گنجور

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۸ - مقالت دهم در نمودار آخرالزمان

 

رسته شود هر دو سر از درد ما

پاک شود هر دو ره از گرد ما

۱ بیت
نظامی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵

 

گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما

می‌رسیم از گرد راه اینست راه آورد ما

در هوای شمع رویت قطره‌های اشک گرم

دم به دم بر چهره می‌بندد ز آه سرد ما

بس که از یاران هم دردان جدا افتاده‌ایم

[...]

۷ بیت
محتشم کاشانی
 

وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵

 

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما

ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما

از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترس

اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما

در آه ما نهفته خزان و بهار حسن

[...]

۶ بیت
وحشی بافقی
 

عرفی » مثنویات » شمارهٔ ۷ - معراج

 

مرهمی آورد فرا درد ما

ذیل گنه پاک شد از گرد ما

۱ بیت
عرفی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵

 

صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما

کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما

از رگ خامی نباشد میوه ما ریشه دار

پختگی پیداست چون آتش ز رنگ زرد ما

فتح ما آزاد مردان در شکست خود بود

[...]

۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۹

 

یاقوت کهربا شود از آه سرد ما

ایوب را کند کمری، بار درد ما

چون پیش طاق همت خود را کنیم نقش

گردون نمی شود صدف لاجورد ما

برگ خزان زمین ادب بوسه می دهد

[...]

۶ بیت
صائب تبریزی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۵۲

 

ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن

گر نبیند بویی از بهبود، رنگ زرد ما

مایه ما در سفر، چون آب شد نقصان پذیر

آنچه ماند از مایه، خواهد گشت راه آورد ما

۲ بیت
طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۰۴

 

کهربا گشتیم و کس باور ندارد درد ما

درد ما کی می شود ثابت به رنگ زرد ما

همچو مردان، پا به دفع بخت بد، قایم نکرد

نام جرات چون برآرد طالع نامرد ما؟

۲ بیت
طغرای مشهدی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲

 

اشکهای گرم ما و آههای سرد ما

کس نداند کز کجا آید مگر هم درد ما

عاقلان را کی خبر باشد زحال عاشقان

کی شناسد درد ما جز آنکه باشد مرد ما

خام بیدردی چه داند اشک گرم و آه سرد

[...]

۹ بیت
فیض کاشانی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶

 

خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما

نازها بر دیدة افلاک دارد گرد ما

دوستداران را به مرگ خویش راضی کرده‌ایم

عاقبت درمان درد عالمی شد درد ما

یار بی‌پروا و یاران بی‌وفا، طالع زبون

[...]

۱۱ بیت
فیاض لاهیجی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۷

 

زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ما

گریه خونبار میزیبد برنگ زرد ما

هر نفس چون شاهدان با آرزوی خفته است

عرض ما را داد بر باد این دل نامرد ما

همچو گل ما عاجز بند علایق نیستیم

[...]

۵ بیت
واعظ قزوینی
 

سیدای نسفی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴

 

کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما

چرخ را سازد مشبک تیر آه سرد ما

کهربا خود را نهان سازد به زیر برگ کاه

گر بگیرد پرده از رخسار رنگ زرد ما

فوطه زاری شود در باغ طوق قمریان

[...]

۶ بیت
سیدای نسفی
 

سیدای نسفی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹

 

خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما

خواهد آمد خانه خیز اکنون به صحرا گرد ما

کهربا در دست ما کی می تواند آب ریخت

می کشد بی آبرویی پیش رنگ زرد ما

کوه خواهد جست همچون نبض بیماران ز جا

[...]

۵ بیت
سیدای نسفی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶

 

بحرمی‌پیچد به‌موج از اشک غم‌پرورد ما

چرخ می‌گردد دوتا در فکر بار درد ما

گر به میدان ریاضت‌کهربا دعوی‌کند

کاه‌گیرد در دهن از شرم رنگ زرد ما

دور نبود گرکمان صید دلها زه‌کند

[...]

۱۰ بیت
بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷

 

حیرت حسنی است در طبع نگه پرورد ما

ششجهت آیینه بالدگر فشانی‌گرد ما

مفت موهومی‌ست‌گر ما نام هستی می‌بریم

چون سحرگرد نفس بوده‌ست ره‌آورد ما

ما به هستی از عدم پر بی‌بضاعت آمدیم

[...]

۱۰ بیت
بیدل دهلوی
 

سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷

 

نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب

صبح نومیدی دمد هر چند آه سرد ما

چنگ خود ای زهره با خورشید پرداز و برو

دوست کی دارد طرب را جان غم پرورد ما؟

از خیال ما سعیدا فیض می بارد به خاک

[...]

۳ بیت
سعیدا
 

ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۳۵ - حکایت

 

ای دریغ از گنج باد آورد ما

ای دریغ آن کو بفهمد درد ما

۱ بیت
ملا احمد نراقی
 

عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱۸

 

بخ بخ ای صهبای جان پرورد ما

مرهم زخم و دوای درد ما

۱ بیت
عمان سامانی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۳ - معمار نادان

 

بس بزرگست این وجود خُرد ما

وقت دارد کار و خواب و خورد ما

۱ بیت
پروین اعتصامی