گنجور

 
عرفی شیرازی
 

شمارهٔ ۱ - ساقی نامه: بیا ساقی آن تشنگی را بسنج - پس از آرزوی دل ما مرنج

شمارهٔ ۲ - مثنویات: بسم اله الرحمن الرحیم - موج نخست است ز بحر قدیم

شمارهٔ ۳ - در ستایش آفریدگار: ای همه عین تو و پاک از همه - نقد وجود از تو و خاک از همه

شمارهٔ ۴ - در حمد حق سبحانه و تعالی: ای تو بامرزش و آلوده ما - وی تو بغمخواری و آسوده ما

شمارهٔ ۵ - در مدح مالک قاب و قوسین: ای طلب چشمه امید ما - ذوق فروش غم جاوید ما

شمارهٔ ۶ - در صفت رسول اکرم: بوسه اول که کلید اثر - زد بدر گنج بدایع گهر

شمارهٔ ۷ - معراج: ساعتی اندوده بنور عطا - خلوتیان حرم کبریا

شمارهٔ ۸ - در مدح نبی اکرم: ای نفس طبع ادب سوز شو - نغمه زنی را گهر افروز شو

شمارهٔ ۹ - درصفت آفرینش: بلبل طبعم زند این نغمه باز - کامدم اینک بچمن نغمه ساز

شمارهٔ ۱۰ - نعت حق سبحانه تعالی: بود تو مقصود وجودست بس - جز تو همه گفت و شنود است و بس

شمارهٔ ۱۱ - حکایت: صبحدمی شعبده بازی که هست - حلیه نیرنگ بناهید بست

شمارهٔ ۱۲ - غفلت: ای گهر گنج ادب نام ما - وی اثر رنج طلب نام ما

شمارهٔ ۱۳ - داستان: جوی طراز چمن بی ستون - آن به بهشت غم شیرین درون

شمارهٔ ۱۴ - نعت: پیشتر از جلوه آثار جود - کز جگر شمع نمی خواست دود

شمارهٔ ۱۵ - حکایت: بود یکی انجمن آرای عشق - رنج شمارنده سودای عشق

شمارهٔ ۱۶ - طلب دوست: ای هوس آرای محبت شکن - عافیت انگیز ملامت فکن

شمارهٔ ۱۷ - رنج وگنج: ای همه چون معصیت آلودگی - عمر تو آلایش بیهودگی

شمارهٔ ۱۸ - حکایت: عابدی از شمع هدی نور یاب - گشت شبی مرغ دلش صید خواب

شمارهٔ ۱۹ - حکایت: انجمن آرای درون با یزید - محفلی آراست بجمعی مرید

شمارهٔ ۲۰ - مقام سخن: نیش قلم چون ره کاوش گرفت - چشمه آثار تراوش گرفت

شمارهٔ ۲۱ - حکایت: دید یکی باشه دراج قوت - تافتن و بافتن عنکبوت

شمارهٔ ۲۲ - حسن و عشق: ای بصفا انجمن آرای حسن - حسن ز رویت بتماشای حسن

شمارهٔ ۲۳ - محفل انس: نیمشبی با دو سه دستان طراز - کرده بافسون در افسانه باز

شمارهٔ ۲۴ - داستان رابعه: رابعه آن مریم معنی مسیح - آن چو لب دلبر کنعان ملیح

شمارهٔ ۲۵ - شیرین و فرهاد: خداوندا دلم بی نور تنگست - دل من سنگ و کوه طور سنگست

شمارهٔ ۲۶ - بامداد شیرین: صباحی دلگشا چون خنده حور - که شادی مست بود اندوه مستور

شمارهٔ ۲۷ - توحید: بنام آنکه بار دل گران کرد - دعا را محرم راز نهان کرد

شمارهٔ ۲۸ - حکایت: یکی کفر آزمائی دانش آهنگ - صنم بر میتراشید از یکی سنگ

شمارهٔ ۲۹ - نقش فرهاد: گرامی چهره پرداز معانی - چنین زد آستین بر نقش مانی

شمارهٔ ۳۰: دلم در کعبه رو کرد و همت جوید از دل‌ها - که خواهد ماندش از پی کعبه‌ها در طی منزل‌ها

شمارهٔ ۳۱: فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما - کشت و کار ما نمی‌گنجد به میزان شما

شمارهٔ ۳۲: بگاه جلوه از آن تافت روی زیبا را - که جان ز شرم نماند درآستین مارا

شمارهٔ ۳۳: امید عیش کجا و دل خراب کجا - هوای باغ کجا طایر کباب کجا

شمارهٔ ۳۴: تا بکی مغبچه می نوش و بیار ایمان را - تا بکی پیش بری لمعه شادروان را

شمارهٔ ۳۵: صبح گدا و شام زخورشید روشن است - گر قادری به بخش چراغی بشام ما

شمارهٔ ۳۶: ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت - وینهم قبول کن که بجان دوستدارمت

شمارهٔ ۳۷: منزلگه دلها همه کاشانه عشق است - هرجا که دلی گمشده در خانه عشق است

شمارهٔ ۳۸: بخت جم وکاووس عنانش بکف تست - پیش آمدن از بخت کشش از طرف تست

شمارهٔ ۳۹: ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست - عشق اگر نرخ نهد قیمت جان این همه نیست

شمارهٔ ۴۰: شکستن دل ما کار زور بازو نیست - هلاک اهل وفا جز بنوش دارو نیست

شمارهٔ ۴۱: تنها نه دلم باده نابش همه خونست - مغز قلم و مغز کتابش همه خونست

شمارهٔ ۴۲: گر بدیرم طلبد مغبچه حور سرشت - بیم دوزخ برم از یاد چو امید بهشت

شمارهٔ ۴۳: کسی که بر اثر مدعای خویشتن است - کشیده تیغ ستم در قفای خویشتن است

شمارهٔ ۴۴: از نور یار چون نفسم خانه روشنست - بیرون برید شمع که کاشانه روشنست

شمارهٔ ۴۵: دورم از کوی تو جا در زیر خاکم بهتر است - زندگی تلخست با حرمان هلاکم بهتر است

شمارهٔ ۴۶: اصلاح پریشانیم اندازه کس نیست - اجزای مرا نسبت شیرازه کس نیست

شمارهٔ ۴۷: لطفت گهر عتاب بشکست - دل رایت اضطراب بشکست

شمارهٔ ۴۸: هزار حسن عبادت ز زشتی عمل است - متاع من دل مجذوب و مستی ازل است

شمارهٔ ۴۹: زو چه میخواهی دلاگر نازوا استنغناست هست - بیوفا تنهاست دارو رنجش بیجاست هست

شمارهٔ ۵۰: بیدادگر روی تو اندازه راز است - این رشته بانگشت نه پیچی که دراز است

شمارهٔ ۵۱: بیا که در چمن انتظار آب نماند - جمال شاهد امید در نقاب نماند

شمارهٔ ۵۲: بنازم شیشه می را که خوش مستانه می‌گرید - سری خم کرده و در دامن پیمانه می‌گرید

شمارهٔ ۵۳: عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد - اهل دل باشم و ایمان زمیان گم باشد

شمارهٔ ۵۴: ز صورت بلبل اندر بوستان فرزانه میگرید - جنون مست از نوای جغد در ویرانه میگرید

شمارهٔ ۵۵: کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد - نه عیب خودپرستی هر زمان بر مرد و زن گیرد

شمارهٔ ۵۶: زننگ عافیت بازم دل شرمنده میسوزد - نه از دل گریه میجوشد نه برلب خنده میسوزد

شمارهٔ ۵۷: چه پرسیم که بجانت هوای ما چه کند - در آن چمن که گل آتش بود صبا چه کند

شمارهٔ ۵۸: دل خانه درین عالم بیگانه نگیرد - قاصد بدیاری که رودخانه نگیرد

شمارهٔ ۵۹: هر کس که در بهار بصحرا برون رود - عیش آنگهی کند که بذوق جنون رود

شمارهٔ ۶۰: خوبان شهر بین که درین مسکن من اند - گه شمع بزم و گاه گل دامن من اند

شمارهٔ ۶۱: گر خدا یار دلنواز نداد - بنوازش مرا نیاز نداد

شمارهٔ ۶۲: تا بکی عمر بافسوس و جهالت برود - نشأه باده بتاراج ملامت برود

شمارهٔ ۶۳: سرا پای وجودم وزمحبت حال دل دارد - ز ذوق درد بیرونم درون را مشتعل دارد

شمارهٔ ۶۴: اگر چه راه بعیب تو کس عیان نبرد - گمان مبر که بعیب تو کس گمان نبرد

شمارهٔ ۶۵: چند بی بهره شود دیده گریانی چند - زلف جمع آر که جمعند پریشانی چند

شمارهٔ ۶۶: زبهر داغ که مستان علاج می طلبند - که جام می شکنند و زجاج می طلبند

شمارهٔ ۶۷: تا بود سراسیمه دلم دربدری بود - انشدیشه دل خانگی و دل سفری بود

شمارهٔ ۶۸: مدعی بار ملول است و بلائی دارد - در کف آینه اندیشه نمائی دارد

شمارهٔ ۶۹: گردل اهل حقیقت در راز افشاند - زاهد از دامن دل گرد مجاز افشاند

شمارهٔ ۷۰: هرکرا نشاه غیرت بسلامت باید - در مصاف غم دل تاب اقامت باید

شمارهٔ ۷۱: عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند - دامن جمعی بدست آور که شیدایت کنند

شمارهٔ ۷۲: خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد - بگذر از چشمه حیوان که سرابی دارد

شمارهٔ ۷۳: تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود - گوشه دامن ما وقف میان خواهد بود

شمارهٔ ۷۴: بیار باده که جانم دمی زناله برآید - هزار زمزمه از دل بیک پیاله برآید

شمارهٔ ۷۵: کسی بدور محبت خمار غم نکشد - که در کشد قدح زهر و درد هم نکشد

شمارهٔ ۷۶: هر جا که مست او غمزه زن آن غمزه آئین میرود - دل می طپد جان میچکد سر میرود دین میرود

شمارهٔ ۷۷: کسی بدیده ناقوس خوار می آید - که پاسخ سخنش ناگوار می آید

شمارهٔ ۷۸: جان بیاد لبت شکر خاید - دل بدندان غم جگر خاید

شمارهٔ ۷۹: هر زمان در فتنه خوش نامهربانی میشود - وین همه غوغا برای نیم جانی میشود

شمارهٔ ۸۰: آنرا که مراد حال باشد - کی رغبت قیل و قال باشد

شمارهٔ ۸۱: کسی کز فقر جوید کام دل درویش کی ماند - دلی گر ریش باید مومیائی ریش کی ماند

شمارهٔ ۸۲: بهشت خاص شما زاهدان نماز کنید - درون روید بفردوس و در فراز کنید

شمارهٔ ۸۳: برغم تو به چون لبت پیاله بنوشد - بروی گرم تو ساقی که خون تو به بجوشد

شمارهٔ ۸۴: گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد - برهمن را سبحه در گردن ببازار آورد

شمارهٔ ۸۵: غم چو شبخون میزندهان دوستان لشگر کنید - جست و جویم گر کنید از بالش و بستر کنید

شمارهٔ ۸۶: چو با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد - بکامم هرچه زهر است از لبش تریاک خواهد شد

شمارهٔ ۸۷: به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر - که شاید در حریم سینه بفرستد غمی دیگر

شمارهٔ ۸۸: مردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز - نور می بارد ز نخل وادی ایمن هنوز

شمارهٔ ۸۹: مده تسلیم از صلح بی مدار هنوز - که میشوم بفریبت امیدوار هنوز

شمارهٔ ۹۰: گفتم نکنم زکین فراموش - در حشر مکن همین فراموش

شمارهٔ ۹۱: دلی دارم که میجوشد زهر موچشمه خونش - نه آن خونی که بتوان از گرستن داد بیرونش

شمارهٔ ۹۲: امشبم کشت غمت عشرت فردای تو خوش - کار خود کرد بمن غم دل غمهای تو خوش

شمارهٔ ۹۳: منم که میکنم از درد بیکرانه خویش - مگو مگو زغم آرایش زمانه خویش

شمارهٔ ۹۴: کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش - هزار چرخ زند بیخودانه بر سر بیش

شمارهٔ ۹۵: تا برده ام بمدرسه عشق رخت خویش - دارم وظیفه از جگر لخت لخت خویش

شمارهٔ ۹۶: هر که از خونریز من آلوده گردد دامنش - عذر ننگ این عمل در عهده شکر ازمنش

شمارهٔ ۹۷: پا بدامن درکش ایدل وز جهان ذلت مکش - سهو کردم میکش و از دامنت منت مکش

شمارهٔ ۹۸: کسی کو دلگشا ماند دلش چون سنگ می‌بینم - از آن در خوشدلی هم خویش را دلتنگ می‌بینم

شمارهٔ ۹۹: از آن زباده شوق تو هوش جان دزدم - که لذت غمت از کام او نهان دزدم

شمارهٔ ۱۰۰: کجاست برق حجابی که از تجلی آن - ستاره سوخته روزگار خود باشم

شمارهٔ ۱۰۱: بکوی صید بندان دوش چون فریاد میکردم - بیک صوت حزین صد عندلیب آزاد میکردم

شمارهٔ ۱۰۲: از باغ چنان رخت ببستیم و گذشتیم - شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم

شمارهٔ ۱۰۳: کو عشق که در غمزدگی نام بر آرم - نامی بمراد دل ناکام برآرم

شمارهٔ ۱۰۴: آهنک شادمانه بگوشش نمیزنیم - مستست این ترانه بگوشش نمیزنیم

شمارهٔ ۱۰۵: از دل غم او دریغ داریم - این می زسبو دریغ داریم

شمارهٔ ۱۰۶: بشرح غم نفس را ریش کردیم - درون را عافیت اندیش کردیم

شمارهٔ ۱۰۷: ما لذت فقریم سخا را نشناسیم - ناسوری زخمیم شفا را نشناسیم

شمارهٔ ۱۰۸: دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم - چراغ خانقاه شیخ و آتش خانه شان کردم

شمارهٔ ۱۰۹: ازشش جهتم شکوه زند موج و خموشم - در زهر زنم غوطه وسرچشمه نوشم

شمارهٔ ۱۱۰: حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم - رهبر امید را در هر قدم گم کرده ایم

شمارهٔ ۱۱۱: ز معموری بتنگم جز دل ویران نمیخواهم - چو سلطان محبت ملک آبادان نمیخواهم

شمارهٔ ۱۱۲: هر چه با او گویم از مردم دگرگون بشنوم - باز حرفی گفته ام امروز تا چون بشنوم

شمارهٔ ۱۱۳: هرگز دل کس را بگناهی نشکستیم - وز بهر جز اطرف کلاهی نشکستیم

شمارهٔ ۱۱۴: ماره نشین مردم دیدار دوستیم - سختی کشیم حیف که غمخوار دوستیم

شمارهٔ ۱۱۵: باز آی تا بذوق الم آشنا شویم - با شیشه وزسنگ بهم آشنا شویم

شمارهٔ ۱۱۶: قدح رسید لبالب خراب گوشده باشم - اگر هلاک شوم در شراب گو شده باشم

شمارهٔ ۱۱۷: بسهوار توبه از می کردم و دیر مغان بستم - کسی کو بازم آرد برسر خم از جهان رستم

شمارهٔ ۱۱۸: دل بدست و پای کوبان از حرم یگریختم - وین سیه قندیل را از خاک دیر آویختم

شمارهٔ ۱۱۹: گلی ناچیده بوئی ناکشیده زین چمن رفتم - بتلخی رفتم اینک در میان این سخن رفتم

شمارهٔ ۱۲۰: ما دل بجان خریده و برباد داده ایم - مرغ حرم گرفته بصیاد داده ایم

شمارهٔ ۱۲۱: ز بی‌دردی به امید اجل در عشق مرهونم - نه شرم از قتل فرهاد و نه ننگ از مرگ مجنونم

شمارهٔ ۱۲۲: چه غم ز رفتن اینست می کشد اینم - که غمزه تو ببازیچه می برد دینم

شمارهٔ ۱۲۳: صد پرده تصور باطل شکافتیم - تا اندکی معامله دل شکافتیم

شمارهٔ ۱۲۴: دل در شکن طره دلبند شکستیم - صد نیش بلا در دل خرسند شکستیم

شمارهٔ ۱۲۵: باز میخواهم که شوخ دل ربائی خوش کنم - وز برای چهره سودن خاکپائی خوش کنم

شمارهٔ ۱۲۶: در آتش آمدیم و فغانی نداشتیم - بودیم شمع شوق و زبانی نداشتیم

شمارهٔ ۱۲۷: زمن نبود فغانی که دوش میکردم - نصیحت غم روی تو گوش میکردم

شمارهٔ ۱۲۸: چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم - بکمان آمده عنقای مرادی بزنیم

شمارهٔ ۱۲۹: ما گریبان دل از گلهای غم پر کرده ایم - از شراب تلخکامی جام جم پر کرده ایم

شمارهٔ ۱۳۰: بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم - بغم پیوستن از شادی بریدن آرزو دارم

شمارهٔ ۱۳۱: رفتیم و با غمت دل محزون گذاشتیم - جان را بصید گاه تو در خون گذاشتیم

شمارهٔ ۱۳۲: منم که بهر دل اسباب داغ میدزدم - نسیم گلشن غم در دماغ میدزدم

شمارهٔ ۱۳۳: ما دست دل ز چشمه بهبود شسته ایم - داغی بزهر داغ نمک سود شسته ایم

شمارهٔ ۱۳۴: چه دورست اینکه نفع از گردش گردون نمی بینم - غم لیلی نمی یابم دلی مجنون نمی بینم

شمارهٔ ۱۳۵: میفروشم راحت و عشق ستمگر میخرم - میدهم روز خوش و آسیب اختر میخرم

شمارهٔ ۱۳۶: ساغر ز دست مردم آزاده چون کشیم - لبریز گشته ایم ز خون باده چون کشیم

شمارهٔ ۱۳۷: از بس که روی گرم بهر سو گذاشتیم - صد داغ شعله خیز در آن کو گذاشتیم

شمارهٔ ۱۳۸: از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم - آتش بتکده را در حرم افروخته ایم

شمارهٔ ۱۳۹: منم کز باده عشرت خروشیدن نمیدانم - بدست من مده این می که نوشیدن نمیدانم

شمارهٔ ۱۴۰: ما جام درد بادف و نی کم کشیده ایم - دایم قدح نهفته زمحرم کشیده ایم

شمارهٔ ۱۴۱: کعبه بی‌ذوق است و یاران را وداعی می‌کنیم - مژده اهل دیر را کآنجا وداعی می‌کنیم

شمارهٔ ۱۴۲: آن شکارم کز بر تیرسنان میرویدم - التماس زخم تو از لامکان میرویدم

شمارهٔ ۱۴۳: هرگز نگشایم در دکان غم دل - وانگه که دکان باز کنم کم نفروشم

شمارهٔ ۱۴۴: چند چو اهل آبرو در پی آبرو روم - زهر ز امتحان خورم در پی آرزو روم

شمارهٔ ۱۴۵: بردیم ز کویش دم سردی وگذشتیم - سودی بران در رخ زردی وگذشتیم

شمارهٔ ۱۴۶: منم که پاره غم در دهان غم دارم - بزیر ناصیه صد داستان غم دارم

شمارهٔ ۱۴۷: دلی داریم و با جمعی پریشان از غم اوئیم - که میمیرد برای درد و ما در ماتم اوئیم

شمارهٔ ۱۴۸: گرنه خود را بی‌خود از جام جنون می‌ساختم - دوش با این درد دل تا روز چون می‌ساختم

شمارهٔ ۱۴۹: میان دعا بر دل شب مزن - زلب ناله برچین و یارب مزن

شمارهٔ ۱۵۰: زخونم روی میدان تازه گردان - تمنای شهیدان تازه گردان

شمارهٔ ۱۵۱: دانی که کیست مصلحت ما گریستن - پنهان ملول بودن و تنها گریستن

شمارهٔ ۱۵۲: خوش در خورست حسرت تو با گریستن - بی یاد تو حلال مبادا گریستن

شمارهٔ ۱۵۳: ساقی بیا و دامن گل برسبو فشان - مست شراب هم بریا حین فروفشان

شمارهٔ ۱۵۴: پیش بردم در قمار عشق جانان باختن - صد شکافم بر دلست و یک گریبان باختن

شمارهٔ ۱۵۵: تا تیغ بکف یابی بر نفس دو دستی زن - تا سنگ بدست آید بر شیشه هستی زن

شمارهٔ ۱۵۶: بیار شیشه می بر گل و کلاه فشان - فروغ می بگریبان مهر و ماه فشان

شمارهٔ ۱۵۷: هنگام و دم نزع خراب نفس است این - این حالت نزعست دلم را هوس است این

شمارهٔ ۱۵۸: نام حسنت چون برم بر آسمان آید گران - گر بگل بادی وزد بر باغبان آید گران

شمارهٔ ۱۵۹: نه رو از ناز می تابد گه نظاره ماه من - ندارد از لطافت عارضش تاب نگاه من

شمارهٔ ۱۶۰: دانی که چیست مصلحت ما گریستن - پنهان ملول بودن و تنها گریستن

شمارهٔ ۱۶۱: ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او - که محجوبست و میسازد هلاکم انفعال او

شمارهٔ ۱۶۲: مسازم ناامید از خود چو گشتم مبتلای تو - که محروم از تمام خود برویانم برای تو

شمارهٔ ۱۶۳: تو ای زاهد برو افسانه باغ ارم بشنو - ولی از وصف کوی او ببانگ شمه هم بشنو

شمارهٔ ۱۶۴: از سفر می آئی و تاراج حسرت کرده - کاروان حسن یوسف نیز غارت کرده

شمارهٔ ۱۶۵: ای عشق خوش تهیه لذات کرده - طوطی سدره وقف خرابات کرده

شمارهٔ ۱۶۶: بانگ ما کبک است خرمن را بخرمن باز ده - ایکه می گفتی خریدارم کنون آواز ده

شمارهٔ ۱۶۷: تا مژده زخم دگر دامن کش جان کرده - دشوار دادن جان من خوش بر من آسان کرده

شمارهٔ ۱۶۸: بکشتن من عاجز شتاب یعنی چه - بقتل صید اسیر اضطراب یعنی چه

شمارهٔ ۱۶۹: شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده - پیرهنم شعله بود انجمن آتشکده

شمارهٔ ۱۷۰: جانم ز سینه برزده دامان برآمده - گویا بعزم خدمت جانان برآمده

شمارهٔ ۱۷۱: صنم گفتی دلا جان تازه کردی - مبارکباد، ایمان تازه کردی

شمارهٔ ۱۷۲: اگر آرایش از دکانچه ناموس بستانی - سراویل تذور وحله طاوس بستانی

شمارهٔ ۱۷۳: من صید غم عشوه نمائی که تو باشی - بیمار بامید دوائی که تو باشی

شمارهٔ ۱۷۴: گمان دارم که این درد و تحمل میکند کاری - بگو با گل که استغنای بلبل میکند کاری

شمارهٔ ۱۷۵: ای نه فلک ز خوشه صنع تو دانه - وز قصر کبریای تو عرش آستانه

شمارهٔ ۱۷۶: بامید عذر خواهان زنیاز عذر خواهی - که مسوز بیش ازینم بگناه بیگناهی

شمارهٔ ۱۷۷: با گله دوستان هست حلاوت بسی - گر زکسی نشنوی خود گله کن کسی

شمارهٔ ۱۷۸: خوش آن گرمی زشمع وصل مهر افزوزتر باشی - برافروزی وداع و در غمت جان سوزتر باشی

شمارهٔ ۱۷۹: سبک بران چو از بن بیقرار میگذری - که گر عنان بکشی شرمسار میگذری

شمارهٔ ۱۸۰: بشتاب در راه طلب بگذر زهر آسودنی - این ره که بی پایان خوش است ارزد قدم فرسودنی

شمارهٔ ۱۸۱: بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی - برهنه سرننشسیم در هوای خوشی

شمارهٔ ۱۸۲: امشب که بسر شراب داری - مشکن دل ما که تاب داری

شمارهٔ ۱۸۳: تا در قدحم باده امید نیابی - میلم بتماشای گل و بید نیابی