گنجور

عطار » اسرارنامه » بخش اول » بخش ۱ - المقالة الاولی فی التوحید

 

به نام آنک جان را نور دین داد

خرد را در خدا دانی یقین داد

خداوندی که عالم نامور زوست

زمین و آسمان زیر و زبر زوست

دو عالم خلعت هستی ازو یافت

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۱ - المقاله الثانیه فی نعت رسول الله صلی الله علیه و سلم

 

ثنائی نیست با ارباب بینش

سزای صدر و بدر آفرینش

چو می‌لرزد ز هیبت این دعاگوی

زفانش چون تواند شد ثناگوی

چو نعمت ذات او بالای گفتست

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۲ - در صفت معراج رسول صلی الله علیه و سلم

 

درآمد یک شبی جبریل از دور

براقی برق رو آورد از نور

که ای مهتر ازین زندان گذر کن

بدارالملک روحانی سفر کن

که بسیار انبیاء و مرسلین‌اند

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش سوم » بخش ۱ - المقاله الثالثه فی فضیلت اصحابه

 

نخستین قدوهٔ دار الخلافه

جهان صدق و پور بوقحافه

اساس دین حق بنیاد تحقیق

نیابت دار شاه شرع صدیق

سپهر صدق را خورشید انور

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش سوم » بخش ۲ - فی فضیلت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه

 

سپهر دین عمر خورشید خطاب

چراغ هشت جنت شمع اصحاب

چه شمعی کآفتاب نامبردار

طواف او کند پروانه کردار

ازین پرتو که بود آن شمع دین را

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش سوم » بخش ۳ - فی فضیلت امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه

 

امیر اهل دین استاد قرآن

امیرالمؤمنین عثمان عفان

گزین خواجه کونین بوده

بدامادیش ذوالنورین بوده

اگر حلم و حیا گشتی مصور

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش سوم » بخش ۴ - فی فضیلت امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه

 

سوار دین پسر عم پیمبر

شجاع صدر صاحب حوض کوثر

به تن رستم سوار رخش دلدل

بدل غواص دریای توکل

علی القطع افضل ایام او بود

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش چهارم » بخش ۱ - المقالة الرابعه

 

الا ای جان و دل را درد و دارو

تو آن نوری که کم تمسسه نارو

ز روزن‌های مشکاتی مشبک

نشیمن کرده بر شاخی مبارک

تو در مصباح تن مشکوة نوری

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش پنجم » بخش ۱ - المقاله الخامسه

 

دلا یک دم رها کن آب و گل را

صلای عشق در ده اهل دل را

ز نور عشق شمع جان برافروز

زبور عشق از جانان درآموز

چو زیر از عشق رمز راز می‌گوی

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش پنجم » بخش ۲ - الحکایه و التمثیل

 

رکویی زی نظام آورد آن پیر

که پر زر کن مکن زنهار تقصیر

نظامش گفت این رکوه بزرگست

که در من می‌فتد گویی که گرگست

ندارد گفت سودت پر زرش کن

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۱ - المقاله السادسه

 

تو دریا بین اگر چشم تو بیناست

که عالم نیست عالم کفک دریاست

خیالست این همه عالم بیندیش

مبین آخر خیالی را از این پیش

تو یا دیوانه یا آشفته باشی

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۲ - الحکایه و التمثیل

 

چنین گفت آن عزیزی بادیانت

که تا حق عرضه دادست این امانت

زمین و آسمان زان در رمیدست

که بار عهده آن سخت دیدست

تو تنها آمدی تا آن کشی تو

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

 

بشب حلاج را دیدند در خواب

بریده سر بکف با جام جلاب

بدو گفتند چونی سر بریده

بگو تا چیست این جام گزیده

چنین گفت او که سلطان نکونام

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۴ - الحکایه و التمثیل

 

به ناموسی قوی می‌رفت آن شاه

یکی را دید خوش بنشسته در راه

بدو گفت ای نشسته بر زمین خوش

تو می‌خواهی که من باشی چنین خوش‌‌؟

چنان گفتا که من روشن نباشم

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل

 

بپرسید از علی مردی دل افروز

که باشد در بهشت ای شیر حق روز

نباشد گفت روز خرم آنجا

از آن معنی که شب نبود هم آنجا

نه شمسی باشد و نه زمهریری

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل

 

چنین گفت آن بزرگ برگزیده

که جنت این زمان هست آفریده

ولی آنگه شود جنت تمامت

که در جنت شوند اهل قیامت

اگر پیدا شود حوری بدنیا

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۷ - الحکایه و التمثیل

 

سئوالی کرد زین شیوه یکی خام

از آن سلطان بر حق پیر بسطام

که از بهر چرا عالم چنین است

که آن یک آسمان این یک زمین است

چو آن پیوسته در جنبش فتادست

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۸ - الحکایه و التمثیل

 

یکی مفلوج بودست و یکی کور

از آن هر دو یکی مفلس دگر عور

نمی‌یارست شد مفلوج بی پای

نه ره می‌برد کور مانده بر جای

مگر مفلوج شد بر گردن کور

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۹ - الحکایه و التمثیل

 

چو مرد آن پیر مرد پیر اصحاب

مگر آن شب مریدش دید در خواب

بپرسیدش که هین چون بود حالت

که می‌کردند ز من ربک سئوالت

چنین گفت او که دیدم آن دو تن را

[...]

عطار
 

عطار » اسرارنامه » بخش هفتم » بخش ۱ - المقالة السابعه

 

حقیقت چیست پیش اندیش بودن

ز خود بگذشتن و با خویش بودن

اگر جانت برون آید ز صورت

ببینی هرچ می‌دانی ضرورت

حجاب تو نیاید هر دو عالم

[...]

عطار
 
 
۱
۲
۳
۷