فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۴
کنون از کمند تو ترسیده شد
روا بد که ترسیده از دیده شد
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید
چو آگه از این ترک شوریده شد
جهان تیره وش پیش دو دیده شد
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۲۱ - زخم زدن ارهنگ بانو گشسپ را گوید
رکاب از دم تیغ ببریده شد
چنین بخت یکباره گردیده شد
عطار » مصیبت نامه » بخش هفدهم » بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
شیخ گفتش چون نجاست دیده شد
پس عجب رمزی ازو بشنیده شد
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و سوم » بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل
مجلس او پارهٔ شوریده شد
خواجه را آن از کسی پرسیده شد
عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
چون رسیدی وانچه دیدی دیده شد
مرد را اینجا زفان ببریده شد
کمالالدین اسماعیل » ترکیبات » شمارهٔ ۱۴ - و قال ایضاً یرثی الصّدر السّعید رکن الدّین مسعود
پیوند خوشدلی ز زمانه بریده شد
بر جان و مال پردۀ عصمت دریده شد
حالی که در ضمیر قرین قیامتست
نگرفت دیده عبرت و آن نیز دیده شد
شب خفته، روز می نگرد دیده بی رخش
[...]
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب
چون غَرَض آمد، هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم
آنک از وی فایده زاییده شد
چون نبیند آنچ ما را دیده شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی
رحم ایمانی ازو ببریده شد
کین شیطانی برو پیچیده شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی
خانهٔ دل بین ز غم ژولیده شد
بیکناس از توبهای روبیده شد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره
چشم من از چشمها بگزیده شد
تا که در شب آفتابم دیده شد
شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم
صد هزاران طفل سر ببریده شد
تا کلیم الله صاحب دیده شد
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۷
خط عیان شد تا بساط زلف او برچیده شد
فتنه ها بیدار گردد چون علم خوابیده شد
سالها دندان خاموشی فشردم بر جگر
تا دهانم چون صدف پر گوهر سنجیده شد
در دل عشاق بیم بازگشت حشر نیست
[...]
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۸
بس که از سرگرمی فکرم نفس تفسیده شد
جوهر تیغ زبانم موی آتش دیده شد
از سبک سنگی چو کف با موج بودم همعنان
لنگر دریا شدم تا گوهرم سنجیده شد
نرم نتوانست کردن آن دل چون سنگ را
[...]
حزین لاهیجی » مثنویات » خرابات » بخش ۱۳ - شرمندگی از ستایشگران
جوانمرد را وقت شوریده شد
به نزدیک پیری جهان دیده شد
ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون سفر را نهایت نیست لازم می آید سبکبار و چالاک بود
ز امتحان نادیدنیها دیده شد
دیدنیها زامتحان پوشیده شد
ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۶۲ - دنباله صحبت مرغ با جفت خود
دانها از بامها برچیده شد
دامها در خاکها پوسیده شد
صفی علیشاه » زبدة الاسرار » دفتر اول » بخش ۱۵ - در بیان سواری آن یکه تاز عرصه وحدت و میدان دار میدان هویت و رُفرُف سوار معراج ولایت و تعریف ذوالجناح آن جناب فرماید
پردة کشف الغطا برچیده شد
وآنچه حیدر را یقین بُد دیده شد
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا
عیب ما زین پردهها پوشیده شد
پرده ی پندار تو پوسیده شد