گنجور

حاشیه‌گذاری‌های سیدزانیار شهیدی

سیدزانیار شهیدی

تاریخ پیوستن: ۶م شهریور ۱۴۰۳

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۱۱


سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۹ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

البته هوش مصنوعی در همین حد میتونه تفسیر کنه چون سیروسلوک عرفانی نداشته و منظور اصلی حافظ نفهمیده مثلا وقتی میگه دیو چو بیرون رود فرشته در آید منظور دیو درون جسم که از بین رود فرشته که نماد زنانه وجود است به در آید و در تضاد با مرد دیو درون است که باید به این مرحله رسید

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » المجالس فی الهزل و المطایبات » المجلس الاول:

شیخ اجل خودش گفته که تهدید به قتل شد که مجبور به هزل و اینگونه شعر شده که بازهم سخن وری شیخ را در هر زمینه ای نشان میدهد .

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

فقط یک سوال برام پیش اومده راجب خود شعر ؟ چرا مابین بیت هفت و هشت هیچی نیست و یهو غزل تغیر شکل میده و آخر مصرعها تغییر کردن ؟اگه حکایتی یا پندی یا هرچیزی بینشون بود منطقی تر بود و با شناختی که از شیخ اجل دارم میدونم اشتباه نمیکنه و احتمالا اون وسط چیزی گم شده و یا به عمد از تاریخ محو شده ، اگه دلیلی دیگری داره از کانال گنجور خواهشمندم جواب سوال پیش آمده را پاسخ دهد ؟ سپاس

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

شیخ اجل به حق آنچه واقعیت وجودی است را بیان کرده و اتفاقا کاملا رک بهش اشاره کرده و در ذهن و روانش متبلور کردن ، وقتی میگه همه ز یک گوهرند عین واقعیت گفته که عرفا بهش رسیدن و همان به هرجا بنگرم آنجا توبینم هست و در واقع همه او هستیم و او ماست و هریک چه خوب چه بد تجلی ذات الهی هستیم و در مقیاس کل همه یکی هستیم و بهم وصل هستیم و بازم اتفاقا قانونمند وصل هستیم برای حاکم و محکوم بودن و حکم کردن ! بحث عرفانی هست که البته شیخ به زبان ساده بیان کرده و سر در سازمان ملل هم بهترین از این جمله نیست حالا چه باشه و چه برداشته باشن یا نباشه . 

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

عجبا که شعری به این شیوای را درست تفسیر نمیکنید ! حال هوای عرفا و شعرامون که معلومه و از دید اونها بنگری میدونی داره با کی لاس میزنه !

همشون دنبال عشق آسمانی و ماورایی بودن ،یکی پی خدا و... بعد وصال هم بسته خودشون پی یکی از ما بهتران یا پی ... این نیمه گمشده کار میده دستتون اگر دنبالش برید ! جناب حافظ یه جای دیگه که عصبانی شده میگه این عجوز عروس هزار داماد است !!! خلاصه به مودشون هم بستگی داره که چی میگن !!! این نظر شخصی و از دید من شیخ اجل شاه سخنوران بهترین گزینه برای زندگیتون .

بشنو پند و مکن قصد دل آزرده خویش 

ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

جالبی شعر اینجوری که هر کسی با دل و دیده خویش تفسیر میکند و فقط خدا و شاعر میدونه که منظورش چی بود . اما با کمی درک عارفانه میشه نزدیکترین تفسیر داشت مثل مفهوم کلی شعر بالا که سعدی هم میخواد هم پاکباز نیست و این هم از لطف الهی و عقل سعدی که بازی با آتش دوست داره تا به پختگی برسه ! نزدیکی به اون عشق و اون آتش بسیار لذت بخش و با همه چی متفاوت ولی رندی سعدی اینجاست که نمیزاره عشق بسوزوندش و از گرما و حرارت و آگاهی که میده استفاده میکنه ! دلیل خودستایی در آخر و بیشتر شعرهای شیخ اجل همین لطف الهی بود.

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:

در بیت سیزدهم و اخر گفته شعری که گفته شد چطور خوانده شود ! یکی در میان ابیات اغیارند و منظور دو گروه متفاوت یکی رندان یکی طراران

همون طور تا بیت دوازه زوج فرد بخوانید و منظور دو گروه و اهدافشان معلوم میشود ! آنکه اهل دل و عارف و اهل سیرو سلوک باشه دقیق میفهمه مولانا چی میخاسته بگه ! تفسیر های آبکی نکنید

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

شیخ اجل در این شعر به سیم آخر زده

هیچ وقت اینطور علنی از حالت عرفانی و ماورای که در عرفان هست و ارتباطی که برقرار میشه سخن نگفته و همیشه در قالب داستان و پند و نصیحت وار اشعار میسروده ولی در این شعر علنی گفته پری با بنی آدم خو نگیرد البته با هرکسی خو نگیرد ! شاه سخنوران اینجا رو بازی کرده ! البته در همه اشعار او حالت ماورای برقرار فقط با چشم دل باید دید ! پری دقیقا منظورش همون از ما بهتران بوده نه زن زیبا که البته به همون معنا در مورد پری هست که گاهی دیو گاهی پری هست و بسته به حال عارف ذات او دارد . بجای اینکه بگید کی خونده یا بیت هاشو برسی کنید درک کنید حال و احوال شاعر ! نه تنها سعدی تقریبا همه شعرا وقتی وصل بودن طبع شعری اومده براشون و همه اشعار با دید اونها باید دید نه فقط عاشقی خداپرستی عارفی ، شور شیدایی از یه جای میاد که واقعا باید وصل باشی تا بفهمی . یه خورده اندیشه و طلب کردن کمک میکنه بهتر درک کنیم .

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:

چه زیبا عاشقی از زبان پروانه و شمع گفته !

منظور کلی شاعر در وادی عرفان است که پی عشق روی میسوزی اگر عشقت خالص به او نباشد و گرفتار بلا میشوی همچون بیشتر عرفا و شعرا 

هرچند خودشون سوختن دوست دارن ، البته جریان قماربازی که میبازه و میگه ...!

عاقلان دانند که رسم عاشقی فقط در وصف اویست و بس !

بقول حافظ که رنجور میگه : اگر از احوال ما مخ بچگان با خبر شوند خرقه عارفی نستانند به هیچ

خودم کردمش هیچ 

شیخ اجل همه اشعارش اینگونه است ولی کو خردمندی که بفهمد چی گفته ، همش پی فعولتن فاعلتن بحر متقارن و ...! درک کنید چی میگه ولی لازمش وادی عشقبازی عرفانیست که خیلی هم خطرناک و بقول شیخ اجل

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هرکه در این حلقه نیست فارغ ازاین ماجراست

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

نگاه شاعر عارفانه و کلا جدا از این قصه قحطی در دمشق بود و تمثیل بود

سیدزانیار شهیدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

کلا دوستان مفهوم شعر درک نکردن

ان کسی که در وادی عرفان باشد شمس قمر در جهان داند منظور شیخ اجل میفهمه !

رنگ زرد از غم بینوای دوستان بوده که گرفتارند نه... ! جور دیگر باید دید چشم هارا شست