سیدزانیار شهیدی
تاریخ پیوستن: ۶م شهریور ۱۴۰۳
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۱۱ |
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » المجالس فی الهزل و المطایبات » المجلس الاول:
شیخ اجل خودش گفته که تهدید به قتل شد که مجبور به هزل و اینگونه شعر شده که بازهم سخن وری شیخ را در هر زمینه ای نشان میدهد .
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
فقط یک سوال برام پیش اومده راجب خود شعر ؟ چرا مابین بیت هفت و هشت هیچی نیست و یهو غزل تغیر شکل میده و آخر مصرعها تغییر کردن ؟اگه حکایتی یا پندی یا هرچیزی بینشون بود منطقی تر بود و با شناختی که از شیخ اجل دارم میدونم اشتباه نمیکنه و احتمالا اون وسط چیزی گم شده و یا به عمد از تاریخ محو شده ، اگه دلیلی دیگری داره از کانال گنجور خواهشمندم جواب سوال پیش آمده را پاسخ دهد ؟ سپاس
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
شیخ اجل به حق آنچه واقعیت وجودی است را بیان کرده و اتفاقا کاملا رک بهش اشاره کرده و در ذهن و روانش متبلور کردن ، وقتی میگه همه ز یک گوهرند عین واقعیت گفته که عرفا بهش رسیدن و همان به هرجا بنگرم آنجا توبینم هست و در واقع همه او هستیم و او ماست و هریک چه خوب چه بد تجلی ذات الهی هستیم و در مقیاس کل همه یکی هستیم و بهم وصل هستیم و بازم اتفاقا قانونمند وصل هستیم برای حاکم و محکوم بودن و حکم کردن ! بحث عرفانی هست که البته شیخ به زبان ساده بیان کرده و سر در سازمان ملل هم بهترین از این جمله نیست حالا چه باشه و چه برداشته باشن یا نباشه .
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
عجبا که شعری به این شیوای را درست تفسیر نمیکنید ! حال هوای عرفا و شعرامون که معلومه و از دید اونها بنگری میدونی داره با کی لاس میزنه !
همشون دنبال عشق آسمانی و ماورایی بودن ،یکی پی خدا و... بعد وصال هم بسته خودشون پی یکی از ما بهتران یا پی ... این نیمه گمشده کار میده دستتون اگر دنبالش برید ! جناب حافظ یه جای دیگه که عصبانی شده میگه این عجوز عروس هزار داماد است !!! خلاصه به مودشون هم بستگی داره که چی میگن !!! این نظر شخصی و از دید من شیخ اجل شاه سخنوران بهترین گزینه برای زندگیتون .
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده خویش
ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
جالبی شعر اینجوری که هر کسی با دل و دیده خویش تفسیر میکند و فقط خدا و شاعر میدونه که منظورش چی بود . اما با کمی درک عارفانه میشه نزدیکترین تفسیر داشت مثل مفهوم کلی شعر بالا که سعدی هم میخواد هم پاکباز نیست و این هم از لطف الهی و عقل سعدی که بازی با آتش دوست داره تا به پختگی برسه ! نزدیکی به اون عشق و اون آتش بسیار لذت بخش و با همه چی متفاوت ولی رندی سعدی اینجاست که نمیزاره عشق بسوزوندش و از گرما و حرارت و آگاهی که میده استفاده میکنه ! دلیل خودستایی در آخر و بیشتر شعرهای شیخ اجل همین لطف الهی بود.
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:
در بیت سیزدهم و اخر گفته شعری که گفته شد چطور خوانده شود ! یکی در میان ابیات اغیارند و منظور دو گروه متفاوت یکی رندان یکی طراران
همون طور تا بیت دوازه زوج فرد بخوانید و منظور دو گروه و اهدافشان معلوم میشود ! آنکه اهل دل و عارف و اهل سیرو سلوک باشه دقیق میفهمه مولانا چی میخاسته بگه ! تفسیر های آبکی نکنید
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:
شیخ اجل در این شعر به سیم آخر زده
هیچ وقت اینطور علنی از حالت عرفانی و ماورای که در عرفان هست و ارتباطی که برقرار میشه سخن نگفته و همیشه در قالب داستان و پند و نصیحت وار اشعار میسروده ولی در این شعر علنی گفته پری با بنی آدم خو نگیرد البته با هرکسی خو نگیرد ! شاه سخنوران اینجا رو بازی کرده ! البته در همه اشعار او حالت ماورای برقرار فقط با چشم دل باید دید ! پری دقیقا منظورش همون از ما بهتران بوده نه زن زیبا که البته به همون معنا در مورد پری هست که گاهی دیو گاهی پری هست و بسته به حال عارف ذات او دارد . بجای اینکه بگید کی خونده یا بیت هاشو برسی کنید درک کنید حال و احوال شاعر ! نه تنها سعدی تقریبا همه شعرا وقتی وصل بودن طبع شعری اومده براشون و همه اشعار با دید اونها باید دید نه فقط عاشقی خداپرستی عارفی ، شور شیدایی از یه جای میاد که واقعا باید وصل باشی تا بفهمی . یه خورده اندیشه و طلب کردن کمک میکنه بهتر درک کنیم .
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
چه زیبا عاشقی از زبان پروانه و شمع گفته !
منظور کلی شاعر در وادی عرفان است که پی عشق روی میسوزی اگر عشقت خالص به او نباشد و گرفتار بلا میشوی همچون بیشتر عرفا و شعرا
هرچند خودشون سوختن دوست دارن ، البته جریان قماربازی که میبازه و میگه ...!
عاقلان دانند که رسم عاشقی فقط در وصف اویست و بس !
بقول حافظ که رنجور میگه : اگر از احوال ما مخ بچگان با خبر شوند خرقه عارفی نستانند به هیچ
خودم کردمش هیچ
شیخ اجل همه اشعارش اینگونه است ولی کو خردمندی که بفهمد چی گفته ، همش پی فعولتن فاعلتن بحر متقارن و ...! درک کنید چی میگه ولی لازمش وادی عشقبازی عرفانیست که خیلی هم خطرناک و بقول شیخ اجل
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
هرکه در این حلقه نیست فارغ ازاین ماجراست
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:
نگاه شاعر عارفانه و کلا جدا از این قصه قحطی در دمشق بود و تمثیل بود
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:
کلا دوستان مفهوم شعر درک نکردن
ان کسی که در وادی عرفان باشد شمس قمر در جهان داند منظور شیخ اجل میفهمه !
رنگ زرد از غم بینوای دوستان بوده که گرفتارند نه... ! جور دیگر باید دید چشم هارا شست
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۹ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲: