گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم

که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم

به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم

که من تو را نگذارم به لطف بردارم

رخ تو را ز شعاعات خویش نور دهم

سر تو را به ده انگشت مغفرت خارم

هزار ابر عنایت بر آسمان رضاست

اگر ببارم از آن ابر بر سرت بارم

ببسته‌ست میان لطف من به تیمارت

که دیده برکات وصال و تیمارم

هزار شربت شافی به مهر می جوشد

از آن شبی که بگفتی به من که بیمارم

بیا به پیش که تا سرمه نوت بکشم

که چشم روشن باشی به فهم اسرارم

ز خاص خاص خودم لطف کی دریغ آید

که از کمال کرم دستگیر اغیارم

تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان

که یافت شد به جوال تو صاع انبارم

تو خیره در سبب قهر و گفت ممکن نی

هزار لطف در آن بود اگر چه قهارم

نه ابن یامین زان زخم یافت یوسف خویش

به چشم لطف نظر کن به جمله آثارم

به خلوتش همه تأویل آن بیان فرمود

که من گزاف کسی را به غم نیازارم

خموش کردم تا وقت خلوت تو رسد

ولی مبر تو گمان بد ای گرفتارم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد محمدی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۳۶ نوشته:

نیم ز کار تو "غافل"
---
پاسخ: دوستان با تصحیح چاپی معتبر تطبیق دهند نتیجه را اطلاع دهند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۰۸ نوشته:

که دیده برکات وصال و تیمارم
باید
که دیده ای برکات وصال و تیمارم
باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۸ نوشته:

به جان پاک تو آفتاب سلطنتم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۵ نوشته:

هزار شربت شافی ز مهر بر جوشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روفیا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۴ نوشته:

تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان
که یافت شد به جوال تو صاع انبارم
تو خیره در سبب قهر و گفت ممکن نی
هزار لطف در آن بود اگر چه قهارم
همه ما چنین لحظاتی را گاهی تجربه کرده ایم،
گاهی که خود را بی گناه می دانیم ولی ما را چون دزد به پاسبان می سپارند و با کمال حیرت می بینیم که همه شواهد به ضرر ماست!
خیره در سبب قهر می مانیم و گفتگو نیز برای مدتی میسر نمی شود،
می فرماید :
خموش کردم تا وقت خلوت تو رسد
ولی مبر تو گمان بد ای گرفتارم
صبور باش، دیری نمی کشد تا گشایش حاصل شود و تو در خلوت با من و خودت از لطف من آگاه شوی، تا آن زمان با بد گمانی اوقات خویش را تباه مکن.
نیم ز کار تو غافل همیشه در کارم
که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روفیا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۰ نوشته:

تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان
که یافت شد به جوال تو صاع انبارم
تلمیحی است به داستان یوسف هنگامی که عزیز مصر بود. برادران به اصرار او در سفر دوم از کنعان به مصر بنیامین را علیرغم میل یعقوب به همراه خود آوردند،
یوسف نیز نقشه ای طرح نمود و برای نگاهداشتن بنیامین نزد خود جام نقره سلطنتی را در کوله بار بنیامین جای داد و بدو اتهام دزدی زد!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روفیا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۸ نوشته:

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کمال داودوند در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۱ نوشته:

بنده این غزل روبادوستان به اشتراک گذاشتم
شادوسرفرازبادگنجوریان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

وفایی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۳ نوشته:

من واقعا از کار بعضی هموطنان در حیرت ام ! ایشان بدون آنکه به دیوان شمس مراجعه کنند خودشان صلاح می دانند و نظر می دهند که بعضی کلمات مولانا باید عوض شود ! به نظر می رسد ایشان از مولانا ، مولاناتر هستند ! شاید هم "مولاناترین" باشند !! ( نظرات چند تن از این مولاناترین ها را در بالا مشاهده می کنید ) . در دیوان شمسی که دست من است [ مقدمه و شرح حال: استاد بدیع الزمان فروزانفر- تصحیح و حواشی از : م . درویش- چاپ 1355] اینگونه نوشته شده : نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم (پس مصراع اول کاملا درست است) - به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم ( مصراع سوم هم کاملا صحیح است ) . هزار شربت شافی به مهر می جوشد (این مصراع هم کاملا صحیح است) ... من فکر می کنم اگر مولانا از عالم ارواح برگردد در جواب این حضرات خواهد گفت : " گر تو بهتر می زنی بستان بزن " . اگر هنوز از خنده روده بر نشده اید ، به جلد سوم امثال وحکم علامه دهخدا رجوع کنید تا داستان ضرب المثل " گر تو بهتر می زنی...." را بخوانید و سپس از خنده روده بر شوید...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نادر.. در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۵ نوشته:

هزار شربت شافی به مهر می جوشد
از آن شبی که "بگفتی" به من که بیمارم..
"بیا" به پیش که تا سرمه "نو" ات بکشم
که چشم روشن باشی به فهم اسرارم...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شیرین در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۲ نوشته:

بسیار زیبا و خوب این شعر را خوانده اند. از ایشان بسیار سپاسگزارم. کاش بقیه اشعار دیوان شمس هم فایل صوتی داشته باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شیرین در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۶ نوشته:

این غزل را باید مواقع ناامیدی و افسردگی مرتب خوند و گوش کرد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرید در ‫۲ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ نوشته:

مفهوم مصرع "که من تو را نگذارم به لطف بردارم" چیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ایمان در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۴ نوشته:

معنی این بیت چی میشه؟
ممنون میشم معنی و مفهومش رو بگید
ببسته‌ست میان لطف من به تیمارت
که دیده برکات وصال و تیمارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Ouchen در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۲ پاسخ داده:

ایمان عزیز، در این بیت خداوند به مخلوق (خاص و عام) می‌فرماید از آنجا که من سرچشمه ی مهر و وصال و دلجویی هستم، پس از سر مهربانی کمر به تیمار و نوازش و دلجویی تو بسته ام. منظور فقط این نیست که چون غمت را دیدم پس تصمیم به دلجویی گرفتم، بلکه به معنای والاتر یعنی من (پروردگار) عهد به دلجویی از هر آنکه به درگاهم رجوع میکند دارم. و اگر دیده را دیده ای بخوانیم یعنی ای مخلوق تو قبلاً هم برکات وصال و تیمار و نوازش مرا دیده ای.

 

 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

nabavar در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۵ نوشته:

گرامی ایمان
ببسته‌ست میان، لطف من به تیمارت
که دیده برکات وصال و تیمارم
به نظر می رسدکه می گوید: پرستاری از تو برای من از لطافتی برخوردار است و بدان همت گماشته ام
چون آگاهم به آنچه از برکت پرستاری و وصل حاصل می شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.