی فعل
بیم آن باشد که شیر و خوشه زو بریان شود
دل ز نور و نار او آن وقت مگسل بهر آنک
سخته بخشد نار و نور آنگه که در میزان شود
دشتها عریان همی گردند ز اسباب بهشت
تا همی شمع روان زی خوشهٔ گردان شود
گر به سوی خوشه آدم وار خورشید آمدست
از چه معنی شاخ چون آدم همی عریان شود
تا به سامان بود بستان شاخ در وی ننگریست
چون همی هنگام آن آمد که بیسامان شود
از برای آنکه تا پردهش ندرد باد مهر
هر زمان بر صحن او از شاخ زر باران شود
شاخ پنداری بدان ریزد همی بی طمع زر
تا چو ایرانشه مگر آرایش بستان شود
تا در ایران خواجه باید خواجه ایران شاه باد
حکم او چون آسمان بر اهل ایران شاه باد
گاه آن آمد که باد مهرگان لشکر کشد
دست او پیراهن اشجار از سر برکشد
باغها را داغهای عبریان بر بر زند
شاخها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زان که سیسنبر چو نمامست و نرگس شوخ چشم
هر دو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
افسر زرین همی بر تارک نرگس نهد
گوشوار زمردین در گوش سیسنبر کشد
باز نیلوفر که زاهد روی و صوفی کسوتست
چون دل او سوی شاه و شمع هفت اختر کشد
از پی آن تا ببیند چهرهٔ شاهد درو
چادر سیمابگون در روی نیلوفر کشد
سخت نیک آمد که پیش از کینه توزی باد مهر
گل بسان خار پشت از بیم روی اندر کشد
سوی میزان شد برای سختن زر آفتاب
زان که روی باغ را گردون به میزان در کشد
با فراوان سیم و زر خورشید هنگام سخا
یا به دلوی سیم بخشد یا به میزان زر کشد
خواجه را بین کز کمال رادمردی زر و سیم
نه بپیماید به کیل و نز ترازو بر کشد
از برای بخشش آموزی چو اقبال و خرد
آفتاب از اوج خود شاگرد این درگاه باد
آنکه تا چون دست موسا طبع را پر نور کرد
ملک ایران را چو هنگام تجلی طور کرد
یک جهان ایدر بسان جذر کر بودند و کور
چشمشان را خاطرش چون ذات جان پر نور کرد
جود کاندر طبع چون خورشید او مختار بود
از دوام عادتش چون آسمان مجبور کرد
گرچه نا ممکن بود لیکن به خاطر در حساب
نیمهٔ پنجش صحیح بیست را مکسور کرد
عین جوهر را ندید اندر جهان یک فلسفی
وهمش از روی گهر پردهٔ عرض را دور کرد
در هوای ربع مسکون شیمت انصاف او
باز را هنگام کوشش دایهٔ عصفور کرد
همچو پردهٔ عالم علوی برآسود از فساد
عالمی کان را سخا و جود او معمور کرد
دلبران را مهر او از دلستانی توبه داد
جانبران را کین او از جان بری معذور کرد
هر که بر فتراک امرش یک زمان خود را ببست
خویشتن را در دو گیتی چون خرد مشهور کرد
شاعران گنجور و مدحش دست و مالش گنج او
گنج خود را پای رنج دست هر گنجور کرد
پس چو چونینست بهر نام نیکش خلق را
مدح او چون مدح روح و عقل در افواه باد
میل را بر تخته چون گاه رقم گردان کند
تیر گردون را به صنعت عاجز و حیران کند
از مجسم گر بترسد خصمش اندر ساعتی
طول و عرض و سمت آن از نقطهای برهان کند
جذر و کعبی را که نگشاد ایچ کس از بستگی
حل کند در یک زمان گر طبع او جولان کند
گرچه دشوارست برهان کردن هیئت ولیک
هیئت چرخ ار مثلث افتدی آسان کند
مشکل صد کسر را در یک مجنس حل کند
مرتبه «یعطی ولا» در یک نظر یکسان کند
لیک با چندین کفایت هم در آخر عاجزست
در حساب آن که روزی با کسی احسان کند
ویحک او را بر عطای خویش چندین عشق چیست
کو بدین برهان چنویی را همی حیران کند
غفلتی دارد به گاه لقمه دادن چون کرام
گرچه طبعش گاه حکمت نسبت از لقمان کند
همتش را نقطهٔ وهمی اگر صورت کند
قطری از گردون به زیر ناخنی پنهان کند
عقل و جان گر روز و شب در تحت فرمان ویند
پس عجب نبود که چاکر خواجه را فرمان کند
هر که خاک درگهش را گاه سازد هفتهای
همچو کیوان آسمان هفتمینش گاه باد
دوستانش در فنای دهر دورند از فنا
دشمنانش در رجای خوف پاکند از رجا
گرچه اصل کیمیا ترکیب خاص آمد ولیک
هر که او را بود مفرد یافت اصل کیمیا
هر کجا تمکینش آمد، پشت بنماید زوال
وان کجا تحسینش آمد، روی بنماید بقا
علم و اشکال حساب اندر پناه حفظ او
ایمن و روشن بماند از بند نسیان و خطا
در حساب او آن تفحص کرد کز روی وقوف
نیست با معلوم رایش جمع و تفریق هبا
از برای بغض «لا» و مهر «یعطی» را همی
جذر بستاند برای خانهٔ «یعطی» ز «لا»
مادر ایام اگرچه از فنا آبستنست
چرخ بهر عمر اوش افگانه کردست از فنا
گاه مردی و سخا یک تن قفای او ندید
خود ندیدست آفتاب آسمان را کس قفا
عاقل از غافل جدا کردن ندانست ایچ کس
تا نیامد در میان کلکش چو خط استوا
گر شمال خشم او بر دایرهٔ گردون زند
پر شکن گردد سپهر آبگون چون بوریا
ور نسیم فعل او بر مرکز خاکی وزد
زیر پای خلق سرگردان شود چون آسیا
از بخار معده بر سر آب نارد چشم آنک
دیده را سازد ز گرد خاکپایش توتیا
چون ز کلک و تیغ می باشد تن و جان را نظام
روز رزم و بزم دیوان با کفت همراه باد
ای که از همت ورای چرخ اعظم گاه تست
کیمیای خواجگی در بندگی درگاه تست
آفتاب اندر فلک شاگرد ذهن و رای تست
مشتری در حسرت رخسارهٔ چون ماه تست
مشتری در طالعت با زهره دایم همبرست
زان که او در حال سعد و خرمی همراه تست
هیچ حقی نیست یک مخلوق را در حق تو
کانچه داری در دل و جان خلقت الله تست
منت سعیی ندارد بر تو چرخ از بهر آنک
خود قوام چرخ پیر از دولت برناه تست
جاه و مقدار تو در رتبت بدان موضع رسید
کاسمان عقل و جان در تحت قدر و جاه تست
چون تو بر صحرای جان از علم لشگرگه زدی
عقل کلی خاکروب گرد لشکرگاه تست
روی پاداشی نبیند هرگز از اعمال نیک
هر که روزی یا شبی در بند باد افراه تست
گام در میدان کام خویش زن مردانهوار
خوش خور و مندیش چون اقبال نیکوخواه تست
هر کسی بر حسب خودکامی براند اندر جهان
نوبت ایشان گذشت اکنون تو ران چون گاه تست
همچنین و بعد ازین تا در جهان گردد زمان
دولتت را حکم باد و عشترتت را گاه باد
با نفاذ حکم خود چون نامه در عنبر زنی
گرد تقدیر فنا صد سد اسکندر زنی
در مه آذر ز آذر گل برآری ساعتی
قطرهای آب ار ز روی لطف بر آذر زنی
اختران را نیست آبی با تو کاندر زیرکی
گر بخواهی خاک در چشم هزار اختر زنی
چون نفاذ حکم ایزد روز کوشش مردوار
با طبایع پای داری با کواکب سر زنی
بی سخن گردد زبانها در دهنها چون بروز
آتش اندر گوهر تیغ زبان آور زنی
تیرت از جرم ثریا رشتهٔ گوهر شود
بر دم گاو سپهر ار تیر ناگه بر زنی
بر دم ماهی بدوزی در زمان شاخ بره
گر سنایی روز کین بر چرخ پهناور زنی
صورت اقبال را مانی که از نیروی فعل
بر جهانی بر زنی گر در جهانی بر زنی
باز در ایوان چو گیری کلک زرین در بنان
نار و نور بیم و طمع اندر دل لشکر زنی
لیک روی عالم آنگه برفروزد چون نبید
گر همه خود را بدزدی چنگ در ساغر زنی
اندر آن فرخنده مجلس مطربت ناهید چرخ
آفتابت باده، جام باده جرم ماه باد
چون به طبع پر دلان افزون بود بر صلح جنگ
چون به نزد بد دلان بهتر بود از نام ننگ
از قوی دستی اجل گردد امل را پای سست
وز سبکباری قضا گردد قدر را تیز چنگ
چون ثریا پشت در پشت آورند از روی مهر
چون دو پیکر روی در روی آورند از بهر جنگ
در دو صف آتش ز طبع و آبروی یکدگر
می برند از خنجر آتش مزاج آب رنگ
گه به هر سر عقل را سایه کند تیغ یمان
گه بهر دل در غم سفته کند تیر خدنگ
گه به تف تیغ پر دل سنگ گردد همچو موم
گه ز آه سرد بد دل موم گردد همچو سنگ
بی مزاج گرمی و سردی شود چون باد و خاک
جان بی شخص از شتاب و شخص بی جان از درنگ
گر کلنگ آنجا بپرد گردد از سهم و نهیب
گرد سم باد پایان بر هوا دام کلنگ
ناگهان تنها برون تازی چو بر چرخ آفتاب
بر فراز کوه رنگی همچو اندر کوه رنگ
آن زمانت گر در آن هیئت فلک بیند، شود
نجم بر روی فلک چون نقطه بر پشت پلنگ
تا کهن گردد ز ماه نو بقای آدمی
عمر تو چون ماه نو بالنده و دلخواه باد
بگذر و بگذار گیتی را بدین سیرت مدام
گاه در میدان به تیغ و گاه در مجلس به جام
تات گاهی چرخ چون ناهید بیند در طرب
تات گاهی دهر چون بهرام بیند با حسام
گه به میدان زیر رانت بارهای کز گرد نعل
روی خورشید درخشان را کند بس تیره وام
گه به دیوان همچو تیر اندر بنانت کلک تیز
خامهای کو پخت کاری را که ماند از بخت خام
آن ولی را گاه بخشش همچو دولت دستیار
و آن عدو را گاه کوشش همچو محنت پایدام
زرد گشت از قوت اندیشه و نبود عجب
گر کسی زاندیشهٔ بسیار گردد زرد فام
شخص و فرقش دارد از صفرا و از سودا اثر
زان بود چون هر دو گوهر گاه تند و گاه رام
او میان بربسته و چون او به پیشت چرخ و دهر
او زبان بگشاده و چون او به مدحت خاص و عام
خاصه این بنده کز آب نظم مدحت ناگهان
شد چو دریای محیط از در مدحت با نظام
کز سرشت مدحت از قوت نروید زین سپس
جز حروف مدح تو بر جای هر موی از مسام
چون ترا دیدم نگردم گرد این و آن از آنک
چون به دست آید معانی کس نگردد گرد نام
چون تو در بخشش به هفت اقلیم عالم در کجاست
چون تو ممدوحی سزای معنوی شعرم کدام
جاه و مقدار تو از زینت بدان موضع رسید
کاسمان عقل و جان در تحت چونین جاه باد
ای از آن کم عمرتر بد گویت از روی نهاد
از چراغ بی حجاب اندر بیابان روز باد
هر که از اطراف عالم بار کرد امیدوار
چون بدین حضرت رسید آن بار خویش اینجا گشاد
در زمان مکرمت چون تو کجا باشد کریم
در جهان مردمی هرگز نباشد چون تو راد
هر چه در گیتی حکیمی بود یک یک سوی تو
آمد و برخواند شعر و صله بستد رفت شاد
گر سوی صدرت چو ایشان آمدم نشگفت از آنک
هم نشیند گه گهی بر آشیانهٔ باز خاد
مدحتی گفتم ترا چونان که کس، کس را نگفت
خلعتی ده مر مرا چونان که کس ، کس را نداد
من ثناگوی توام زیرا نژادم نیست بد
خود نکو گوی تو نبود هر که باشد بد نژاد
از سبک روحی که هستی دانم اندیشی به دل
کاین گران قواد ناگه سوی ما چون اوفتاد
این کریمی کی فرامش گرددم کز روی لطف
بارها ز آزادمردی کردی از من بنده یاد
از فعال شاعران خر تمیز بی ادب
وز خصال خواجگان گاوریش بدنهاد
دولتی بود از تو کان آزاد و فارغ بودیم
از محالات فلان شاگرد و بهمان اوستاد
خویشتن را در تو مهتر چون بپیوستم ز بیم
رحمتی کن بر چو من شاعر که رحمت بر تو باد
در زمان بادت به نیکو سیرتی عمر دراز
در ازای عمر تو دست زمان کوتاه باد
از برای خدمتت را صف زده همچون خدم
تیغ داران با وشاح و با کمر همچون قلم
خاصه بهر خلعت ذات ترا بود آنکه زد
علم تقدیر ازل در عالم صورت علم
از برای خدمتت بود آنکه آمد در وجود
از برای رتبتت بود آنکه رفت اندر عدم
تختهٔ خاکی بدین گیتی و گردون هندسی
مردمان همچون رقمهای کسور اندر قدم
در شگفتی مانده بودم کین تبه کردن چراست
این رقمهای چنین شایسته را از باد دم
تاکنون معلوم من شد حکمت ایزد که بود
از برای چون تو جمعی محو این چندین رقم
هر که ناقص بود لابد کرد نامش نقص پاک
چون تو جمعی زنده ماندی تا قیامت لاجرم
آب را گرچه سوی بالا برد ابر از نشیب
هم سوی دریا گراید از هوا دایم دیم
تا زبانهٔ صبح نارد چشمها را جز ضیا
تا دهانهٔ شام نارد دیدهها را جز ظلم
تا ز آب و باد و خاک و آتش از بهر صلاح
گرمی و خشکی و سردی و تری باشد به هم
صبح احباب ترا هرگز مبادا شامگاه
شام اعدای ترا هرگز مبادا صبحدم
عز تو جاوید باد و دولتت پیوسته باد
بخت تو بر تخت عز و ناز شاهنشاه باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ترکیب بند در مدح ایرانشاه، با ستایش از ویژگیها و فضایل او آغاز میشود و به زیبایی و کمال او میپردازد. شاعر به توصیف اثرات برکت و پنبهای وجود ایرانشاه بر طبیعت و زندگی مردم مینشیند. همچنین، سخنان حکیمانهای دربارهٔ بخشش و سخاوت او مطرح میکند و زمینۀ زندگی را تحت تأثیر نیروی او میداند. مضامین مهمی چون نیکویی، جود، و کمال عقل در ارتباط با ایرانشاه برجسته میشود، در حالی که شاعری در تلاش است تا مقام او را در تاریخ و جهان برساند. در نهایت، این شعر تأکیدی بر عظمت و شکوه ایرانشاه و امید برای استمرار عزت و کرامت اوست.
هوش مصنوعی: اگرچه درختی که میوه دارد به زیبایی باغ کمک میکند، اما او اصل و بنیادش آسیبپذیر است و ممکن است تحت تأثیر حسد و چشم زخم دیگران قرار گیرد.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی به کمال نمیرسد که عقل بشر به خاطر آن شاد شود، زیرا هیچ چیز کاملی برای آن وجود ندارد و همه چیز در نهایت دچار نقص و کاستی میشود.
هوش مصنوعی: اگر شاخها از میوهها خالی شوند، مانند کمان که زه آن را نداشته باشد، نیازی به غم خوردن نیست، چرا که اگر ماهی دیگری به وجود بیاید، مانند تیری خواهد شد که پیکان ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی خورشید در آسمان بهگونهای میدرخشد که بهواسطهٔ قدرت کارش، ترس آن میرود که شیر و خوشه (نماد نعمت و فراوانی) از حرارت او بسوزد و خراب شود.
هوش مصنوعی: دل را از نور و حرارت او (خدا) جدا مکن، زیرا این نور و آتش است که در روز قیامت (میزان) به انسان رضایت میبخشد و او را به بهشت میبرد.
هوش مصنوعی: دشتها به علت برخورداری از نعمتها و دوستیهای بهشتی، به زودی بیپوشش و عریان میشوند تا شمع روان که نماد عشق و روشنی است، به خرمن خوشهدار نزدیک شود.
هوش مصنوعی: اگر خورشید به سمت خوشهٔ میوهها، مانند انسان، میآید، پس چرا شاخۀ درختان مانند آدم عریان و برهنه میشود؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که بستان (باغ) به سامان و مرتب بود، شاخ (درختان) در آن نگرفتند، چون وقتی که زمان بیسامانی و نابسامانی فرا رسید.
هوش مصنوعی: برای آنکه محبت و دوستی دچار آسیب و نقصان نشود، همیشه باد باید بر حیاط او بوزد و از درخت طلا باران ببارد.
هوش مصنوعی: اگر شاخ زری باشد، پنداری، بیهیچ طمعی بر زمین میریزد، تا باغی به زیبایی باغ ایرانشاه ایجاد شود.
هوش مصنوعی: تا در ایران، آن خواجهای که باید، ایرانشاه باشد و حکم او باید مانند آسمان بر مردم ایران بروید و سایهگستر و پشتیبان ایشان باشد.
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که باد مهرگان (ماه مهر) سپاهی به راه میاندازد و دست او (باد) لباس درختان را از سر برمیدارد.
هوش مصنوعی: باغها را آتشهای عبریان (اسرائیلیها) میسوزاند و شاخها را چادرهای نسطوریان (یک فرقه مسیحی) بر سر میگذارد.
هوش مصنوعی: سیسنبر، همچون نمامی (شخصی بدخواه) و نرگس، که چشمانش شاداب و بازیگوش است، هر دو را به زیور و طلا میآرایند. یعنی این دو فرد بدخلق را به زیباییهای ظاهری و تجملات الی میکشند.
هوش مصنوعی: بر روی سر نرگس، تاجی از طلا میگذارد و گوشوارهای از زمرد در گوش سیسنبر (یک شخصیت زیبا) قرار میدهد.
هوش مصنوعی: نیلوفر، که نماد زیبایی و محبت است، به زاهد (مرد دین) و صوفی (عارف) اشاره میکند که ظاهری رو و لباس خاص دارند، اما دلشان به سوی پادشاه و نور (شمع) هفت اختر (نشانگر ستارگان و کائنات) کشش دارد. این بیت نشاندهندهی تضاد میان ظاهر و باطن آنهاست.
هوش مصنوعی: برای دیدن چهرهٔ پرزرق و برق معشوق، زاهد چادری نقرهای رنگ به روی نیلوفر میکشد.
هوش مصنوعی: خوشایند است که پیش از آنکه باد کینهتوز باعث ویرانی شود، گل مانند خاری به خاطر ترس از چهرهاش خود را درون بکشاند و پنهان شود.
هوش مصنوعی: آفتاب برای اندازهگیری زر به طرف میزان (ترازوی) رفت، زیرا که چهره باغ را آسمان به ترازوی خود میسنجید.
هوش مصنوعی: خورشید در زمان سخی (بخشنده) با مقدار بسیار طلا و نقره یا نقره را به دلوی (کاسهای که برای اندازهگیری استفاده میشود) میدهد یا طلا را به میزان (تراز) میآورد.
هوش مصنوعی: خواجه (ایرانشاه) را ببین که به خاطر کمال و شایستگی رادمردی، نه به اندازهٔ زر و سیم اهمیت میدهد و نه آنها را بر اساس کیل و ترازو میسنجد.
هوش مصنوعی: این بیت به توانایی و فضیلتهای فردی اشاره دارد که به معنای واقعی، چقدر بیشتر از دیگران به بخشش و علم ارزش میدهد. مانند خورشید که در اوج خود به دیگران روشنایی میبخشد، پس امید و خرد نیز باید از او آموخته شود تا به دیگران نیکی کند.
هوش مصنوعی: کسی که مانند دست موسی، استعدادش را روشن و پرنور ساخت، ایران را مانند زمانی که کوه طور روشن شد، درخشان و باشکوه کرده است.
هوش مصنوعی: اینجا، تمام دنیا مانند ریشهای درخت هستند و چشمهایشان نابینا (کور) است، ولی وجود او (ایرانشاه) با نور خود، جانشان را روشن کرده است.
هوش مصنوعی: فطرت او به مانند خورشید، بخشنده و آزاد است و از عادتهایش که مانند آسمان است، مجبور به پیروی نیست.
هوش مصنوعی: هرچند انجام چنین کاری ممکن نبود، اما به خاطر مقام و جایگاه او، در محاسباتش، نیمهٔ عدد پنج را بهدرستی برابر با بیست درنظر گرفت.
هوش مصنوعی: هیچ فیلسوفی در جهان جوهر حقیقی را ندیده است و تنها به واسطهٔ زرق و برق ظاهر، واقعیتهای پنهان را کنار زده است.
هوش مصنوعی: در هوای دنیا، انصاف او مانند پرندهای است که با کوشش دایه، به نرمی و لطافت زندگی میکند.
هوش مصنوعی: جهان مانند پردهای از عالم بالا از فساد پاک شده و به برکت سخاوت و generosity (بخشش) او به آبادانی و رونق رسیده است.
هوش مصنوعی: چون مهر و محبت او به محبوبان دل باز کردند، بیتردید گناهکاران را نیز به خاطر دوستیاش از عذاب خدا معاف نمود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به یکباره به اعمال و فرمانهای او توجه کند و خود را تحت تاثیر آن قرار دهد، در هر دو جهان (دنیا و آخرت) به خوبی و خرد مشهور و معروف خواهد شد.
هوش مصنوعی: شاعران که ثروتمند هستند، به خاطر احترام و ستایش از او (ایرانشاه) به زبان آوردن نامش و ستایش ویژگیهایش مانند گنجی پرارزش را به عهده دارند، اما خودشان برای به دست آوردن ثروت، باید زحمت بکشند و از تلاش خود بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: بنابراین، چون نام نیک ایرانشاه اینگونه است، مردم برای ستایش او مانند ستایش روح و عقل میخوانند، و این مدح در زبانها پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: میل را بر تخته مانند عددی که بر صفحه رسم میشود، به گونهای که تیر آسمان را با هنری که از آن عاجز و حیران است، تغییر دهد.
هوش مصنوعی: اگر مجسمهای از او بترسد، دشمنش به سرعت در تمام ابعاد و جهات، آن را از نقطهای رها میکند و آزاد میسازد.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است معادلات پیچیدهتری چون جذر و کعب را از حالت پیچیدگیشان آزاد کند، اما اگر استعداد و طبیعت او اجازه دهد، میتواند در یک لحظه این معما را حل کند.
هوش مصنوعی: اگرچه استدلال دربارهٔ شکل هندسی (هیئت) دشوار است، اما اگر شکل (هیئت) چرخ مانند مثلث باشد، بیان و توضیح آن آسانتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: مشکل صد کسر را به راحتی با یک نوع حل میکند؛ مانند آیه «یعطی ولا» که در یک نگاه یکسان و مشابه است.
هوش مصنوعی: با وجود تمام توانمندیها و داناییهایش، در نهایت نمیتواند بر کسی که در روزی به او نیکی کرده است، حساب کند و به او کمک نماید.
هوش مصنوعی: او را بر عطای خود چندین عشق چیست که با این دلیل، چنویی (کنایه از کسی که در معانی عمیق حیران و شگفتزده است) را نیز متحیر کرده است.
هوش مصنوعی: او در هنگام بخشیدن لقمه دچار غفلت است، زیرا حتی اگر بخواهد مثل لقمان، حکمت و دانایی از خود نشان دهد، همچنان از طبیعتش دور میشود.
هوش مصنوعی: اگر همت او به خیال و توهم تبدیل شود، میتواند طوری باشد که قطرهای از آسمان را به راحتی در زیر ناخن خود پنهان کند.
هوش مصنوعی: اگر عقل و جان هم دائماً زیر سلطه و فرمان او باشند، غیر از این نیست که خواجه (ایرانشاه) به راحتی میتواند اطرافیان را به خدمت بگیرد و فرمانبرداری از خود را طلب کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد و احترام درگاه او بیفتد، هر هفته او را مانند ستارهای در آسمان هفتم مورد ستایش قرار میدهد.
هوش مصنوعی: دوستان ایرانشاه در این دنیا از فنا و زوال دور هستند و به نوعی از آسیبها ایمناند، در حالی که دشمنان او در حالت امید و آرزوی ویرانی و نابودی قرار دارند و از ترس و ناامیدی پاک و مبرا هستند.
هوش مصنوعی: هرچند که اصل کیمیا (عطر و داروی گرانبها) یک ترکیب ویژه است، اما هر کسی که بتواند به طور کلی از آن بهرهمند شود، اصل و حقیقت کیمیا را خواهد یافت.
هوش مصنوعی: هر جا که بر او تسلط و اقتدار باشد، نشانههای زوال و فنا را نشان میدهد، و هر جا که مورد ستایش و تحسین قرار گیرد، نشانههای بقا و دوام را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: علم و مسائل حساب در سایهٔ حمایت او محفوظ و روشن باقی میمانند و از گرفتار شدن به فراموشی و اشتباه در امان هستند.
هوش مصنوعی: در محاسبات او بهقدری دقت کرده که اگر بنا باشد خروجی نادرستی داشته باشد، این در نتیجهٔ ناآگاهی نیست، بلکه بهخاطر جمع و تفریقهای نامعقول است.
هوش مصنوعی: برای عداوت و خشم خود، عنوان «نه» و محبت «بده» را به یکدیگر پیوند میدهد تا در درون خانهٔ «بده» از «نه» نتیجهگیری کند.
هوش مصنوعی: مادر روزگار هرچند در حال نابودی و فناست، اما برای عمر او (یعطی) خود به طور مداوم از فنا چیزهایی فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: گاه انسانهایی در شجاعت و بخشندگی به پای مردانی میرسند که هیچکس از این انسانها را پشت سر نمیبیند؛ چرا که مانند آفتاب در آسمان، هیچکس نمیتواند آنها را در پس خود ببینید.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیدانست که عاقل و غافل را چگونه از هم جدا کند تا زمانی که کلک (معنا یا مراد) به میان آمد؛ همانطور که خط استوا (مرز شمال و جنوب) در زمین مشخص است.
هوش مصنوعی: اگر خشم او (اشاره به ایرانشاه) به آسمان و گردون (سما) برسد، آسمان آبیرنگ همچون بوریا (نوعی پارچه) شکسته و متلاشی میشود.
هوش مصنوعی: اگر نسیم تاثیر او بر زمین بوزد، مردم سرگردان زیر پایش مانند دانههای گندم در آسیا میشوند.
هوش مصنوعی: بخار معده انسان روی آب میآید و حالت آن به گونهای است که میتواند چشم را به قدری کدر کند که به نظر میرسد مانند توتیا (دارویی برای دید بهتر) است.
هوش مصنوعی: اگر قلم و شمشیر به یکدیگر برسند، باعث نظم و ترتیب جان و بدن میشوند. در روزهای جنگ و جشن، دیوان را همراه با دستان شاه، به وجود میآورند.
هوش مصنوعی: ای کسی که از تلاش و کوشش بالاتر از آسمان بزرگ هستی، تو به منزلهٔ کیمیا (طلا) هستی که در مقام بندگی برادران و بزرگمردان قرار داری.
هوش مصنوعی: آفتاب در آسمان، تحت آموزش و تربیت فکر و اندیشهٔ تو است و مشتری (سیارهای که به خوششانسی معروف است) همواره حسرت زیبایی چهرهٔ تو را دارد که چون ماه درخشان است.
هوش مصنوعی: سیاره مشتری در سرنوشت تو همیشه با سیاره زهره همراه است، زیرا زهره در حال خوشی و سعادت در کنار تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: هیچ مخلوقی حق ندارد چیزی از آنچه تو در دل و جان داری، بر تو ادعا کند، زیرا تو تمام زیباییها و نعمتها را از جانب خداوند داری.
هوش مصنوعی: چرخ (آسمان) به خاطر تو هیچ تلاشی لازم ندارد، زیرا خود پایداری و ثبات آسمان به خاطر حکومت توست.
هوش مصنوعی: مقام و مرتبت تو به حدی رسیده است که عقل و جان تحت تسلط و تاثیر قدرت و منزلت تو هستند.
هوش مصنوعی: تو با علم و دانشی که داری، بر میدان جان مانند یک فرمانده لشکر فرمانروایی میکنی و عقل کلی در مقابل قدرت تو خاکی و خفیف به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: هر کس که در روز یا شب به شهوات و باد افراه (علاقه به دنیا) گرفتار باشد، هرگز پاداشی از کارهای نیک خود نمیبیند.
هوش مصنوعی: با شجاعت و استقامت به میدان آرزوها و خواستههایت برو، خوش بگذران و نگران نباش، زیرا این دوران برای توست و به نفع تو پیش میرود.
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهٔ نیاز و خواستهٔ خود در این دنیا فرمانروایی میکند و زمانه بر وفق حال آنها میگذرد؛ اکنون نوبت توست، زیرا زمان به سود تو پیش میرود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در این دنیا حکومت تو برقرار است، زمان به فرمان بادی خواهد بود که به نفع تو میوزد و همچنین بر عشرت و خوشیهای تو تاثیر خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: با قدرت و نفوذ فرمان خود، مانند این که نامهای در عطر خوش عنبر بگذاری، تقدیر حتمی فنا را به آسانی مثل سدهایی که در برابر اسکندر (شاه بزرگ ایران) قرار میگرفت، از پیش رو برمیداری.
هوش مصنوعی: در روز آذر، اگر به لطف خود قطرهای آب بر آتش (آذر) بریزی، میتوانی از آن آتش، گلی زیبا برویانی.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی با زیرکی و فریبکاری، خاک را در چشمان هزار ستاره بریزی، چون این ستارهها به خاطر تو آب و صفایی ندارند.
هوش مصنوعی: وقتی که به لطف خداوند، تلاش و کوشش مردانهات با طبیعتهای گوناگون هماهنگ میشود، به مانند ستارهها درخشش پیدا میکنی و بر فراز آنها قرار میگیری.
هوش مصنوعی: زبانها خاموش و بیصدا میشوند وقتی تو با سخنهای شگفتانگیز خود، همچون شعله آتش در درون گوهر، تاثیر میگذاری.
هوش مصنوعی: اگر تیر تو از جرم ستارهٔ ثریا باشد، به مانند رشتهای از گوهر خواهد بود و اگر ناگهان بر دم گاو آسمان بیفتد، تأثیر بزرگی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر در زمان خوشی و به هنگام خوردن، بر دم ماهی دیواری بگذاری، سنایی، در روز انتقام، چرخ بزرگ را تحت تاثیر قرار میدهی.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خوشبختی و موفقیت دست یابی، وجودت را به قدرت عمل و تاثیرگذاری بر دنیا وابسته کن؛ هرگاه بر جهان تاثیر بگذاری، شایسته است که آن را با قدرت و ارادهات هدایت کنی.
هوش مصنوعی: اگر در ایوان (محل تجمع) بایستی و قلم طلا را در دست بگیری، با ترکیب شر، نور و ترس و امید، در دل لشکر (سپاه) تأثیر بگذاری.
هوش مصنوعی: روی عالم (جهان) تنها زمانی روشن و تابناک میشود که شراب (نبید) همچون طلا در جام ریخته شود، حتی اگر همهٔ خود را و برای این روشنایی، برای لحظهای دزدیده و از چنگ (آلت موسیقی) بزند.
هوش مصنوعی: در آن مجلس خوش و خوشحال، که ناهید (ناهید، الهه عشق و زیبایی) برای خوشنودی حاضر شده است، آفتاب مانند مطرب میدرخشد و بادهای که در جامهاست، گویی جرم (نقص) ماه را به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی دلهای بزرگ به صلح و آرامش میرسند، جنگ و نزاع در نظرشان کمارزشتر میشود، اما برای افرادی که دلسخت و بدخواه هستند، نام ننگ و عیب از برقراری صلح هم ارزش بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: از دست قوی و نیرومند مرگ، امید برای زندگی ضعیف میشود، و به خاطر بیوزنی سرنوشت، قدرت را بیمقدار میسازد.
هوش مصنوعی: از آنجا که ستارهٔ ثریا (مجموعهای از ستارهها) بهگونهای قرار گرفته که در حالی که پشت به هم دارند، از زیبایی و مهر درخشانند، مانند دو نفر که برای نبرد، رو در روی هم ایستادهاند.
هوش مصنوعی: در دو صف در آتش و آب، هر یک از حس و زیبایی دیگری بهرهمند میشوند، همچنان که خنجر آتش به زیبایی و رنگ آب مزاج (طبع) میافزاید.
هوش مصنوعی: گاهی تیغ یمان (سلاحی از یمن) بر سر عقل سایه میافکند و آن را تحت تأثیر قرار میدهد، و گاهی تیر خدنگ (تیر و کمان) بر دل مینشیند و آن را در غم فرو میبرد.
هوش مصنوعی: گاهی تیغِ قاطع و دلیر، میتواند مانند موم نرم و انعطافپذیر باشد، و در زمانی دیگر، آه سرد و غمناک، دل را سفت و سخت میکند، مانند سنگ.
هوش مصنوعی: اگر مزاج و حالت آدمی تحت تاثیر گرمی و سردی قرار گیرد، مانند وزش باد و خصوصیات خاک، جان او بدون هویت و مشخصه میشود و شخصی که به سرعت عمل میکند، بیآنکه احساس کند، مانند کسی میشود که درنگ میکند و جانش از او دور میشود.
هوش مصنوعی: اگر کلنگ (ابزاری برای کندن زمین) در آنجا به پرواز درآید، از پیکان و ضربهٔ باد، دیگر چیزی از آن نخواهد ماند و دام کلنگ در هوا بیاثر خواهد شد.
هوش مصنوعی: ناگهان، تنها برون آمد، مانند اسب تازی (که نماد سرعت و شجاعت است) و مانند آفتاب که در آسمان درخشان و با شکوه است، بر فراز کوه رنگین و زیبا در کنار کوهها، جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: اگر در آن زمان که در این حال هستی، فلک تو را ببیند، آنگاه ستارهات در آسمان مانند نقطهای بر روی پشت پلنگ خواهد شد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آدمی دوام داشته باشد، عمر تو همچون ماه نو که هر روز به تدریج کاملتر میشود، با نشاط و دلپذیر باشد.
هوش مصنوعی: بگذر و اجازه بده که دنیا به همین سبک و سیاق ادامه پیدا کند؛ بعضی وقتها در میدان جنگ با شمشیر و گاهی در مجالس خوشگذرانی با جام شراب.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، فلک (چرخ) مانند ناهید (سیاره زهره) در حال شادی و سرور است و گاهی دیگر، زمان (دهر) مانند بهرام (سیاره مریخ) با شمشیری در دست (حسام) را میبیند.
هوش مصنوعی: گاهی در میدان نبرد، سایهٔ سنگین تو مانند باری که موجب تاریک شدن نور خورشید میشود، به قدری عظیم است که باعث میشود خورشید درخشان به نظر تیره بیفتد.
هوش مصنوعی: گاهی در دیوان، قلمی مانند تیر به سمت تو شلیک میکند، قلمی تیز و ماهر که کارهایی را انجام میدهد که از شانس و بخت بد باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: ولی (حاکم) گاهی بخشش میکند که مانند نعمتها و خوشبختیها پشتیبان اوست و گاهی دشمنش را به سختی وادار به تلاش و کوشش میکند که مانند محنت و درد، حاضر است و در دسترس.
هوش مصنوعی: فردی که مدام به فکر و اندیشه میپردازد و طاقت فرسا در تلاش است، در نتیجه دچار نگرانی و زردی میشود. این حالة زردی از شدت فکر کردن طبیعی است و نشانهای از شگفتی نمیباشد.
هوش مصنوعی: شخصیت او از تأثیر صفرا (که به معنای خشم و تکبر است) و سودا (که به معنای اندوه و افسردگی است) متمایز است و به همین دلیل، او گاهی خشن و سرسخت و گاهی ملایم و آرام به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: او (ایرانشاه) در میان بندگان، بهترین و برترین است و چرخ و زمان نیز در مقابل او زبان به تحسین گشودهاند؛ بهگونهای که خاص و عام از او سخن میگویند و او را مدح میکنند.
هوش مصنوعی: این بنده که در مدح تو به صفای نظم و بیان احساساتش پرداخته است، ناگهان به عمق و وسعت دریایی تبدیل شده که همهچیز را دربر میگیرد، مانند دریای بزرگ که از انسجام مدح تو نشأت گرفته است.
هوش مصنوعی: از ذات و طبیعت ستایش تو، نیرویی حاصل نمیشود؛ بنابراین، جز حروفی که دربارهٔ تو سخن گفته شده، چیزی از مو تا موی سرم برپا نخواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی تو را دیدم، دیگر به دیگران نگاه نمیکنم، زیرا وقتی کسی به معانی واقعی دست یابد، به نام دیگران توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: تو در بخشش و generosity به حدی هستی که در تمام هفت اقلیم جهان هیچکس به پای تو نمیرسد. بنابراین، کدام ممدوح است که شایستهٔ ستایشهای معنوی این شعر باشد، به جز تو؟
هوش مصنوعی: مقام و ارزش تو به چیزی که بیان میشود، در مرتبهای رسیده است که عقل و جان آدمیان در برابر چنین مقام بلندی، خاضع و از آن الهام میگیرند.
هوش مصنوعی: ای کسی که عمرش کمتر از آن است که بدگوییات را بر زبان بیاورم، از روی ظاهرت میگویم، روزی را آرزو میکنم که مانند چراغی بدون حجاب در بیابان روشنایی ببخشی.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دور و بر جهان بار و مایحتاجی به دوش دارد و با امید به سمت این شخصیت بزرگ میآید، در اینجا میتواند آن بارِ خود را به راحتی بگشاید و از آنچه همراه آورده بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: در زمانی که تو به بزرگواری معروف هستی، در هیچ جای دنیا کسی پیدا نمیشود که به اندازهٔ تو بخشنده و نیکوکار باشد.
هوش مصنوعی: هر حکیمی که در دنیا بوده، یکییکی به سوی تو آمدند و شعرهایی را برای تو خواندند و پس از آن با شادی از نزد تو رفتند.
هوش مصنوعی: اگر من هم مانند دیگران به نزد تو بیایم و از تو درخواستی کنم، نباید تعجبی بکرد چون که او نیز گهگاهی بر لانهٔ باز خاد (پرندهای) مینشیند.
هوش مصنوعی: من تو را مدح کردهام به گونهای که هیچکس دیگری کسی را مدح نکرده است. پس به من نیز عطا کن هدایتی مانند آنچه به هیچ کس دیگر داده نشده است.
هوش مصنوعی: من در ستایش تو سخن میگویم چون نژاد من نیکو است و کسی که نژاد بدی دارد، سزاوار نیست که از او ستایش شود.
هوش مصنوعی: من میدانم که تو چه روحیه سبکی داری و به همین دلیل از دل خود نگرانم، چرا که این بار سنگین به یکباره بر ما فرود آمد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم این کریم (خدای بزرگ یا شخصیتی بزرگ) را فراموش کنم، زیرا بارها با لطف و مهربانی از سوی او به خاطر آزادگیام یاد کردهام.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به انتقاد از شاعران بیادب و بیفرهنگ میپردازد و آنها را به خاطر ناتوانی در نظم و ادب به خر تشبیه میکند. همچنین به صفات ناپسند و بیاحترامی که در میان خواجگان (افراد مرفه و صاحبسبک) وجود دارد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از طرف تو دولتی وجود داشت که در آن، ما از مشکلات و موانع زندگی آزاد و بیدغدغه بودیم، همانطور که تحت تعلیم این و آن استاد نبودیم.
هوش مصنوعی: هرگاه من به خودم را در تو بزرگتر از آنچه هستم نسبت دهم، از لطف تو میخواهم که بر من شاعری رحمت کنی، چرا که رحمت بر تو میبارد.
هوش مصنوعی: در زمان حاکمیت تو، امیدوارم که عمر طولانی و خوبی داشته باشی و در عوض عمر تو، زمان کممدت و کوتاه باشد.
هوش مصنوعی: برای خدمت تو، آدمها مانند خدمتگزاران با تیغ و شمشیر آمادهاند و با پوششهای زیبا و کمربندهایی مانند قلم، صف کشیدهاند.
هوش مصنوعی: بهطور ویژه از آنجا که خلعت (پوشش) تو را دادهاند، کسی که در عالم صورت (ظاهر) علم، علم تقدیر ازلی را به اهتزاز درآورد.
هوش مصنوعی: برای خدمت تو بود آن کسی که به دنیا آمد و برای بزرگی تو بود آن کسی که از دنیا رفت.
هوش مصنوعی: دنیا و آسمان بهصورت هندسی و منظمی هستند و مردم نیز مانند اعداد و نشانههای مختلف در آن به حساب میآیند.
هوش مصنوعی: من در حیرت ماندهام که چرا این نشانههای زیبا و شایسته را باد نابود میکند و به هم میریزد.
هوش مصنوعی: حکمت خداوند تا بدینجا برای من روشن شده که علت محو شدن این آثار زیبا، وجود تو و امثالت است.
هوش مصنوعی: هر کس که ناقص و ناتوان باشد، به ناچار نامش به نقص و کمبود گره میخورد. اما چون تو، این جمعیت (انسانها) تا قیامت زنده و پایدار خواهند ماند.
هوش مصنوعی: اگرچه ابر آب را به سوی بالا میبرد، اما باز از پایین (نشیب) به دریا گرایش دارد و به همین ترتیب آب همیشه به سمت پایین (دیم) میریزد.
هوش مصنوعی: تا صبح، نور و روشنی چشمها را پر میکند و هیچ چیزی جز روشنی در آن نیست، و در غروب، دیدهها پر از تاریکی میشود و هیچ نوری در آن نیست.
هوش مصنوعی: از آب، باد، خاک و آتش برای بهبود و شایستگی زندگی، باید گرما، خشکی، سردی و تری (رطوبت) به طور هماهنگ و متوازن در کنار هم وجود داشته باشند.
هوش مصنوعی: صبح دوستان و یاران تو هرگز نباید به شبی بیاید که دشمنان تو در آن شب ظاهر شوند.
هوش مصنوعی: نام تو همواره ماندگار باشد و حکومتت همواره ادامه یابد، و بخت تو بر جایگاه بزرگی و نعمت پادشاهی برقرار باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.