نامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
با وجود از تو نیم نومید یارب هیچ رنگ
از سیه روئی محشر یادم آمد نیمه شب
روی زرد خویش را کردم به اشک سرخ رنگ
یک نظر سوی مس قلب پلیدی کار من
تا نماند در دل زنگار خورده هیچ رنگ
یا رب این بار امانت بس گران است چون کنم
مرکبم از حد فزون بیطاقت و زار است و لنگ
ای مسلمانان بدین کردار گر آیم پدید
بت پرستان از مسلمانان همی دارند ننگ
گرخدا گوید چه آوردی برای ما ز خاک
روی گردآلود خود بنمایم اندر گور تنگ
صلح کن یارب به من آندم که در خاکم کنند
با گدای عاجزی سلطان کجا کرده است جنگ
رحمتت باغیست پر نعمت منم طوّاف او
از چنان باغی تهی بیرون نخواهم برد چنگ
کوری آنها که نومیدم کنند از رحمتت
بر من بیچاره رحمت کن خدایا بی درنگ
ای خدا از لطف خود کن تو سپرداری مرا
زانکه نیکان مر بدان را میزنند تیر خدنگ
محیی چون در مو سفیدی دید گفت آه و دریغ
نامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناامیدی و غم عمیق خود میگوید. او نامهای دارد که به سیاهی شب تعبیر میشود و از خداوند میخواهد که به او امید و رنگ زندگی ببخشد. شاعر به یاد چهره زرد خود و دردهایی که تحمل کرده، اشک میریزد و از خداوند درخواست کمک میکند. او به ناامیدی عدهای از مسلمانان اشاره میکند که حتی در مواجهه با ایمان واقعی، به بیاعتنایی دامن میزنند. شاعر از بار سنگین گناهانش نالان است و از خدا میخواهد که در روز قیامت او را ببخشد و رحمتی به او عطا کند. او به عشق و صفای رحمت الهی اشاره میکند و بر ناکامی کسانی که او را از رحمت خدا ناامید میکنند، افسوس میخورد. در نهایت، شعر به نیاز و درخواست شاعر برای حمایت و رحمت خداوند ختم میشود.
هوش مصنوعی: نامه ای دارم که به تیرهگی شب است و حالتی غمانگیز دارد. با وجود تمام اینها، از تو ناامید نیستم، ای خدا، کاش هیچ رنگی نداشت.
هوش مصنوعی: در دل شب که چهرهام را زرد و غمگین دیدم، به یاد قیامت و سرنوشت غمانگیز آن افتادم و اشکهای سرخ از چشمانم جاری شد.
هوش مصنوعی: نگاهی به مس قلب آلوده من بیانداز تا هیچ رنگی در دل کهنه و زنگ زده نماند.
هوش مصنوعی: خدایا، این بار امانتی که بر دوش دارم بسیار سنگین است. چگونه میتوانم آن را حمل کنم در حالی که مرکب من از حد خود فراتر رفته و ناتوان و ضعیف شده است؟
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، اگر من با چنین رفتارهایی بیایم، بتپرستان از مسلمانان نیز شرمسار خواهند شد.
هوش مصنوعی: اگر خدا از من بپرسد که چه چیزی برای او آوردهام، باید خاکی که از بدن کثیف من باقی مانده را در گور تنگم نشان دهم.
هوش مصنوعی: خداوندا، در آن لحظه که مرا در خاک دفن کنند، آرامش و صلح را به من عطا کن. چه بسا که در آن زمان، سلطان با امکانات و ثروتش در حال جنگ با یک گدا و ضعیف است.
هوش مصنوعی: رحمت تو مانند باغی پر از نعمت است و من مانند کسی هستم که دور آن باغ میگردم و هرگز نمیخواهم بدون استفاده از نعمتهای آن باغ خارج شوم.
هوش مصنوعی: از خدا میخواهم که به من بیچاره بیمعطلی رحم کند، و کسانی که به امیدم آسیب میزنند را کور کند.
هوش مصنوعی: ای خدا، لطف خود را بر من نازل کن و مرا از خطرات محفوظ بدار، چرا که نیکان به من توجه نمیکنند و آسیب میزنند.
هوش مصنوعی: محیی زمانی که موهای سپید را دید، آهی حسرتبار کشید و گفت: نامهای دارم که از تیرگی شب هم تیرهتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دل و پشت مبارز می بر آید صد تراک
کز زه عالی کمان خسرو آید یک ترنگ
یاسمن آمد بمجلس، با بنفشه دست سود
حمله کردند و شکسته شد، سپاه با درنگ
با سماع چنگ باش، از چاشتگه تا آن زمان
کز فلک پروین برآید همچو سیمین شفترنگ
از دل و پشت مبارز، می برآید صد تراک
[...]
بینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگ
از دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ
بگسلد بر اسب عشق عاشقان بر تنگ صبر
چون کشد بر اسب خویش از موی اسب او تنگ تنگ
چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقی
[...]
ای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ
زنگ بزدا از دل عاشق ببکمازی چو زنگ
آنکه رومی آرزو کرده عطایش چون عرب
آنکه ترکی آرزو کرده بساطش همچو زنگ
مادرش بوده است همچون زنگی زنگارگون
[...]
آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ
زلف پربند و شکنج و چشم پرنیرنگ و رنگ
لؤلؤ اندر لاله پنهان داشت چون رویم بدید
چنگ را بر لاله زد لؤلؤ و برهم سود چنگ
گفت مهر از من گسستی با تو جای جنگ هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.