مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۳ - بیان آنک تن خاکی آدمی همچون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال
با کمال تیرگی حق واقعات
مینمودت تا روی راه نجات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد
خویشتن را کور میکردی و مات
تا نیندیشی ز خواب و واقعات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را
همچنین دیده جهات اندر جهات
در پی هم تا رسی در برد و مات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش
شاه بس بیچاره شد در برد و مات
روز و شب میکرد قربان و زکات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۶ - بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند
عالم خلقست با سوی و جهات
بیجهت دان عالم امر و صفات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک
لیک مؤمن ز اعتماد آن حیات
میکند غارت به مَهل و با اَنات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد
حبذا ارواح اخوان ثقات
مسلمات مؤمنات قانتات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است
چون ندید او مار موسی را ثبات
در حبال سحر پندارد حیات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۷ - مناجات
هر که سازد زین جهان آب حیات
زوترش از دیگران آید ممات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیستنما و عالم نیست هستنما
میدمند اندر گره آن ساحرات
الغیاث المستغاث از برد و مات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۴ - مناجات
ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات
خلق را زین بیثباتی ده نجات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیهالسلام به خاک کی حفنهای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیهالسلام
کای فرشتهٔ صور و ای بحر حیات
که ز دمهای تو جان یابد موات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره
بیخ عمرت را بده آب حیات
تا درخت عمر گردد با نبات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۱۵ - در معنی لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ
با تو گویند این جبال راسیات
وصف حال عاشقان اندر ثبات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را
هست دریا خیمهای در وی حیات
بَطّ را، لیکن کلاغان را مَمات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را
ای تو مات و من ز زخم شاه مات
میزنم شه شه به زیر رختهات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست
که ز لطف یار تلخیهای مات
گشت بر جان خوشتر از شکرنبات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را
نه به وقت خشم و کینه صبرهات
سست گردد در قرار و در ثبات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود
کی جمادی محو گشتی در نبات
کی فدای روح گشتی نامیات
