گنجور

شمارهٔ ۱۲ - هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

نظر به تذکر دوستان مطلع، کلمهٔ «خوهم» در مصرع اول بیت آخر به شکل صحیحش باز گردانده شد.
مصرع اول بیت آخر این گونه نقل شده بوده:
«ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف»
که جدا از غلط املایی، از نظر وزنی مشکل داشت. نقل «ای دوستان! به نیکی خواهم دعای سیف» از اینجا آورده شده است.

 

بهرام طاهری در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۴۰ نوشته:

با تشکر مایلم به استحضار برسانم که هم زبانان ما در آسیای میانه خاصه تاجیکستان کلمه خواستن را به نحوی که ما تلفظ می نمائیم ادا نمی کنند و به همان نحوی که در شعر سیف آمده یعنی "خوهم" Khoham" قرائت می نمایند.
باامتنان مجدد:
بهرام طاهری

 

آراس در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۱ نوشته:

فکر می کنم آقای طاهری نظرشون کاملا دقیق و درسته. دقت کنید که کلمه " خوهم " به صورت " خهم" ( با ضم خ ) اگر تلفظ بشه وزن شعر کاملا درست در میاد و طرز ادای این کلمه هم بسیار شبیه لهجه همزبانان افغان و تاجیک ما میشه.

 

حسن چاکری زاده در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۲۶ نوشته:

این قصیده ی حماسی سیف شاید بس باشد برای جاودانی شدن نام این آزادمرد ادبیات ایران قصیده ای که در حکم بیدارباش و آگاهی است خطاب به ظالمانی که خون خلق را در شیشه کرده اند. به آنها با آن اندازه اطمینان که انگار آینده را می بیند و از عاقبت آنان خبر دارد هشدار می دهد که روزگار شما نیز دو روزی بیش نیست و همان طور که غرش شیران گذشت و رفت این عوعوی همچون سگ شما نیز دیری نمی پاید و اختر سعد شما زمانی فرو خواهد مرد و کاروان شوکت و کبریایتان به ناچار این کاروانسرای دنیا را ترک خواهد کرد.
نکته ای که در این قصیده جلب توجه می کند اینکه به رسم قصیده سرایی، بیشتر قصیده گویان مداح همچون عنصری و فرخی و ... در آخر شعر چیزی از ممدوح خویش درخواست می کنند و در اصل همان خواسته شان است که آنان را به سرودن چنین شعری وا میدارد که به این درخواست اصطلاحا حسن طلب گفته می شود اما این شعر سیف با اینکه قصیده ای مدحی نیست اما همین حسن طلب را دارد و شاعر در بیت آخر چیزی درخواست کرده اما نه از ممدوح و پادشاه و وزیر و حاکم، که از مردم و این خواسته به نیکی یاد کردن نام خود است و این بسیار بارزش است و به قول سعدی که از قضا رابطه ی خوبی هم با سیف داشته "مرد نکونام هرگز نمیرد" حال آنکه عنصری که دیگدانش به قول خاقانی از نقره بود و آلات خوانش از زر
چیزی برایش نماند و از سیف به سبب همین قصیده ی قهرمانانه اش نامی نیک به یادگار مانده است.

 

عبدالله در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۲۳ نوشته:

جانا سخن از درون ما می گویی! قبلا فکر می کردم که فقط حافظ شیرین سخن از درون انسان با خبر است. به قدری از مصیبیتی که برایم پیش آمده غمگین و تاراحت بودم (استادی هستم که بر اثر ظلم یکی از رئسای دانشگاه ها خانه نشین شده ام) که به سوی اینترنت آمدم و به طور تصادفی این شعر گنجور در خصوص ظلم بیداد ظالمین برخورد کردم. خدایش رحمت کند حداقل کاری که از دستم بر می آید این است که فعلا آنرا برای دوستان خود می فرستم. خدا نگهدارتان باشد

 

عبدالله در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۲۶ نوشته:

من قبلا فکر می کردم که فقط حافظ شیرین سخن درون انسان را می خواند. این روزها بر اثر ظلم رئیس یکی از دانشگاه ها خانه نشین شده ام و با خود می گفتم که عاقبت چه خواهد شد که از روی ناراحتی به سمت ایترنت آمدم که تصادفا با این سایت برخورد کردم و این شعر بسیار زیبا را ملاحضه که جانا سخن از درون ما می گویی. خداوند رحمت خود شامل ایشان و شما عزیزان نماید

 

م. سهرابی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۴۵ نوشته:

گزینشِ جنابِ حمیدرضا کاملاً نادرست است. (نمی‌فهمم چرا به‌جایِ مراجعه به اصلِ دیوان، و اگر به‌دسترس نباشد، مراجعه به شخصِ معتبرِ این زمینه، باید به نقلِ یک وبلاگ استناد کرد!؟). سخنِ درست همان است که دوستانِ عزیز بهرام طاهری، و آراس (به‌وجهِ تأیید و توضیح) آورده‌اند.
ای دوستان! خوهم که به‌نیکی دعایِ سیف
...
این وجهِ گونه‌ایِ زبان، که به‌گُمان‌ام –شاید!- در اشعارِ انوری هم نمونه‌هایی ازآن دیده باشم (؟)، چیزی نیست که باعثِ شگفتی، و ازآن بدتر موجبی از برایِ دست‌بردن در شعرِ شاعر باشد. باید توجّه داشته باشیم که ازین راه، یعنی ناشناختِ ریزه‌وارهایِ زبان و گونه‌هایِ آن، بسیار دست‌بردها و تغییراتِ به‌اصطلاح «شَدُرُسنا»یی در نظم و نثرِ کهنِ فارسی صورت گرفته که غالبِ قریب به اکثرِ آن، متأسّفانه از دیدِ بیشترینه‌یِ مصحّحان ما نیز (که خود اغلب دچارِ همان ناشناخت‌هایِ کهنه‌یِ کاتبان و نسخه‌پردازانِ ادوارِ پیش‌اند) پوشیده مانده است و می‌ماند.
(در این موضوع، عزیزانی را که به مقوله‌یِ نقد و تصحیحِ متون علاقه‌ای دارند، به مطالعه‌ی کتابِ بسیار ارزنده و بی‌نظیرِ استاد میرنجیب‌الله مایلِ هروی توصیه می‌کنم: "نقد و تصحیحِ متون"؛ و یا صورتِ گسترش‌یافته‌یِ آن، با عنوانِ "تاریخِ نسخه‌پردازی و تصحیحِ انتقادی نسخه‌های خطّی".)

 

در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۰ نوشته:

این سروده کم مانند چنان تازه وسازگار با روزگار ما بود که نخستین با ر که آنرا در یکی از نوشته ها خواندم گمان کردم که با سراینده ای هم زمان سروکار دارم.!تا اینکه در یکی از کشور های اروپایی که فرصت و فراغتی خالی از دغدغه آب ونان دست داد.با همت عزیزانی که گنجور .را جور !کرده انداز این سروده ناب برخوردار شدم.واژه ها مانند سرب ریخته شده.وهر خواننده ایرانی راازخود بی خود میکند .مناعت طبع سیف که خواستار یاد خیر از اوست.با همین چکامه جاودانی گردیده است!سپاس دار عزیزانی که نظرات آموزنده واندیشمندانه بر این متن نوشته اند ودست مریزاد به استاد ارجمندی که سابون بی فرهنگان بر جامه ایشان هم خورده است.س.ج م.انارام روز مه شید.بهمن ماه30/11/91 دوشنبه.

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۱۱ نوشته:

غارت مغول گذشت و هزاره ای بعد مردم ما ایستاده اند و پارسی هنوز پارسی است از مغولان نامی بر بیماریی مانده است ودگر هیچ وایران با همه مردمانش هنوز به عرفان و ادبیات و مهربانی بوم و برش می شناسیم پروردگارا ما و مردم و مملکتمان را از دشمنان دد و دژخیممان نگه دار بر روان پاکان فرغانه درود

 

موری در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۰۴ نوشته:

بیت یکی مونده به آخر چفدددددددددددر زیبا بود!!!
از دوستان کسی هست که بتونه بهم بگه دیگه چه شاعری از شطرنج در شعر استفاده کرده؟ با تشکر

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

من تنها میدانم شطرنج از چیترنگ است و شاید نخستین شترنج ها چهارنگ ساخته میشدند ، ونیز به عربی لغت بیدق یعنی سرباز از لغت پیاده گرفته شده است که اول بیادق شده است سپس بیدق

 

شکوه در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۸ نوشته:

موری جان ویکی گفتارد شطرنج را بخوان ابیات زیبایی راجع به شطرنج خواهی دید

 

خانم محمدی در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۶ نوشته:

با سلام
کاش میتونستم بیت اول این غزل رو با خط خوش نوشته و به همه مدیران و سیاستمداران کشورمون بدم که جلوی چشمشون نصبش کنند

 

محسن در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۱۹ نوشته:

سیف با سرودن این قصیده نه تنها نام خود را در ذهن دوست داران ادب ابدی کرد بلکه همانند درمانی که بر زخم تسکین میدهد دلها را با داروی زیبای شعر دوا میکند.هر انسانی با خواندن این شعر با سیف همدردی میکند و همراه او به خروش میاید.روحش شاد

 

amir در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

خدمت آقای فریدون علوی عرض میکنم که کافر همه را به کیش خود پندارد

 

amir در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۶ نوشته:

بندگان شکم که به سادگی فرصت فراغتی پیدا نمیکنند یا چشمهایشان را بر روی خوبیها کاملا بسته نباید درباره ایرانی که مهد آزادمران بوده است نظر بدهند

 

الهام مظفری در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۱ نوشته:

مصراع اول بیت آخر در بعضی نسخ چنین آمده که به نظرم درست تر مینماید و بحثهای عزیزان هم تمام میشود. " ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف"

 

الهام مظفری در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۹ نوشته:

در بسیاری از نسخ مصراع اول بیت آخر چنین آمده: " ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف" اینچنین درست تر مینماید و بحثها را نیز دربارۀ خوهم از بین خواهد برد. همچنین استفاده از اصطلاحات نرد و شطرنج ر شعر بسیاری از شاعران خصوصاً آنهایی که مدعی فضل میشدند بسیار است اما در این شعر به خاطر خوش نشستن اصطلاحات شرنج و اصالت احساس شاعر هیچگونه برداشتی مبنی بر اظهار فضل نمیشود. به ظر من این یکی از شاهکارهای ادبی با مضمون امیدواری درمقابل ستم است.

 

الهام مظفری در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۷ نوشته:

تأسف انگیز است که در خوانش شعر دچار مشکل شویم! "خداوندان مال اعتبار" یعنی چه؟ اگه کمی به وزن و تکرار اعتبار توجه کنید متوجه ندا قرار دادن خداوندان مال میشوید. معنی بیت اول: ای ثروتمندان پندبگیرید! پندبگیرید! ای کسانی که فقط خدا را به زبان میخوانید نه با دل! عذر بخواهید! عذر بخواهید!

 

بابک در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۰ نوشته:

سیف فرغانی از جمله شاعرانی است که متاسفانه کمتر شناخته شده. غیر از این شعر بی مانند که برای هر دوره ای از ای مملکت بوی تازگی می دهد، غزلیات عاشقانه سیف فرغانی هم به راستی بی مانند است و شاید اگر در دوره ای غیر از دوران خود می زیست بیشتر شناخته می شد چرا که همدوره بودن با سعدی باعث شده متاسفانه سیف فرغانی تا حدود زیادی در سایه بزرگی چون سعدی نادیده بماند.
سپس از گنجوریان که چنین بزرگانی را بازمیشناسانند.

 

محمد حسین در ‫۷ سال قبل، یک شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۶ نوشته:

شعری برای تمام دوران

 

hossain در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۱ نوشته:

this is describe of people like feraidoon Alavi
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
In a country like roaring lions gone
your dog barks will pass

 

مهدی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۶ نوشته:

این شعر علیه مغول هاست
ولی امروز هم می شه ازش استفاده کرد!کسانی بدتر از مغول ها می خوان بر دنیا تسلط پیدا کنن که ظرف تنها 3 روز 210000 نفر آدم رو دود کردن فرستادن هوا!
دوره اون ها هم تموم میشه و دنیا روی آرامش رو میبینه.

 

سپاهی لایین در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۳ نوشته:

درود به همزبانان وهموطنان بزرگوارم.
رغم اشارات وعبارات دوستان، به‌نظر می‌رسد که املای درست بیت همان است که الآن می‌بینیم، یعنی؛
ای دوستان بی نیکی خو هم دعای سیف....
و معنی آن احتمالا این است که؛
ای دوستان، به خاطر خوی نیکتان، شما هم روزی درحق سیف دعایی بکنید.
و براین اساس، اگر بین «خو» و «هم» فاصله‌ی کامل گذاشته شود، مشکل حل می‌شود.

 

عین. قاف. در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۳ نوشته:

مصرع اول بیت آخر که در ویرایش مجدد به این شکل درآمده اشکال وزنی پیدا کرده است.
اگر «خوهم» را صحیح بدانید، «ای دوستان خوهم که به نیکی دعای خیر»، و اگر خواهم را برگزینید، «ای دوستان به نیکی خواهم دعای خیر» صحیح است و جز این، وزن مصراع صحیح نخواهد بود.
وزن این شعر مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل و از اوزان پرکاربرد شعر فارسی است.

 

عادل مجدی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۵۹ نوشته:

شعر زیبا ، اهنگین و دلنشین می باشد . پیوند میان ما، افغان ها و تاجیک می بایست بدلیل اشتراک زبان پارسی بیش ازین تقویت گردد. امیدوارم از شاعران زنده یادی همچون سیف، بیدل و ... که به زبان شیرین پارسی نه تنها شعر بلکه در سفته اند، از سوی محافل ادبی داخلی حمایت بیشتری مشاهده گردد.

 

تماشاگه راز در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۴۵ نوشته:

این شعر وصف حال هر قوم تحت ستمی است در هر بازه زمانی از تاریخ و هیچ گاه کهنه نمی شود. " این نیز بگذرد "

 

در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

شاعر یوسفعلی میر شکاک این شعر را در پایان مستند فقرو فحشا می خواند

 

رضا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۱ نوشته:

مصرع اول بیت آخر را اینگونه بخوانیم:
ای دوستان به نیکی خو -هم دعای سیف

 

احمد آذرکمان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۲ نوشته:

حال و هوایِ من در روبه رو شدن با این غزل
" یه روز "
می دونم یه روز این سکوتایِ تا نخورده خرج می شَن .
یه روز عقل ، سینه سِپَر می آد و این مراسمِ تاج گذاریِ احساس رو که هر روز تکرار می شه به هم می زنه .
شک ندارم یه روز خشم ، دوشیزگیش رو خودش با دست خودش غارت می کُنه .
تو از همین الان به اون روزی فکر کُن که فریاد بی هیچ دستاویزی از دیوار راست داره بالا می رِه.
به بِشکاف هایی فکر کُن که افتادن به جونِ خوابایی که پُرِ کوکایِ غِفلَتَن .
دور نیست اون روزی که دانایی با پوششی مامان دوز در مجلسِ رسمی نادانی قَد عَلَم می کُنه .
" نوشته ی احمد آذرکمان . بیست و هفتم آبان 1394 "

 

احمد آذرکمان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۵ نوشته:

" یه روز "
می دونم یه روز این سکوتایِ تا نخورده خرج می شَن .
یه روز عقل ، سینه سِپَر می آد و این مراسمِ تاج گذاریِ احساس رو که هر روز تکرار می شه به هم می زنه .
شک ندارم یه روز خشم ، دوشیزگیش رو خودش با دست خودش غارت می کُنه .
تو از همین الان به اون روزی فکر کُن که فریاد بی هیچ دستاویزی از دیوار راست داره بالا می رِه.
به بِشکاف هایی فکر کُن که افتادن به جونِ خوابایی که پُرِ کوکایِ غِفلَتَن .
دور نیست اون روزی که دانایی با پوششی مامان دوز در مجلسِ رسمی نادانی قَد عَلَم می کُنه .
" نوشته ی احمد آذرکمان . بیست و هفتم آبان 1394 "

 

در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۲ نوشته:

شاعر در این بیت نیز فعل « خوهد » را به کار برده است.
چو کدخدای دگر شوی زن خوهد بودن

تو ترک خانه بکن جابدو گذار، بمیر

 

آرمان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۲ نوشته:

اتفاقا از جناب سیف یه شعر دیگه هم در رابطه با ایران به جا مونده که گواه میهن دوستی موکدش هست؛
.
نزد عاشق گِل این خاک نمازی نبود
که نجس کرده ی پروزی و قباد و کسری است
.
و از آنجاییکه معاصر سعدی بوده و با سعدی مکاتبه داشته شعر رو به شیراز نزد سعدی فرستاده و چند دهه بعد حافظ شعر را دیده و در جواب اینطور سروده ؛
.
قدح به شرط ادب گیر، زانکه ترکیبش
ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد
.
منبع: گلگشت در شعر و اندیشه حافظ / امین ریاحی

 

رهگذر در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۷ نوشته:

سلام
به نظر میاد بیت آخر همان " خوهم" درست باشه که منظور"نیکی سرشت و درون هم" هست که کلمه دعا به این منظور نزدیک است.
خدا قوت

 

غلامرضا خسروی تبریزی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۲ نوشته:

سلام دوستان با نظر آقای طاهری موافقم :

 

محمد ابراهیم توکلی کارشک در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۴ نوشته:

تضمین شعر زیبای سیف فرغانی(بخش اول)
این درد بی امان شما نیز بگذرد
این گریه نهان شما نیز بگذرد
این زخم خون چکان شما نیز بگذرد
"هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد "

اینک به خواب رفته یا زده ای خویش را به خواب
اینک هزار حرف و سوالات بی جواب
یک موج سرکشیده ،به خود داده پیچ و تاب
"وین بوم محنت ازپی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد"
سرکش ، بلند ،همچو زمستان بی امان
فوق تصورات بشر،فوق هر گمان
در موسمی که عقل ندارد گمان آن
"باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد"

فرقی نمی کند چه روی زمینی ،چه روی بام
این عمر رفته ، گشت تبه یا شده به کام
کودک ،صغیر،پیر و جوان ،پخته یا که خام
"آب اجل که هست گلوگیر خاص وعام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد "
ای گوشمال داده به هر سرو سرفراز
شمشیرتان نشسته بر بدن کاج و سروناز
ای دستتان برای تعدی فراخ و باز
"ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد"
کس در جهان به ظلم و به جور اقتدا نکرد
عمر شهان و پادشهان هم وفا نکرد
برمردمی کسی چو شماها جفا نکرد
"چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد "
برما ز سرد و گرم ،فراوان گذشت و رفت
زین آب وخاک رستم دستان گذشت و رفت
صدها هزار تن ز شهیدان، گذشت و رفت
"در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد"
آن کس که فخر کرد عیارش فرو نشست
در اوج بود ،ایل و تبارش فرو نشست
دیوار قلعه ،برج و حصارش فرو نشست
"آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد "
جنگ است بین ما و شما با درفش و مشت
برقلب ما چو تیر و به چشمان ما درشت
از ما شکافت سینه واز ما شکست پشت
"بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد"
از شور و تلخ و تند بسی برجهان گذشت
صدها ستاره نیر از این کهکشان گذشت
برما چه مهربان و چه نامهربان گذشت
"زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد "
ای نا رسیده به مقصود خویشتن
بر بادداده حرمت معبود خویشتن
گم کرده ای ستاره معهود خویشتن
"ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تاثیر اختران شما نیز بگذرد "
اینک که جان به لب ، وَ لبِ ما به جان رسید
این خنجر از شماست که تا استخوان رسید
زین آسیا شراره به هفت آسمان رسید
"این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد"
ماییم و دردها و غم ورنج بی کسان
گیرم عقاب خرده نگیرد به کرکسان
یا رسم روزگار شود رسم ناکسان
"بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد"
با جانمان مقابلتان ما خطر کنیم
از هر چه احتیاط و مدارا حذر کنیم
بر روی تیر ، سینه خود بازتر کنیم
"بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد"

عِزِّ زمین وفخر زمان بود مدتی
همواره سَر ز مدعیان بود مدتی
مانند گل به باغ جنان بود مدتی
"در باغ دولتِ دگران بود مدتی
این گل، زِ گلستان شما نیز بگذرد "

 

محمد ابراهیم توکلی کارشک در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۰ نوشته:

لطفا این متن را جایگزین فرمایید:
تضمین شعر زیبای سیف فرغانی(بخش اول)
این درد بی امان شما نیز بگذرد
این گریه نهان شما نیز بگذرد
این زخم خون چکان شما نیز بگذرد
“هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد ”
اینک به خواب رفته یا زده ای خویش را به خواب
اینک هزار حرف و سوالات بی جواب
یک موج سرکشیده ،به خود داده پیچ و تاب
“وین بوم محنت ازپی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد”
سرکش ، بلند ،همچو زمستان بی امان
فوق تصورات بشر،فوق هر گمان
در موسمی که عقل ندارد گمان آن
“باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد”
فرقی نمی کند چه روی زمینی ،چه روی بام
این عمر رفته ، گشت تبه یا شده به کام
کودک ،صغیر،پیر و جوان ،پخته یا که خام
“آب اجل که هست گلوگیر خاص وعام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ”
ای گوشمال داده به هر سرو سرفراز
شمشیرتان نشسته بر بدن کاج و سروناز
ای دستتان برای تعدی فراخ و باز
“ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد”
کس در جهان به ظلم و به جور اقتدا نکرد
عمر شهان و پادشهان هم وفا نکرد
برمردمی کسی چو شماها جفا نکرد
“چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد ”
برما ز سرد و گرم ،فراوان گذشت و رفت
زین آب وخاک رستم دستان گذشت و رفت
صدها هزار تن ز شهیدان، گذشت و رفت
“در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد”
آن کس که فخر کرد عیارش فرو نشست
در اوج بود ،ایل و تبارش فرو نشست
دیوار قلعه ،برج و حصارش فرو نشست
“آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد ”
جنگ است بین ما و شما با درفش و مشت
برقلب ما چو تیر و به چشمان ما درشت
از ما شکافت سینه واز ما شکست پشت
“بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد”
از شور و تلخ و تند بسی برجهان گذشت
صدها ستاره نیر از این کهکشان گذشت
برما چه مهربان و چه نامهربان گذشت
“زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد ”
ای نا رسیده به مقصود خویشتن
بر بادداده حرمت معبود خویشتن
گم کرده ای ستاره معهود خویشتن
“ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تاثیر اختران شما نیز بگذرد ”
اینک که جان به لب ، وَ لبِ ما به جان رسید
این خنجر از شماست که تا استخوان رسید
زین آسیا شراره به هفت آسمان رسید
“این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد”
ماییم و دردها و غم ورنج بی کسان
گیرم عقاب خرده نگیرد به کرکسان
یا رسم روزگار شود رسم ناکسان
“بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد”
با جانمان مقابلتان ما خطر کنیم
از هر چه احتیاط و مدارا حذر کنیم
بر روی تیر ، سینه خود بازتر کنیم
“بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد”
عِزِّ زمین وفخر زمان بود مدتی
همواره سَر ز مدعیان بود مدتی
مانند گل به باغ جنان بود مدتی
“در باغ دولتِ دگران بود مدتی این گل، زِ گلستان شما نیز بگذرد “
محمد ابراهیم توکلی کارشک — مرداد 26, 1395

 

محمد ابراهیم توکلی کارشک در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۴ نوشته:

سلام عذرخواهم
امکان ویرایش بسیار کم است
لطفا در صورت امکان محبت فرمایید به احترام مرحوم سیف فرغانی شعر مرا اصلاح بفرمایید:
بین مصرع های شعر اصلی مقداری فاصله بگذارید
بین بیت و تضمین آن با بیت بعدی فاصله بگذارید
بسیار سپاسگزارم

 

وحید در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۷ نوشته:

من عاشق این شعر هستم. مخصوصا این بیتش :
آنکس که اسب داشت، غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد.

 

سجاد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۳ نوشته:

آره وحید جان این بیت این شعر رو در خاطر ادم ماندگار میکنه
غرش شیران ذهنم رو به سمت هخامنشیان میبره
و به سمت تمام کسانی در در طول تارخ کشورمون جون دادن تا ما از داشتن هویت ایرانی احساس افتخار کنیم

 

محمد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۷ نوشته:

سلام دوستان.
به نظر شما اگر خوهم را نه به معنی خواستن بلکه به معنی خلق و خوی بگیریم یعنی بگوییم منظورش نیکی خوی بوده اشتباه است.
ممنون میشم منو راهنمایی کنید.

 

بابک فرهت در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۳ نوشته:

شعر بسیار زیبایی است

 

Muhammad در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

قسمت هایی از این شعر رو اقای حامد زمانی به ریتم و آهنگ در اوردن،اسم آهنگشون هست'بگذرد'

 

مهدی عزیزی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۸ نوشته:

بسیار عالی
در خوانش قصیده دو ایراد تلفظی وجود دارد یکی سنان که به صورت سِنان تلفظ می شود و دیگری شبان که تلفظ صحیح آن شُبان (به معنای چوپان) است

 

علی شبرازی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۳ نوشته:

دروود بر همه پارسی گویان.میخواستم بگویم عوعو سگان اگر از جنس روسی و انگلیسی باشد نمی گذرد و صدها سال باقی میماند.باید سنگی برداشت وبر سر سگان زد .....البته بر شاعر عیبی نیست که سگ شناس کاملی نبوده ...

 

سهراب جامی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۲ نوشته:

ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف ;کلمه خواهم را خوهم نوشته شده لطفا تصحیح بفرمایید

 

۷ در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ نوشته:

در تاجیکی الف را O تلفظ میکنند.درست تر چیزی بین O و A به صورت کشیده.
مثلا اگر جام را با حروف انگلیسی و به تاجیکی بنویسیم چنین میشود Jõm و به فارسی ایران JÃm
و این هم به پهلوی برمیگردد که برخی حروف که به شکل خفیف نوشته و خوانده میشد در فارسی امروز از بین رفته است.
مثل پل در پهلوی pohl که این ه خفیف در بختیاری و بندری مانده است.
سهر یا سور Sohr سرخ
در انگلیسی و زبانهای اروپایی هم میشود این را دید مثلا جان john و mohn و ...
برای همین در فارسی بکام و بکهام یا تاتنهام و تاتنام و یا ناتینگهام و ناتینگام را دیده ایم.
حالا همین تاتنهام به تاجیکی تاتنخام یا تاتنخیم میشود شاید برگرفته از روسی یا خود پهلوی مانند خور و هور/اخواز و اهواز/خشک و هشک یا خوشیدن و هوشیدن/خرس و هرس یا ارس/خیری و هیری و ...
چند وقت پیش تو همین گنجور به شعری از انوری برخوردم که وزن آن درست نبود و فهمیدم به تاجیکی باید خوانده شود یا خراسانی مثلا کید ماه را باید کیدی ماه خواند.احتمال دارد برخی شعرهای مولوی نیز که گفته میشود وزن آنها درست نیست چنین باشد.

 

محمدرضا در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۸ نوشته:

بیش از دو روز نبود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

 

عمر در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۹ نوشته:

قصیده خیلی بحال و سرشار از احساس معنوی است واقعا یک اثر جادوانه است.و اولین بار با شنیدن آهنگ که از این شعر ساخته بودن با این شاعر شهیر آشنا شدم.درود بر همزبانان ایرانی ما که چنین گنجه های پوشیده را بر ما بشناسانند.

 

مشهدی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۰ نوشته:

فکر می کنم اون کلمه "هم" که در اولین مصراع اومده، کاربرد تاکید داشته و امروز هم در لهجه خراسانی زیاد به کار میره. مثلا: "هم شما گوش بده"و.... یعنی مدل لهجه خودمون که می خونم می بینم احتمالا "هم" تاکیدی هست. مخصوصا که هم و نیز با هم اومدن. نیز به تنهایی کافی بود اگه قصد تاکید نمیداشت.

 

محمد عسکریان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ نوشته:

با سلام.
در مورد این بیت:
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
با توجه به معنا و به قرینه بعد از دو روز، اینطور به نظر حقیر میرسه که احتمالا اصل شعر «پیش از دو روز» بوده. به این معنا: «همانطور که تا چند روز قبل نوبت کسانِ دیگری بود، بعد از چند روز نوبت شما هم تمام خواهد شد». البته نسخه و دیوانی در دسترس ندارم. اگر دوستان اهل فن نظرشون رو بنویسند خوشحال میشم.

 

۸ در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۸ نوشته:

آریا
به قول معروف بزک نمیر بهار میاد ، کمبزه و خیار میاد

 

دانیال در ‫۲ سال قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۰ نوشته:

حامد زمانی این شعر رو به صورت یک آهنگ خیلی قشنگ درآورده که توصیه میکنم گوش کنید!!! شنیدنش خالی از لطف نیست

 

محمد در ‫۲ سال قبل، پنج شنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

بله، درسته که بگذرد ولی دهن مظلوم سرویس میشه تا بگذره این شعر به معنی بی تفاوتی مظلوم نیست بلکه هشداری به ظالم. ولی چقدر به زمانه ما و به ظالمان جهان که ملت شریف ایران رو تحت فشار قرار داده اند نزدیکه

 

امین ش در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۸ نوشته:

میرزا رضا کرمانی هنگامی که ناصرالدین شاه را ترور کرد در هنگام دستگیری این شعر را بر زبان داشت و میخواند و در هنگام استنطاق برای بازجو بارها این شعر را خوانده و مورخین این را ثبت کرده و در برگه های بازجو هم مستند شده و در کل این شعر در هر دوره زمانی ما کاربرد دارد چه زمان سرودن چه مرگ ناصرالدین شاه و .... امید روزی که وقتی این شعر را میخوانیم بگوییم در این زمان کاربرد نداره و برای گذشته است ' به امید زنده است آدمی

 

فرحناز در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۳ نوشته:

این شعر فرا زمان و مکان است . یعنی هر جا ظلم و ستمگری باشد این شعر مانند آینه حقایق را بیان می کند و هشدار می دهد. اما حیف که گوش شنوایی نیست

 

هادی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۴ نوشته:

چند تن از دوستانی که راجع به شطرنج در شعر های دیگر پرسیده بودن باید بگم که این بیت حافظ هم خیلی معروفه:
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

 

مصطفی صحرائی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۱ نوشته:

بیتهایی از این شعر زیبا رو خواننده ای اسمشو نمیدونم در اپرای مولوی ساخته بهروز غریب پور به زیبایی بصورت آواز اجرا شده

 

اردشیر رنجبر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۲ نوشته:

در بیت سیزدهم این قصیده یک واژه را به دیکتۀ غیر صحیح نوشته اند که باعث تغییر معنا و مفهوم بیت شده است
نگارش بیت 13 در نسخه ها چنین است:
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز « از آن » شما نیز بگذرد
پس از ویرایش واژگان، تصحیح بیت چنین می شود:
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز « اذان » شما نیز بگذرد!!!
البته شاید در مصرع اول هم، واژۀ « از آن » همان واژۀ « اذان » باشد، که البته من مطمئن نیستم و این تصحیح به عهدۀ اساتید می باشد.

 

مرزبان در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۳ نوشته:

باری نمیشود که این قصیده را یاد نکنم و اشکم فرو نچکد چقدر در و غم در این قصیده است

 

شهرام در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۱ نوشته:

هم به لحاظ معنای بیت
و هم به جهت تناسب "پیش"و " بعد"
باید چنین نوشته می شد:
پیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

 

شاهرخ موسوی در ‫۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۵ نوشته:

دوستی راجع به شطرنج درخواست شعر می‌کرد :از اسب پیاده شو بر نطع زمین رخ نه
زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان
از
قصیده ایوان مداین

 

اصف در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۵ نوشته:

حامد زمانی خونده:
https://rozmusic.com/%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF.html

 

ناصری در ‫۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۳ نوشته:

واقعا افتخار میکنم که در مملکت چنین شعرای آزاده ودلیر وبی باک داشته ایم وتاسف میخورم که چرا امروز کمتر از این شعرای شجاع وجوانمرد که حرف دل مردم رو بزنند، داریم

 

مهدوی در ‫۴ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۰ نوشته:

سلام با جستجوی کامل در سه جای دیگر از سروده های همین شاعر واژه خواهم بکار گرفته شده که همین امر شبهه ی خوهم را در بیت آخر این سروده ی نغز برطرف می کند و دلیل واضحی بر صحت واژه ی خواهم است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.