گنجور

 
۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۵۳
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۲

 

دل شکسته من درد را دوا گیرد

نمک به دیده من رنگ توتیا گیرد

چنین که من ز لباس تعلق آزادم

عجب که پهلوی من نقش بوریا گیرد

به خصم کینه نورزد دل ستمکش من

[...]

۵ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۳

 

عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟

چگونه مشت خسی برق را عنان گیرد؟

به آه داشتم امیدها، ندانستم

که این فلک زده هم رنگ آسمان گیرد

چه احتیاج کمندست در شکار ترا؟

[...]

۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۴

 

ز می مرا تب لرز خمار می‌گیرد

ز صیقل آینه من غبار می‌گیرد

من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش

کنون ز من همه کس اعتبار می‌گیرد

ندیده است سیه‌مستی مرا خورشید

[...]

۶ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۵

 

غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد

حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد

بود مصاف تو ای چرخ با شکسته دلان

همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد

مکش سر از خط تسلیم عشق کاین صیاد

[...]

۷ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۶

 

ز یاد عیش مرا سینه زنگ می گیرد

ز آب گوهرم آیینه زنگ می گیرد

فغان که آینه صاف صبح شنبه من

ز سایه شب آدینه زنگ می گیرد

فتاده است چنان آبدار گوهر من

[...]

۷ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۷

 

ز ناقصان خرد من کمال می گیرد

ز زنگ آینه من جمال می گیرد

چه حالت است که دشمن اگر شود ملزم

مرا ز شرم تب انفعال می گیرد

جنون بهانه تراش است و شوق طفل مزاج

[...]

۱۰ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۸

 

ملال در دل آزاده جا نمی گیرد

زمین ساده ما نقش پا نمی گیرد

حریف پرتو منت نمی شود دل من

ز صیقل آینه من جلا نمی گیرد

کجا دراز شود پیش این سیاه دلان؟

[...]

۱۱ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۹

 

نه پشت پای بر اندیشه می توانم زد

نه این درخت غم از ریشه می توانم زد

به خصم گل زدن از دست من نمی آید

وگرنه بر سر خود تیشه می توانم زد

خوشم به زندگی تلخ همچو می، ورنه

[...]

۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۰

 

ز کاوش دلم آزار رنگ می بازد

به پای من چو رسد خار رنگ می بازد

اگر ز نغمه سیراب، پرده بردارم

هزار غنچه منقار رنگ می بازد

نسیم شوخ می پرده در چو تند شود

[...]

۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۱

 

به دور حسن تو با گلستان که پردازد؟

به لاله و سمن و ارغون که پردازد؟

در آن چمن که سبیل است خون گل چون آب

به آب دیده خواری کشان که پردازد؟

نسیم در سکرات است و گل پریشان حال

[...]

۱۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۲

 

چو تیغ او به جبین چین جوهر اندازد

به نیم چشم زدن قحطی سر اندازد

خوش آن که گربه سرش تیغ همچو موج زنند

حباب وار کلاه از طرب براندازد

ز بس که تشنه سرگشتگی است کشتی من

[...]

۸ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۳

 

بهار را چمنت مست رنگ و بو سازد

نقاب را رخت آیینه دورو سازد

خوشا کسی که به خون جگر وضو سازد

به اشک سینه خود پاک از آرزو سازد

سبکروی که تواند به آفتاب رسید

[...]

۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۴

 

دل مرا نگه گرم یار می سازد

ستاره سوخته را این شرار می سازد

نوای مرغ سحرخیز حالتی دارد

که غنچه را دل شب زنده دار می سازد

چراغ خلوت یکدیگرند سوختگان

[...]

۸ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۵

 

کسی که خرده خود صرف باده می سازد

ز زنگ آینه خویش ساده می سازد

حضور روی زمین فرش آستان کسی است

که لوح خویش چو آیینه ساده می سازد

عنان به دست قضا ده که موج را دریا

[...]

۱۱ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۶

 

ز آه من دل سنگین یار می لرزد

ز برق تیشه من کوهسار می لرزد

به راز عشق دل بیقرار می لرزد

محیط بر گهر شاهوار می لرزد

در آب آینه لنگر فکند پرتو مهر

[...]

۱۴ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۷

 

دل شکسته عاشق به آه می لرزد

همیشه بر علم خود سپاه می لرزد

سبک مگیر مصاف دل شکسته ما

که کوه قاف ازین برگ کاه می لرزد

گلی که نیست هوادارش آتشین نفسی

[...]

۱۲ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۸

 

ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد

مرا ز گرمی پرواز بال و پر سوزد

چو لاله می شود از باد صبح روشنتر

چراغ هرکه به خونابه جگر سوزد

خط مسلمی دوزخ است روز حساب

[...]

۸ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰۹

 

ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد

ز خنده نمکینت دل شکر سوزد

شکر به کار مبر بیش ازین که از تب رشک

به آن رسیده که چون شمع نیشکر سوزد

ز لاله دعوی عشق سمنبران خام اوست

[...]

۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱۰

 

نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد

چنان که تیر شهاب از شتاب می سوزد

ز قید عقل در اقلیم عشق فارغ باش

که سایه در قدم آفتاب می سوزد

طراوت تو کند سبز تخم سوخته را

[...]

۹ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱۱

 

نگه ز دیدن رخسار یار می سوزد

نسیم صبح درین لاله زار می سوزد

چو شمع سبز درین باغ هرکجا سروی است

ز رشک قامت آن گلعذار می سوزد

شهید لاله رخان را به جای شمع و چراغ

[...]

۱۲ بیت
صائب
 
 
۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۵۳
 
تعداد کل نتایج: ۱۰۴۴