گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین

باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین

دشمن جان‌های ماست دوستی دوستان

مادر فتنه شده‌ست حامله یا مسلمین

آفت عالم شده‌ست ماه رخی زهره سوز

فتنه آدم شده‌ست سنبله یا مسلمین

لاف ز شه می‌زند سکه ز مه می‌زند

بر سر ره می‌زند قافله یا مسلمین

ای شده شب روز ما ز آنک دل افروز ما

از رخ ما برفروخت مشعله یا مسلمین

چون خرد نیک پی در چله شد پیش وی

جوش برآرد چو می در چله یا مسلمین

عشق چو آمد پدید عقل گریبان درید

از پی بی‌دل رسید مشغله یا مسلمین

بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند

بر دم گاوان شود زنگله یا مسلمین

ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال

دانک بسی شکرهاست در گله یا مسلمین

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمدامین در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۵۲ نوشته:

سلام و درود
عالی است!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.