رضا هادی پور در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیر:
این بیت واقعا زیباست و من تو زندگی روزمره خیلی ازش استفاده میکنم:
ما نمیپوشیم عیب خویش اما دیگران* عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده اند
بیژن امرایی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:
بادرود مصرع دوم بیت سوم چنین است
بی دلی سهل اگرازپی نبود بی دینی صحیح است
در تصحیح استاد خانلری هم چنین درج شده،غیرازین ازحافظ بعیداست که مصرع ضعیف بی دلی سهل بود گرنبود بی دینی معنا هم ندارد.بادرود پیشوا✍️
کوروش در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۱۳ در پاسخ به Vahid Younesi دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۰ - تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر:
یک نمونش رو نام ببرید
کوروش در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی:
یک بدست از جمع رفتن یک زمان
مکر دیوست بشنو و نیکو بدان
مصرع اول یعنی چه ؟
ابراهیم حیدری در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۱:
بیت پنجم مصرع اول غلط تایپی یا افتادگی دارد.
علی چاوشی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
درود. چند ملاحظه در خصوص بیت مورد اختلاف و شبه مساله جنسیت معشوق وحشی بافقی:
ای پسر! چند به کامِ دگرانت بینم؟/ سرخوش و مست ز جامِ دگرانت بینم
مایهٔ عیشِ مدامِ دگرانت بینم/ ساقیِ مجلسِ عامِ دگرانت بینم
نخست. ایکاش تقدیر ما ایرانیان فقه زده، این نبود که عمده حاشیهنگاریمان معطوف به نر یا ماده بودن معشوق وحشی میشد.
دوم. در سراسر ادبیات فارسی، هم معشوق مونث داریم و هم معشوق مذکر و این مطلب چیز عجیبی نیست و شکل عرفانی آن به فضای مراد و مریدی و نسبت پیر و مولی با سالک بر میگردد که تا خود یونان و آرای افلاطون و مساله عشق مرد به مرد قابل نسبت سنجی است. شکل جنسی و طبیعی آن نیز به فضای اجتماعی ما بر میگردد که مانند تمام دنیا، این مساله در آن بوده است. حال میماند بحث تاویل این ابیات که مثلا معشوق مذکر غلام بچه ای ترک و بی مو است یا پیر مغان و قطب و... که بخشی از این تاویل، بسته به حال و تقدیر خود خواننده است.
سوم. به نظر نگارنده، این ترجیع بند، سه پرده دارد. نخست بر نمط مکتب وقوع و فضای واسوخت، شاعر دست به تهدید و انتقاد از معشوق میزند. بعد نقل قول مصلحتدان دوستان را خطاب به خود وحشی بیان میکند: «ای پسر!...» که این مطلب را در انتهای شعر میفهیمم:
حاشَ لِلَّه که وفایِ تو فراموش کند/ سخنِ مصلحتآمیزِ کسان، گوش کند
محتوای ابیاتی که پس از «ای پسر!» میآیند، سازگار است با اینکه دوستان مصلحت بین وحشی، به او گفته باشند که «ای پسر انقدر خود را خرج دیگران مکن و ازین گروه بیوفا و عیب جو، دوری کن» که در سه بیت انتهایی مجددا وحشی، خطاب به معشوق میگوید «من وفای تو را فراموش نمیکنم و به سخن مصلحتدانان گوش نمیکنم»
اساسا هدف این شعر، این نیست که معشوق را کاملا طرد کند و تمام پل های پشت سر را ویران کند. بلکه نحوی تهدید عتاب آلوده و زهر چشم گرفتن از معشوقی است که امید داریم با خواندن این شعر، تواضع کند و برگردد. لذا وحشی بافقی در پرده اول شعر، گلایهاش از معشوق را بیان میکند. در پرده دوم سخن مصلحتدانان را میآورد و در پرده آخر دوباره ابراز محبتی به معشوق میکند و سر نخی میدهد تا راه باز بماند.
دلالتی مبنی بر جنسیت معشوق وجود ندارد و اصلا مهم هم نیست این مساله. ای بسا اصلا کل شعر در عشق به پرندهای یا جنی باشد(تا تو چه بینی در این آینه)!!!!! این مطلب ابدا موضوعیت ندارد الا برای جنسیت زدگان!
رضا حسینزاده در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خوبی حافظ از میان برخیز
فرهود در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۱ در پاسخ به مهران ش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:
کل مصرع دوم درباره زمان است. پس کی به معنی «چه وقت؟» درست است.
فرهود در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:
رخش میبیند و گل میکند خوی
تلفظ خوی به معنی عرق، خی نیست و با خُوی (به معنی خصلت) هم متفاوت است.
khwei را در یک سیلاب و ضرب بگویید آنوقت درست است. (khvei غلط است، khei هم غلط است. بلکه یک صوت ترکیبی است که امروزه از زبان فارسی حذف شده است )
اگر اشعار کهن فارسی را بیشتر بخوانید که این کلمه در آنها بکار رفته است و به وزن اشعار توجه کنید این کلمه به معنی عرق، تنها تلفظ درستش همین است. اگر تلفظش خی بود آنرا خی مینوشتند.
ز گرمی رویِ خسرو خوی گرفته
صبوحِ خرمی را پی گرفته
نظامی
فرهود در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
شرابخورده و خویکرده میروی به چمن
تلفظ خوی به معنی عرق با خُوی به معنی خصلت متفاوت است. خیلی نزدیک به وزن «می» است.
khwei را در یک سیلاب و ضرب بگویید آنوقت درست است. (khvei غلط است، khei هم غلط است. بلکه یک صوت ترکیبی است که امروزه از زبان فارسی حذف شده است )
اگر اشعار کهن فارسی را بیشتر بخوانید که این کلمه در آنها بکار رفته است و به وزن اشعار توجه کنید این کلمه به معنی عرق، تنها تلفظ درستش همین است. اگر خی خوانده میشد آنرا خی مینوشتند.
ز گرمی رویِ خسرو خوی گرفته
صبوحِ خرمی را پی گرفته
نظامی
فرهود در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
از تابِ آتشِ می بر گردِ عارضش خوَی
تلفظ خوی به معنی عرق با خُوی به معنی خصلت متفاوت است. خیلی نزدیک به وزن «می» است که در همین بیت آمده است.
khwei را در یک سیلاب و ضرب بگویید آنوقت درست است. (khvei غلط است، khei هم غلط است. بلکه یک صوت ترکیبی است که امروزه از زبان فارسی حذف شده است )
اگر اشعار کهن فارسی را بیشتر بخوانید که این کلمه در آنها بکار رفته است و به وزن اشعار توجه کنید این کلمه به معنی عرق، تنها تلفظ درستش همین است. اگر خی خوانده میشد آنرا خی مینوشتند.
ز گرمی رویِ خسرو خوی گرفته
صبوحِ خرمی را پی گرفته
نظامی
مهدی نظری در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
به نظر من این شعر کاملا عارفانه ای عاشقانه هست از ابتدا تا انتها
نه ربطی به شاه شجاع و نه هیچ انسان دیگری دارد.
علی رحیمی باغی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۷ در پاسخ به جنید شریف دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
با سلام. در مصرع دوم باید بعد از آن مکث کرد و منظور حافظ از آن همان آنی است. یعنی به محض این که آنی از منبر فاصله می گیرند خلاف گفته های خویش عمل می کنند.
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ:
در مصرع دوم بیت 151 یعنی: نکردی با من اندر مهر، زُفتی
واژۀ "زُفت" = بخیل، ترشروی، ستیزهخوی و .... (فرهنگ فارسی معین)
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۸ - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر:
توجیه صافی دلِ صوف پوش, چرتِ محض است.
اگر کسی قصدِ یلّلی و تلّلی تحت هر عنوانی چه صوفی, عارف, درویش و... را دارد حق ندارد با ازدواج کردن, دیگری را به خاک سیاه و بدبختی بنشاند. کسی که ازدواج می کند نسبت به خواسته ها و نیازهای طرفِ مقابل مسئول است.
تجربه یِ شخصی و مشاهدات حقیر در این ۵ دهه از زندگی این بوده که:
به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید!
و یا
مزد آن گرفت جانِ برادر که کار کرد!
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۸ در پاسخ به علی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۸ - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر:
قحبه در اصل قبحه از ریشه یِ قُبح و قبیح به معنی زشت و ناسزا می آید.
محمد حسین شعفی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۲:
سوالی دارم از دوستان اهل ادب و فاضل
در خط دوم می گوید "با یکی از دوستان گفت ..." یعنی خود شخص خواجه این را می گوید در صورتی که خود خواجه با بنده و زبان درازی او مشکل دارد و به دوست خود گلایه می کند ولی هنوز با بنده "به سبیل مودت و دیانت نظری دارد" و دوست به او می گوید "چو اقرار دوستی کردی توقع خدمت مدار ..."
حال فرض کنیم که کلمه "با" از اول جمله :با یکی از دوستان .." حذف شود در آن صورت می شود "یکی از دوستان گفت .." یعنی گوینده دوست خواجه است و پاسخ دهنده خواجه. که در این صورت منطقی تر است یعنی خواجه خود میداند که رفتار بنده مشکل دارد و دوست سوال می کند که با این حال هنوز به بنده نظر لطف داری؟ و خواجه پاسخ می دهد که " چو اقرار دوستی کردی ..."
و این حالت دوم منطقی تر است
ولی بنده در اسنادی که ضمیمه شده و در اکثر نسخ کلمه "با" را میبینم
لطفا راهنمایی بفرمایید و بنده را از گمراهی برهانید
البته در یکی از فایلهای ضمیمه شده به این صورت آمده که:
"گویند خواجه را بنده نادرالحسن بود و با وی بر سبیل مودت ونظری داشت تا یکی از صاحبدلان باو گفت دریغ این بنده چنین شمایلی که دارد اگر بد زبان و بی ادب نبودی گفت ای یار چو اقرار دوستی کردی ..."
به نظر حقیر اگر کلمه "با" از جمله حذف شود معنای حکایت درست می گردد
فرهود در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
«آهوی وحشی» بجای مرغان وحشی درستتر به نظر میرسد زیرا با «چشم مست» در مصرع اول بهتر مینشیند؛ یعنی چشمت از چشم آهو زیباتر است یا آهو عاشق چشمت میشود.
چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را ... که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمیگیرد
ابراهیم زمانی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۲ در پاسخ به بابک دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:
با درود و ارادت!
من از دو بیت، توانگرا دل درویش خود به دست آور
و، بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر
معنای متفاوت تر به دست آوردم:
حافظ می گوید ای توانگر و ای کسی که بضاعت مالی داری، دل درویش ( دل انسان بی بضاعت) را با کمک و صدقه به دست بیاور چون اگر مخزن زر هم در دستت باشد بلاخره روزی یا تمام می شود یا آن که از کفات میرود. گردش دوران همین است حتما دیده اید فقران را که دولت رسیده اند و دولت مندانی را که به گدایی افتاده اند.
بیت دوم: بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
این بیت یک شاهکار زبان فارسی است. درود بر حافظ شاعر زمانه ها استعاره های که در این بیت به کار رفته خیلی ظریف و پر معنا است. معنای نزدیک این بیت: رواق زبرجد یعنی آسمان، زر یعنی آفتاب، این آفتاب است که کریمانه گرما و روشنایی خود را بر تمام زمین پخش می کنند بدون هیچ چشم داشتی و معنای کرم دقیقا همین است.
اینجا نکویی اهل کرم را به نور و گرمی خورشید تشبه کرده است. آفتاب نامیرا است این انسان ها هستند که می آیند و میروند. پس نیکویی هم مانند آفتاب ماندگار است انسان های کریم اگر بمیرند باز هم نام و یاد شان باقی خواهد ماند. این دو بیت در یک خط معنایی سیر می کند. اول به توانگر گفت دل ناداران را به دست آور چرا ؟
چون پول و دولت ماندگار نیست تنها چیزی که ماندگار است همان نیکویی و کرم است.
مهدی مهدی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۴ در پاسخ به میلاد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳: