چو خورشید آمد ز بالا به شیب
شب تیره جست از کمین با نهیب
به شهر اندر آمد جهان دیده پیر
ابا لشکر کشن و غران چه شیر
نه بستند دروازه شهر باز
دلیران گردن کش سرفراز
به گردون همی ناله نای شد
جهان را دگرگون سراپای شد
چو بگریخت ارهنگ از پیش زال
فتاده ز سر ترک و بشکسته بال
سپه را پریشان و ابتر بدید
بر ایشان نه جوشن نه بکتر بدید
بترسید از چنگ و کوپال زال
هزیمت شدن را برافراخت بال
بنه در شب تیره گون بار کرد
هر آنکس که بد خفته بیدار کرد
شب تیره برداشت از جا سپاه
گریزان بشد سوی ارجاسپ شاه
چو آگه از این ترک شوریده شد
جهان تیره وش پیش دو دیده شد
که آمد همانگه به نزدیک شاه
شکسته سر و دست از گرد راه
به ارجاسپ گفت ای شه نامدار
ندیدم بگیتی چو زال سوار
گرش گو بود بیم شیر نر است
وگر اژدها ز اژدها برتر است
کسی کو بود مرگ را خواستار
برو گو بدستان بکن کار زار
نبردی بدیدم ز دستان پیر
که در بیشه از اژدها دید شیر
برزم اندر آمد چو بفراخت بال
بزد گرزو بشکستم این برز و یال
کنون نیست دستم که جنگ آورم
و یا سوی کوپال چنگ آورم
پلنگی چو چنگش نباشد چو شیر
چگونه شود شیر نخجیرگیر
چه بشنید از ارهنگ ارجاسپ این
بفرمود کان چار مرد گزین
زند دار دژخیم و بردارشان
برآرد به نزدیک گردنکشان
بزد دار دژخیم پیش حصار
کشان بردشان و به نزدیک دار
بدان تا ز کین شان بدار آورد
بدان دارشان خوار زار آورد
زن و مرد و کودک به برج حصار
بدیدند از دور آن چار دار
چه لهراسپ بشنید حیران بماند
بدیشان خدای جهان را بخواند
ز من گفت این بد بدیشان رسید
نه از لشکر ترک و توران رسید
که ایران ز رستم تهی ساختم
سوی ملک خاورش انداختم
چه دار و رسن دید گودرز پیر
نشست از بر تازی اسبی چه شیر
فرو هشت شهر از در شهر بند
برون تاخت چون شیر جسته ز بند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، توصیف ورود خورشید و آغاز روز و همچنین فرار شب با تندیسهای از شجاعت و دلیری است. در شهر، شخصیت کهنسال و دانا (جهاندیده پیر) به همراه لشکری از دلیران حضور مییابد. با آمدن روز، شب تیره به سرعت جست و فرار میکند و حوادثی به وقوع میپیوندد که خستگی و ترس بوجود میآورد. جنگی میان زال و دشمنان به وقوع میپیوندد و زال در حالی که به دنبال آرامش است، خود را در برابر حوادثی غیرمنتظره و مبارزاتی سخت مییابد. ارجاسپ به شجاعت زال اشاره میکند و از او در میانه جنگ و بینش جنگاوری یاری میطلبد. در نهایت، با دستور ارجاسپ، چهار مرد شجاع انتخاب میشوند تا در میدان نبرد حاضر شوند و احساس خطر از دشمنان را به سرانجامی مثبت برسانند. متن پیرامون جنگ، شجاعت و فداکاری در شرایط دشوار است.
هوش مصنوعی: وقتی خورشید از بالا طلوع میکند، به سمت پایین میرود و در تاریکی شب به سرعت و با قدرت حرکت میکند.
هوش مصنوعی: پیر دانا و باتجربه به شهر آمد و کسانی را که قدرت و توانایی دارند، مشاهده کرد. او به یاد شیرانی افتاد که قوی و نیرومند هستند.
هوش مصنوعی: در شهر درهای بستهای وجود ندارد که قهرمانان شجاع و سرفراز نتوانند از آن عبور کنند.
هوش مصنوعی: صدای نای در آسمان به گوش میرسد و این صدا باعث تغییر و دگرگونی در تمام عالم شده است.
هوش مصنوعی: وقتی ارهنگ از مقابل زال فرار کرد، زال از شدت ناراحتی و ناامیدی به زمین افتاد و بالش شکست.
هوش مصنوعی: سربازان را در هم ریخته و ناقص مشاهده کرد، نه زرهای در بدن داشتند و نه سلاحی در دست.
هوش مصنوعی: از چنگ و دندان زال بترسید، زیرا که ترس از شکست ممکن است شما را به وحشت بیاندازد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در تاریکی شب به بیداری و آگاهی میرسد، از خواب گران بیدار میشود و بار سنگینی را بر دوش میکشد.
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، نیرویی وحشتزده به سرعت از مکان خود فرار کرد و به سمت شاه ارجاسپ رفت.
هوش مصنوعی: وقتی جهان از این حال آشفته آگاه شد، همه چیز در تیرگی و تاریکی فرو رفت و همه چیز در برابر دو چشم حاضر شد.
هوش مصنوعی: کسی که در همان زمان به نزد شاه آمد، در حالی که سرش شکسته و دستش از شدت خستگی به گرد راه افتاده بود.
هوش مصنوعی: به ارجاسپ گفت: ای پادشاه معروف، من در دنیا مانند زال سوارکار ندیدهام.
هوش مصنوعی: اگر بگویی او دچار ترس است، مثل شیر نر است و اگر هم او را با اژدها مقایسه کنی، از اژدها هم برتر است.
هوش مصنوعی: هر کسی که خواهان مرگ باشد، به او بگوید که باید با دستهایش به نبرد بپردازد.
هوش مصنوعی: در پایان کار، مشاهده کردم که پیرمردی با دستانش نبردی انجام داد، آنجا که در جنگل، شیر در مقابل اژدها قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، هنگامی که اسبم را به جلو راند و بالهایش را گشاد، دشمن را شکست دادم و بر سر او پیروز شدم.
هوش مصنوعی: اکنون دست من قادر به جنگیدن نیست و نمیتوانم به سمت گودال (یا دریا) بروم.
هوش مصنوعی: اگر پلنگی باشد که چنگال نداشته باشد، چطور میتواند مانند شیری که شکار میکند، عمل کند؟
هوش مصنوعی: او از ارجاسپ چیزی شنید و فرمود که چهار مرد برگزیده را انتخاب کند.
هوش مصنوعی: زند به دست دژخیمان و نشانههایی که بر روی گردنکشان وجود دارد، به زودی سر میزند.
هوش مصنوعی: شخصی به سوی دژخیم حمله میبرد و آن را نزدیک دار میآورد.
هوش مصنوعی: بدان که وقتی دشمنی کسی را به جان بخرد، او را به زحمت و رنج دچار میکند.
هوش مصنوعی: زن و مرد و کودک از دور، برج محکم و استواری را دیدند که چهار دیوار دور آن را احاطه کرده است.
هوش مصنوعی: لهراسپ واژهای است به معناي گوشهنشین یا حکیم، و در اینجا اشاره دارد به کسی که در برابر وجود و عظمت خداوند دچار حیرت و شگفتی میشود. او در این حالت به یاد خدا میافتد و به دعا و نیایش مشغول میشود. در واقع، در این بیت، حالت حیرت و جستجوی رستگاری و کمک از خداوند به تصویر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که آنچه بر سر من آمده و به من آسیب رسانده، از طرف دشمنان و لشکرهای ترک و تورانی نیست، بلکه از خود من و از درون من ناشی شده است.
هوش مصنوعی: ایران را که از رستم (استورهای نیرومند) خالی کردم، به سمت سرزمینهای شرقی پیشروی کردم.
هوش مصنوعی: گودرز پیر از شدت هیجان و شگفتی، با چهرهای مملو از تجربه و دانایی، در کنار اسب جوان و نیرومندی نشسته است. این تصویر نشاندهندهی قدرت و استقامت اسب و همچنین دقت و زنگیِ گودرز است.
هوش مصنوعی: او از دروازه شهر بیرون آمد و با قدرت و شدت مانند شیری که از بند رها شده، به جلوی دروازه ی شهر حمله ور شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.