عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۰ - شدن لشکر بنی شیبه به حی بنی ضبه
صف از آتش تیغ برتافتند
ز کین کوس کینه فرو کوفتند
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۰ - رسیدن ویس و رامین به هم
وزان پس هر دوان با هم بخفتند
گذشته حالها با هم بگفتند
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۴ - رفتن رامین به همدان به جهت ویس
ز شادی هر دو چون گل برشکفتند
گرفته دست هم در خانه رفتند
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۷ - سرزنش کردن موبد ویس را
چو دیوان چهره از مردم نهفتند
به آیین زنان هر سه برفتند
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۲ - بردن شاه موبد ویس را به دز اشکفت و صفت دز و خبر یافتن رامین از ویس
بزرگان پیش شاهنشاه رفتند
یکایک حال او با شه بگفتند
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۰ - پشیمان شدن رامین از رفتن ویس و از پس ویس شدن
سخنهایی که صد باره بگفتند
دگر باره همان از سر گرفتند
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۰ - پشیمان شدن رامین از رفتن ویس و از پس ویس شدن
ز شادی هر دو چون گل بر شکفتند
میان قاقم و دیبا بخفتند
خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۴
* آن بیخبران که دُرِّ معنی سُفتند،
در چرخ به انواعْ سخنها گفتند؛
آگه چو نگشتند بر اَسرارِ جهان،
اول زَنَخی زدند و آخر خفتند!
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۶۸ - در مناجات گوید
تو نوازم که دیگران زُفتند
تو پذیرم که دیگران گفتند
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثانی: فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام » بخش ۱۲ - در فترت و جهالت گوید و ستایش پیغمبران علیهمالسلام کند ذکرالانبیاء خیر من حدیث الجهلاء
چون به غرب فنا فرو رفتند
باز خود کامگان برآشفتند
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » بخش ۲۷ - قصهٔ قتل امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسّلام
این سخن جمله با علی گفتند
وین چنین فتنه هیچ ننهفتند
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » بخش ۲۸ - فی مذمّة اعدائه و حسّاده
جمله اصحاب مر ورا گفتند
که چه بگذاشتی برآشفتند
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان » بخش ۴۸ - در مدح شیخالامام جمالالدّین ابونصر احمدبن محمّدبن سلیمان الصغانی
گرچه الماس نطق میسفتند
با بیان تو مفتیان زفتند
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین » بخش ۳۲ - در حق پارسایان گوید
آن کسانی که راه دین رفتند
چهره از تنگ خلق بنهفتند
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقه نظم کتاب
ز من فربهتران کاین جنس گفتند
به بازوی ملوک این لعل سُفتند
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول
چو شیرین نام صورت برد، گفتند
که آن تمثال را دیوان نهفتند
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور
پرستاران به رفتن راه رفتند
به کهبد حال صورت باز گفتند
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهینبانو به مداین
به دیده پیش تختش راه رفتند
به تلخی حال شیرین باز گفتند
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهینبانو شیرین را
همه در آشیانها رخ نهفتند
ز رنجِ ماندگی تا روز خفتند
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۰ - افسانهسرایی ده دختر
همان افسانهٔ دوشینه گفتند
همان لعل پرندوشینه سفتند