گنجور

 
۱
۲
۳
 

فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۱ - در داستان ابو منصور

 

مرا گفت کز من چه باید همی

که جانت سخن برگراید همی

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام

 

تو را دایه گر مرغ شاید همی

پس این پهلوانی چه باید همی

۱ بیت
فردوسی
 

عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۹ - صفت خواندن ورقه مادر گلشاه را و زاری کردن

 

به من بر ترا رحم ناید همی؟

چو من بنده ای تان نباید همی؟

۱ بیت
عیوقی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷ - در ستایش مردم گوید

 

یکی موی از این کم نباید همی

وگر باشد افزون نشاید همی

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۵ - در مولود پسر جمشید گوید

 

یکی چاره هزمان نماید همی

بدان چاره مان جان رباید همی

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۲۴ - نامه ضحاک به اثرط و خواندن پهلوان گرشاسب را

 

بدین چاره گرشاسب باید همی

وگر زود ناید نشاید همی

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۶ - داستان شاه روم و دخترش

 

به کس کار من برنیاید همی

ازین پس مرا رفت باید همی

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام

 

به دیدار رخ جان فزاید همی

به گفتار خوش دل رباید همی

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲۳ - خبر یافتن فغفور از کشتن جرماس و قلا

 

به پیکان سر از تن رباید همی

به تیغش ز یک تن دو آید همی

۱ بیت
اسدی توسی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۵ - نامه نوشتن فرامرز به طورگ

 

به پیغام سوی تو آید همی

زمانی به ره بر نپاید همی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۶ - فرستادن بهمن،سیه مرد را بر سر راه فرامرز

 

کنون گر زمانم سرآید همی

سرانجام گل بسته آید همی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - وصف بهار و مدح منصور بن سعید

 

نسل را بی شک ز کافور ار زیان آید همی

چون که نسل شاخ را از وی بیفزاید همی

هر شب از شاخ سمن کافورِ تر زاید همی

سوی او زآن طبع گرم لاله بگراید همی

۲ بیت
مسعود سعد سلمان
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۶