فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵ - رفتن زال نزد سام، شکایت از پدر و نوشتن نامهٔ شفاعت به شاه
سپردیم نوبت کنون زال را
که شاید کمربند و کوپال را
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۶ - زادن رستم، نامگذاری او، فرستادن پیکرش نزد سام و رشد شگفتانگیز کودک
ستودن گرفت آنگهی زال را
خداوند شمشیر و کوپال را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۷ - بازگشت پیروزمندانهٔ کاووس به ایران، بخشش به رستم و برقراری داد و آبادی
مگر نامور رستم زال را
خداوند شمشیر و گوپال را
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۴ - فرمان گشتاسپ به بستن رستم در برابر تاج، اعتراض اسفندیار و بازگشت غمگین او
برهنه کنی تیغ و گوپال را
به بند آوری رستم زال را
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۵ - پند کتایون به اسفندیار: هشدار از رستم، ناگزیری فرمان شاه و زاری شبانهٔ مادر
ببندی همی رستم زال را
خداوند شمشیر و گوپال را
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۸ - آمدن بهمن به زاولستان، دیدار با زال و خواستن راه نخچیرگاه رستم
ندانست مرد جوان زال را
بیفراخت آن خسروی یال را
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۶ - کشته شدن الوای به دست کاموس، گرفتار شدن کاموس در کمند رستم و کشته شدنش به دست ایرانیان
نیندازد از دست گوپال را
مگر گم کند رستم زال را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴۹ - شکست هیتالیان و بر تخت نشستن فغانیش
سپارد بدو شهر هیتال را
فرامش کند گُرز و کوپال را
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۴ - رفتن شاه شام به دیدن گلشاه
نهایت نبودش مرین مال را
همی خواست آوردن او خال را
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۱۰ - رزم فرامرز با مهارک هندی
از این گونه برداشت کوپال را
به گردون برافراشته یال را
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۳ - داستان سه فرزانه
در آن بندکردند مر زال را
چو مرغی مر آن هشتصد سال را
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۲۱ - گرفتن عاس شهریار را و بردن پیش هیتال شاه گوید
نداد او بمن دخت هیتال را
سپردم به او من دز مال را
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۲۳ - رزم کردن ارژنگ شاه با هیتال شاه و شکست خوردن ارژنگ شاه گوید
چو آمد چنین گفت هیتال را
سپهدار با تیغ و کوپال را
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۱ - رفتن شهریار در قلعه مضراب دیو و آزاد کردن دلارام گوید
نبیره منم رستم زال را
که بفراخت از کین چو کوپال را
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۳ - بند پاره کردن مضراب دیو و رفتن از بند شهریار گوید
چسان کشت بهزاد و هیتال را
ز شه تاج بگرفت کوپال را
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۳ - بند پاره کردن مضراب دیو و رفتن از بند شهریار گوید
که تا من نگردانم این مال را
نه بگذارم از چنگ کوپال را
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۸۰ - رزم شهریار با نقابدار سرخ پوش گوید
بکشتست بهزاد هیتال را
مر آن شاه باروز و کوپال را
