گنجور

مثنویات

 
عرفی
عرفی شیرازی
 

شمارهٔ ۱ - ساقی نامه: بیا ساقی آن تشنگی را بسنج

شمارهٔ ۲ - مثنویات: بسم اله الرحمن الرحیم

شمارهٔ ۳ - در ستایش آفریدگار: ای همه عین تو و پاک از همه

شمارهٔ ۴ - در حمد حق سبحانه و تعالی: ای تو بامرزش و آلوده ما

شمارهٔ ۵ - در مدح مالک قاب و قوسین: ای طلب چشمه امید ما

شمارهٔ ۶ - در صفت رسول اکرم: بوسه اول که کلید اثر

شمارهٔ ۷ - معراج: ساعتی اندوده بنور عطا

شمارهٔ ۸ - در مدح نبی اکرم: ای نفس طبع ادب سوز شو

شمارهٔ ۹ - درصفت آفرینش: بلبل طبعم زند این نغمه باز

شمارهٔ ۱۰ - نعت حق سبحانه تعالی: بود تو مقصود وجودست بس

شمارهٔ ۱۱ - حکایت: صبحدمی شعبده بازی که هست

شمارهٔ ۱۲ - غفلت: ای گهر گنج ادب نام ما

شمارهٔ ۱۳ - داستان: جوی طراز چمن بی ستون

شمارهٔ ۱۴ - نعت: پیشتر از جلوه آثار جود

شمارهٔ ۱۵ - حکایت: بود یکی انجمن آرای عشق

شمارهٔ ۱۶ - طلب دوست: ای هوس آرای محبت شکن

شمارهٔ ۱۷ - رنج وگنج: ای همه چون معصیت آلودگی

شمارهٔ ۱۸ - حکایت: عابدی از شمع هدی نور یاب

شمارهٔ ۱۹ - حکایت: انجمن آرای درون با یزید

شمارهٔ ۲۰ - مقام سخن: نیش قلم چون ره کاوش گرفت

شمارهٔ ۲۱ - حکایت: دید یکی باشه دراج قوت

شمارهٔ ۲۲ - حسن و عشق: ای بصفا انجمن آرای حسن

شمارهٔ ۲۳ - محفل انس: نیمشبی با دو سه دستان طراز

شمارهٔ ۲۴ - داستان رابعه: رابعه آن مریم معنی مسیح

شمارهٔ ۲۵ - شیرین و فرهاد: خداوندا دلم بی نور تنگست

شمارهٔ ۲۶ - بامداد شیرین: صباحی دلگشا چون خنده حور

شمارهٔ ۲۷ - توحید: بنام آنکه بار دل گران کرد

شمارهٔ ۲۸ - حکایت: یکی کفر آزمائی دانش آهنگ

شمارهٔ ۲۹ - نقش فرهاد: گرامی چهره پرداز معانی

شمارهٔ ۳۰: دلم در کعبه رو کرد وهمت جوید از دلها

شمارهٔ ۳۱: فارغیم ای عاملان حشر زاحسان شما

شمارهٔ ۳۲: بگاه جلوه از آن تافت روی زیبا را

شمارهٔ ۳۳: امید عیش کجا و دل خراب کجا

شمارهٔ ۳۴: تا بکی مغبچه می نوش و بیار ایمان را

شمارهٔ ۳۵: صبح گدا و شام زخورشید روشن است

شمارهٔ ۳۶: ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت

شمارهٔ ۳۷: منزلگه دلها همه کاشانه عشق است

شمارهٔ ۳۸: بخت جم وکاووس عنانش بکف تست

شمارهٔ ۳۹: ترک جان در ره آن سرو روان اینهمه نیست

شمارهٔ ۴۰: شکستن دل ما کار زور بازو نیست

شمارهٔ ۴۱: تنها نه دلم باده نابش همه خونست

شمارهٔ ۴۲: گر بدیرم طلبد مغبچه حور سرشت

شمارهٔ ۴۳: کسی که بر اثر مدعای خویشتن است

شمارهٔ ۴۴: از نور یار چون نفسم خانه روشنست

شمارهٔ ۴۵: دورم از کوی تو جا در زیر خاکم بهتر است

شمارهٔ ۴۶: اصلاح پریشانیم اندازه کس نیست

شمارهٔ ۴۷: لطفت گهر عتاب بشکست

شمارهٔ ۴۸: هزار حسن عبادت ز زشتی عمل است

شمارهٔ ۴۹: زو چه میخواهی دلاگر نازوا استنغناست هست

شمارهٔ ۵۰: بیدادگر روی تو اندازه راز است

شمارهٔ ۵۱: بیا که در چمن انتظار آب نماند

شمارهٔ ۵۲: بنازم شیشه می را که خوش مستانه میگرید

شمارهٔ ۵۳: عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد

شمارهٔ ۵۴: ز صورت بلبل اندر بوستان فرزانه میگرید

شمارهٔ ۵۵: کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد

شمارهٔ ۵۶: زننگ عافیت بازم دل شرمنده میسوزد

شمارهٔ ۵۷: چه پرسیم که بجانت هوای ما چه کند

شمارهٔ ۵۸: دل خانه درین عالم بیگانه نگیرد

شمارهٔ ۵۹: هر کس که در بهار بصحرا برون رود

شمارهٔ ۶۰: خوبان شهر بین که درین مسکن من اند

شمارهٔ ۶۱: گر خدا یار دلنواز نداد

شمارهٔ ۶۲: تا بکی عمر بافسوس و جهالت برود

شمارهٔ ۶۳: سرا پای وجودم وزمحبت حال دل دارد

شمارهٔ ۶۴: اگر چه راه بعیب تو کس عیان نبرد

شمارهٔ ۶۵: چند بی بهره شود دیده گریانی چند

شمارهٔ ۶۶: زبهر داغ که مستان علاج می طلبند

شمارهٔ ۶۷: تا بود سراسیمه دلم دربدری بود

شمارهٔ ۶۸: مدعی بار ملول است و بلائی دارد

شمارهٔ ۶۹: گردل اهل حقیقت در راز افشاند

شمارهٔ ۷۰: هرکرا نشاه غیرت بسلامت باید

شمارهٔ ۷۱: عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند

شمارهٔ ۷۲: خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد

شمارهٔ ۷۳: تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود

شمارهٔ ۷۴: بیار باده که جانم دمی زناله برآید

شمارهٔ ۷۵: کسی بدور محبت خمار غم نکشد

شمارهٔ ۷۶: هر جا که مست او غمزه زن آن غمزه آئین میرود

شمارهٔ ۷۷: کسی بدیده ناقوس خوار می آید

شمارهٔ ۷۸: جان بیاد لبت شکر خاید

شمارهٔ ۷۹: هر زمان در فتنه خوش نامهربانی میشود

شمارهٔ ۸۰: آنرا که مراد حال باشد

شمارهٔ ۸۱: کسی کز فقر جوید کام دل درویش کی ماند

شمارهٔ ۸۲: برغم تو به چون لبت پیاله بنوشد

شمارهٔ ۸۳: گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد

شمارهٔ ۸۴: غم چو شبخون میزندهان دوستان لشگر کنید

شمارهٔ ۸۵: چو با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد

شمارهٔ ۸۶: بلب آرام گیر ای جان غمگین یکدمی دیگر

شمارهٔ ۸۷: مردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز

شمارهٔ ۸۸: مده تسلیم از صلح بی مدار هنوز

شمارهٔ ۸۹: گفتم نکنم زکین فراموش

شمارهٔ ۹۰: دلی دارم که میجوشد زهر موچشمه خونش

شمارهٔ ۹۱: امشبم کشت غمت عشرت فردای تو خوش

شمارهٔ ۹۲: منم که میکنم از درد بیکرانه خویش

شمارهٔ ۹۳: کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش

شمارهٔ ۹۴: تا برده ام بمدرسه عشق رخت خویش

شمارهٔ ۹۵: هر که از خونریز من آلوده گردد دامنش

شمارهٔ ۹۶: پا بدامن درکش ایدل وز جهان ذلت مکش

شمارهٔ ۹۷: کسی کو دلگشا ماند دلش چون سنگ می بینم

شمارهٔ ۹۸: از آن زباده شوق تو هوش جان دزدم

شمارهٔ ۹۹: کجاست برق حجابی که از تجلی آن

شمارهٔ ۱۰۰: بکوی صید بندان دوش چون فریاد میکردم

شمارهٔ ۱۰۱: از باغ چنان رخت ببستیم و گذشتیم

شمارهٔ ۱۰۲: کو عشق که در غمزدگی نام بر آرم

شمارهٔ ۱۰۳: آهنک شادمانه بگوشش نمیزنیم

شمارهٔ ۱۰۴: از دل غم او دریغ داریم

شمارهٔ ۱۰۵: بشرح غم نفس را ریش کردیم

شمارهٔ ۱۰۶: ما لذت فقریم سخا را نشناسیم

شمارهٔ ۱۰۷: دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم

شمارهٔ ۱۰۸: ازشش جهتم شکوه زند موج و خموشم

شمارهٔ ۱۰۹: حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم

شمارهٔ ۱۱۰: ز معموری بتنگم جز دل ویران نمیخواهم

شمارهٔ ۱۱۱: هر چه با او گویم از مردم دگرگون بشنوم

شمارهٔ ۱۱۲: هرگز دل کس را بگناهی نشکستیم

شمارهٔ ۱۱۳: ماره نشین مردم دیدار دوستیم

شمارهٔ ۱۱۴: باز آی تا بذوق الم آشنا شویم

شمارهٔ ۱۱۵: قدح رسید لبالب خراب گوشده باشم

شمارهٔ ۱۱۶: بسهوار توبه از می کردم و دیر مغان بستم

شمارهٔ ۱۱۷: دل بدست و پای کوبان از حرم یگریختم

شمارهٔ ۱۱۸: گلی ناچیده بوئی ناکشیده زین چمن رفتم

شمارهٔ ۱۱۹: ز بیدردی بامید اجل در عشق مرهونم

شمارهٔ ۱۲۰: چه غم ز رفتن اینست می کشد اینم

شمارهٔ ۱۲۱: صد پرده تصور باطل شکافتیم

شمارهٔ ۱۲۲: دل در شکن طره دلبند شکستیم

شمارهٔ ۱۲۳: باز میخواهم که شوخ دل ربائی خوش کنم

شمارهٔ ۱۲۴: در آتش آمدیم و فغانی نداشتیم

شمارهٔ ۱۲۵: زمن نبود فغانی که دوش میکردم

شمارهٔ ۱۲۶: چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم

شمارهٔ ۱۲۷: ما گریبان دل از گلهای غم پر کرده ایم

شمارهٔ ۱۲۸: بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم

شمارهٔ ۱۲۹: رفتیم و با غمت دل محزون گذاشتیم

شمارهٔ ۱۳۰: منم که بهر دل اسباب داغ میدزدم

شمارهٔ ۱۳۱: ما دست دل ز چشمه بهبود شسته ایم

شمارهٔ ۱۳۲: چه دورست اینکه نفع از گردش گردون نمی بینم

شمارهٔ ۱۳۳: میفروشم راحت و عشق ستمگر میخرم

شمارهٔ ۱۳۴: ساغر ز دست مردم آزاده چون کشیم

شمارهٔ ۱۳۵: از بس که روی گرم بهر سو گذاشتیم

شمارهٔ ۱۳۶: از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم

شمارهٔ ۱۳۷: منم کز باده عشرت خروشیدن نمیدانم

شمارهٔ ۱۳۸: ما جام درد بادف و نی کم کشیده ایم

شمارهٔ ۱۳۹: کعبه بی ذوق است و یارانرا وداعی میکنیم

شمارهٔ ۱۴۰: آن شکارم کز بر تیرسنان میرویدم

شمارهٔ ۱۴۱: هرگز نگشایم در دکان غم دل

شمارهٔ ۱۴۲: چند چو اهل آبرو در پی آبرو روم

شمارهٔ ۱۴۳: بردیم ز کویش دم سردی وگذشتیم

شمارهٔ ۱۴۴: منم که پاره غم در دهان غم دارم

شمارهٔ ۱۴۵: دلی داریم و با جمعی پریشان از غم اوئیم

شمارهٔ ۱۴۶: گرنه خود را بیخود از جام جنون میساختم

شمارهٔ ۱۴۷: میان دعا بر دل شب مزن

شمارهٔ ۱۴۸: زخونم روی میدان تازه گردان

شمارهٔ ۱۴۹: دانی که کیست مصلحت ما گریستن

شمارهٔ ۱۵۰: خوش در خورست حسرت تو با گریستن

شمارهٔ ۱۵۱: ساقی بیا و دامن گل برسبو فشان

شمارهٔ ۱۵۲: پیش بردم در قمار عشق جانان باختن

شمارهٔ ۱۵۳: تا تیغ بکف یابی بر نفس دو دستی زن

شمارهٔ ۱۵۴: بیار شیشه می بر گل و کلاه فشان

شمارهٔ ۱۵۵: هنگام و دم نزع خراب نفس است این

شمارهٔ ۱۵۶: نام حسنت چون برم بر آسمان آید گران

شمارهٔ ۱۵۷: نه رو از ناز می تابد گه نظاره ماه من

شمارهٔ ۱۵۸: دانی که چیست مصلحت ما گریستن

شمارهٔ ۱۵۹: ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او

شمارهٔ ۱۶۰: مسازم ناامید از خود چو گشتم مبتلای تو

شمارهٔ ۱۶۱: تو ای زاهد برو افسانه باغ ارم بشنو

شمارهٔ ۱۶۲: از سفر می آئی و تاراج حسرت کرده

شمارهٔ ۱۶۳: ای عشق خوش تهیه لذات کرده

شمارهٔ ۱۶۴: بانگ ما کبک است خرمن را بخرمن باز ده

شمارهٔ ۱۶۵: تا مژده زخم دگر دامن کش جان کرده

شمارهٔ ۱۶۶: بکشتن من عاجز شتاب یعنی چه

شمارهٔ ۱۶۷: شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده

شمارهٔ ۱۶۸: جانم ز سینه برزده دامان برآمده

شمارهٔ ۱۶۹: صنم گفتی دلا جان تازه کردی

شمارهٔ ۱۷۰: اگر آرایش از دکانچه ناموس بستانی

شمارهٔ ۱۷۱: من صید غم عشوه نمائی که تو باشی

شمارهٔ ۱۷۲: گمان دارم که این درد و تحمل میکند کاری

شمارهٔ ۱۷۳: ای نه فلک ز خوشه صنع تو دانه

شمارهٔ ۱۷۴: بامید عذر خواهان زنیاز عذر خواهی

شمارهٔ ۱۷۵: با گله دوستان هست حلاوت بسی

شمارهٔ ۱۷۶: خوش آن گرمی زشمع وصل مهر افزوزتر باشی

شمارهٔ ۱۷۷: سبک بران چو از بن بیقرار میگذری

شمارهٔ ۱۷۸: بشتاب در راه طلب بگذر زهر آسودنی

شمارهٔ ۱۷۹: بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی

شمارهٔ ۱۸۰: امشب که بسر شراب داری

شمارهٔ ۱۸۱: تا در قدحم باده امید نیابی