گنجور

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱

 

اتی امرالله ای ساقی بیار آن راحت دل‌ها

به مشتاقان و مهجوران ادر کأسا و ناولها

بده زان راح ریحانی به منظوران روحانی

مگر زین آب رحمانی برویانی گُل از گِل‌ها

ببند ای ساربان محمل مکاهل ناقه را کامشب

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲

 

از رخ فکند شاهد واحد نقاب را

رونق شکست جرم مه و آفتاب را

بر صفحه دید تا خط ما آسمان کشید

بر لوح جدی اول برق و شهاب را

عیسی ستاره بود منم عین آفتاب

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳

 

ای که بس بی خبری عالم انسانی را

کرده بر خویش روا خصلت حیوانی را

کیست آن کس که به حیوان کند اثبات شرف

آنکه دارد صفت خاصه رحمانی را

حسن و قبح همه کس بنگر و خاموش نشین

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴

 

شنیده ایم که خون کرده ای هدر مارا

شکایت از تو نبردیم پیش کس یارا

میان دایره عارض تو نقطه خال

نموده صورت معنی جمال زیبا را

نظر به سینه آئینه شکل خود می کن

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵

 

خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع را

از حجاب و هم بیرون آی و بنشان شمع را

شمع عالم پرتو استی کافتابی آفتاب

روز روشن کن شب تاریک هجران جمع را

فرد، هر جمعی و جمع فردها سر جمع کل

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶

 

تا، به کی گرم کنی رخش قضا جولان را

تنگ کردی به دلیران جهان میدان را

گوی دلها به خم زلف چو چوگان داری

لطمه بر، گوی مزن رنجه مکن چوگان را

کس ز احسان تو محروم نخواهد بودن

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷

 

در عدم آئینه بودم روی یار خویش را

دادمی در جان و دل منزل نگار خویش را

خویش را کردم بصورت چون گدا، زان رو فزود

بختم از شاهان بمعنی اعتبار خویش را

در حریم یار نپسندم شود محرم رقیب

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸

 

سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را

بر چین ز راه مرغ دل صیاد نادان دام را

ای عقل دور اندیش رو، هم قانع و درویش باش

از بهر انعامی چرا، در پی روی انعام را

ز اسرار جام جم دهد پیر خراباتم خبر

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹

 

برناقه بند محمل ای ساربان خدا را

امشب به وادی دل و اصل نما تو ما را

این راه پر خطر را باید به سر دویدن

کی ناقه بود و محمل درویش بینوا را

قامت بتا برافراز تا عرشیان بگویند

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰

 

کم شانه می زن ای صنم آن طره پرتاب را

از آشیان بیرون مکن مرغ دل بی تاب را

خاک وجود عاشقان برباد خودکامی مده

ای ترک آتش خوبگیر از تشنه کامان آب را

زنجیر شیران کرده ای هر تاری از گیسوی خود

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

صبح عطسه زد یار، با وفا

گشت مشک بو، عطسه صبا

خون ز عارضش بر زمین چکید

شد زمین بهشت از، گل و گیا

تا صبا کشید از رخش نقاب

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

ساقی رسان بر، ابروی مردان سلام ما

وانگه به نور باده برافروز جام ما

مستی ما ز نشئه شرب مدام نیست

ای ناچشیده لذت شرب مدام ما

تا هست نجم ثابت و سیار را مدار

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳

 

خورشید نور، باده و ماه است جام ما

ناهید مطرب آمد و کیوان غلام ما

ما ملک جم بهای یکی جام داده ایم

زاهد مبین به چشم حقارت به جام ما

ما، می ز دست پیر خرابات خورده ایم

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴

 

اگر ای حریف جوئی به صفای دل خدا را

بنشین به عرش وحدت بنگر جمال ما را

تو اگر خداپرستی به خود آ، ز کبر و مستی

نپرست اگر توانی ز، ره هوس هوی را

هله ای حریف رندان بگذر، ز مستمندان

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵

 

تا پریشان به رخ آن زلف سمن ساست ترا

جمع اسباب پریشانی دلهاست ترا

دست بردی به رخ از شرم حریفان دانند

که تو موسائی و عزم ید بیضاست ترا

چون در آئی بسخن زنده کنی عظم رمیم

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶

 

چون مدعی از سر ننهی این من و ما را

بگذر تو از این دعوی بیهوده خدا را

گر عزت و عزلت بود و علم و قناعت

از شاهی عالم نبود فرق گدا را

سرداری و سرکاری عالم همه از ماست

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷

 

تا، به کی خورد بباید غم دانائی را

تا، به کی پیشه توان کرد شکیبائی را

نزد ارباب بصر لاف ز بینائی زن

پیش اعمی چه کنی دعوی بینائی را

ملک اسکندر و دارائی دارا چون شد؟

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

جشن ملی است که آرد فرح و شادی را

یارب از ما مستان نعمت آزادی را

از حوادث نشود کشور ایران ویران

که به وی داده خدا خلعت آبادی را

ساقی از دادن می علت تأخیر چه بود؟

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹

 

در آن مجلس که حرمت نیست می را

صلا ده ای پسر خوبان ری را

می و مطرب در این مجلس مباح است

خبر کن ساقی فرخنده پی را

به ری خوبان دریغ از ما نکردند

[...]

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها

بده صوفی‌وشان را زان شراب ناب صافی‌ها

طبیب حاذقی ای دوست بیماران هجران را

بیانت صحت عاجل میانت عین شافیها

میانش را، به مو نسبت نباشد لیک دانستم

[...]

حاجب شیرازی
 
 
۱
۲
۳
۸