گفت رکن الدین اکافی مگر
می فشاند اندر سخن روزی گهر
مجلس او پارهٔ شوریده شد
خواجه را آن از کسی پرسیده شد
کاین چه افتادست وین شورش چراست
ما نمیدانیم بر گوئید راست
آن یکی گفتش فلان مرد نه خرد
در نهان کفشی بدزدید و ببرد
کفش ازو میبستدیم اینجایگاه
شورشی برخاست زان گم کرده راه
خواجه میگفتش مکن قصه دراز
زانکه گر روزی خدای بی نیاز
برفکندی پردهٔ عصمت ز ما
کفش دزد اولستی این گدا
کس چه داند تا چه حکمت میرود
هر وجودی را چه قسمت میرود
خون صدیقان ازین حسرت بریخت
وآسمان بر فرق ایشان خاک بیخت
گرچه ره جستند هر سوئی ازین
پی نبردند ای عجب موئی ازین
صد جهان حسرت بجان پاک در
میتوان دیدن بزیر خاک در
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، رکن الدین اکافی در مجلسی صحبت میکند و ناگهان شور و هیجانی در فضا به وجود میآید. برخی از حاضران علت این شورش را از یکدیگر میپرسند و به ماجرای دزدی یک کفش اشاره میکنند. خواجه که سرپرست مجلس است، میگوید که نباید این داستان را طولانی کرد، زیرا ممکن است خدای بینیاز پرده از عفت ما بردارد. او به ناپایداری و حکمتهای زندگی اشاره میکند و از سرنوشت انسانها میگوید که نمیدانند برای هر کس چه چیزی مقدر شده است. او همچنین به حسرت صدیقان و نیکان اشاره میکند که خونشان بر زمین ریخته شده و بر سرشان خاک میریزد، و اینکه افراد به دنبال حقیقت و معانی عمیقاند اما نمیتوانند به آن برسند. این شعر نشاندهنده ناامیدی و عمق تفکر درباره سرنوشت و حقیقت انسانی است.
هوش مصنوعی: رکنالدین اکاف میگوید که آیا ممکن است گاهی در گفتار خود، مانند گوهری قیمتی، چیزی ارزشمند و زیبا بگنجاند؟
هوش مصنوعی: مجلس او به هم ریخته و شلوغ شده است و از کسی دربارهٔ وضعیت خواجه سوال کردهاند.
هوش مصنوعی: اینچه که در حال رخ دادن است و این جریاناتی که به وجود آمده، برای ما روشن نیست. اگر کسی میداند، لطفاً بهطور صریح و درست توضیح دهد.
هوش مصنوعی: یکی از آنها گفت که فلانی، مردی عاقل و باهوش نیست، چون به طور پنهانی کفشی را دزدیده و برده است.
هوش مصنوعی: ما در اینجا کفش را از او میبستیم، اما حالا شورشی بهپا شده است و او در راه خود گم شده است.
هوش مصنوعی: خواجه به او میگوید که داستان طولانی نگو، زیرا اگر روزی خداوند بینیاز شود،...
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به این موضوع اشاره دارد که در دنیای انسانی، معصومیت و پاکی از ما دور شده است و گدا یا فرد نیازمند، در واقع نمایندهای از وضعیت نادرست ما است. به عبارتی، برفکندن پردهٔ عصمت به معنای از بین رفتن بیگناهی و پاکی در زندگی ماست و در نهایت ممکن است به دنبال آن نشانههایی از نادرستی خودمان را ببینیم.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که چه حکمت و رازهایی در پس هر وجودی نهفته است و سرنوشت هر کس چگونه رقم میخورد.
هوش مصنوعی: خون افراد پاک و صادق به خاطر این آرزو و حسرت ریخته شد و آسمان بر سر آنها خاک ریخت.
هوش مصنوعی: هرچند همه در تلاش بودند و به هر سمت رفتند، اما جالب است که نتوانستند به هدف خود برسند.
هوش مصنوعی: در زیر خاک، میتوان صدها حسرت را در جان پاک انسان مشاهده کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.