گنجور

 
۱
۴
۵
۶
۷
۸
۹
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۸۲

 

باده ای را نپرستم که خرابم نکند

گرد آن شمع نگردم که کبابم نکند

خون منصورم و بیداردلی جوش من است

می طفل افکن افسانه به خوابم نکند

آب گشته است دل یک چمن از خنده من

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۸۴

 

عشقبازان چو جلای نظر پاک دهند

منصب برق جهانسوز به خاشاک دهند

مفلسم، حوصله ناز خریدارم نیست

می فروشم به بهای دل اگر خاک دهند

(در دو روزش چو سر زلف بهم می شکنی

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۸۵

 

داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند

گوهری را که عزیزست به گنجینه نهند

بی تو جمعی که نظر آب دهند از گلزار

تشنگانند که بر ریگ روان سینه نهند

قسمت مردم هموار نگردد سختی

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۹۰

 

چون لاله هر که باده حمرا نمی زند

جوش نشاط چون خم صهبا نمی زند

مجنون که از لباس تعلق برآمده است

آتش چرا به دامن صحرا نمی زند؟

از داغ گشت شورش مغزم زیادتر

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۹۱

 

دم گرچه پیش آینه عالم نمی‌زند

آیینه پیش عارض او دم نمی‌زند

از پنبه داغ ما نرود زنده در کفن

از بخیه زخم ما مژه بر هم نمی‌زند

از ششدر جهات، مرا نقش کم رهاند

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۹۲

 

ماه از حجاب روی تو پروین عرق کند

آیینه را شکوه جمال تو شق کند

اسکندرست اگر چه بود در لباس فقر

هر کس که اختصار به سد رمق کند

چون با رخ تو چهره شود مه، که آفتاب

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۹۴

 

چندان که ممکن است کسی مردمی کند

دم را چرا علم کند و کژدمی کند؟

نان جوی به سفره هر کس که هست ازوست

آدم زبان خویش اگر گندمی کند

طوفان نوح، کودک دریا ندیده ای است

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۰۵

 

ای سنگدل عقیق تو بدنام می شود

ورنه مرا چه از دو سه دشنام می شود؟

ایام برگریز پر و بال میرسد

تا عندلیب ما به قفس رام می شود

در خانه ای که روی تو افزود از شراب

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۰۷

 

هرکس که از رخ تو نظر آب می‌دهد

خرمن به برق و خانه به سیلاب می‌دهد

در خون یک جهان دل بی‌تاب می‌رود

مشاطه‌ای که زلف ترا تاب می‌دهد

صیدی که بی‌قراری وحشت کشیده است

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۱۰

 

عاشق عنان به چرخ مقوس نمی دهد

صید رمیده دست به هر کس نمی دهد

بی حاصلی است حاصل نیکی به بدگهر

آبی که خورد ریگ روان پس نمی دهد

چون طفل خام، آرزوی بی تمیز ما

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۲۳

 

جان چون کمال یافت به جانانه می رسد

انگور چون رسید به میخانه می رسد

طوفان کند شراب در آن سر که مغز نیست

فیض بهار، بیش به دیوانه می رسد

حسن غریب حوصله پرداز طاقت است

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۲۴

 

از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد

بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد

بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند

دل شد یتیم تا سخن من غریب شد

بعد از هزار شب که شب وصل داد روی

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۳۰

 

مردم ز حد خویش برون پا نهاده‌اند

راه هزار تفرقه بر خود گشاده‌اند

بسته است روزگار جهان را به کار گل

یکسر به فکر باغ و عمارت فتاده‌اند

خواهند عاقبت ز ندامت به سر زدن

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۳۷

 

در دور خط آن سیم ذقن تلخ سخن شد

خط ابجد بی رحمی آن غنچه دهن شد

شد آتش گل اخگر خاکستر بلبل

روزی که گل روی تو پیدا ز چمن شد

اخگر نتواند ز گریبان بدر انداخت

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۴۵

 

تا صدق طلب خضر من آبله پا بود

هر موجه ای از ریگ روان قبله نما بود

از کشمکش عشق رسیدیم به دولت

این اره به فرق سر ما بال هما بود

سر داد به صحرا دل دیوانه ما را

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۴۶

 

احوال دل خسته به اغیار مگویید

حال سرشوریده به دستار مگویید

در خلوت دل رشته جان موی دماغ است

اینجا سخن از سبحه و زنار مگویید

در سنگ پر و بال نهد حشر مکافات

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۴۷

 

(شکست حال پریشان ما چه فایده دارد؟

خرابی دل ویران ما چه فایده دارد؟)

(بگیر دامنش ای اشک (و) چاره سازی (ما) کن

همین گرفتن دامان ما چه فایده دارد؟)

(کسی که تخم محبت به دل نکشته چه داند

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۵۲

 

دور قدح را مه تمام ندارد

روشنی ماه این دوام ندارد

بر لب کوثر شکسته است سبویش

هر که به کف وقت صبح جام ندارد

با همه دلها یکی است نسبت آن زلف

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۵۶

 

نه هر دل جای سودای تو باشد

دلی کز جا رود جای تو باشد

گل از شبنم سراپا چشم گردید

که حیران تماشای تو باشد

دو عالم را تواند پشت پا زد

[...]

۳ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۵۹

 

غم مرا در جان بی حاصل نمی گیرد قرار

جغد از وحشت درین منزل نمی گیرد قرار

جان قدسی در تن خاکی دو روزی بیش نیست

موج دریا دیده در ساحل نمی گیرد قرار

راهرو چون می تواند پشت بر دیوار داد؟

[...]

۳ بیت
صائب
 
 
۱
۴
۵
۶
۷
۸
۹
 
تعداد کل نتایج: ۱۶۹