گنجور

حاشیه‌ها

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

ای توانگر مَفُروش این همه نِخوَت که تو را

سر  و  زر  در  کَنَفِ  هِمّتِ  درویشان  است

 

حافظ به  نکته یِ بسیار باریک و شگرفی اشاره دارد که توانگران که از نظرِ ثروت (زَر) و جایگاهِ اجتماعی سری تویِ سرها هستند و شناخته شده اند (سَر) , همگی به همت و لطف افرادی است که در دستگاهِ ایشان با جان و دل برای رضای خدا تلاش می کنند که نفع و بهره مستقیم آن اول از همه, متوجهِ توانگران خواهد  بود.

حافظ به توانگران این نکته را گوشزد می کند که قوام و دوام این دَم و دستگاه به خاطر وجود این افراد درویش صفت است که بدون توجه به میزان حقوق و شرایط کاری از جان و دل  و خالصانه مایه می گذارند, بنابراین لازم است که نسبت به شرایط زندگی آنها توجه کافی داشت و نسبت به معیشتِ آنها بی تفاوت نباشند.

هر توانگری که دچار غرور و نخوت شود و همه موفقیت ها و دستاوردها رو متوجه وجودِ خود بداند و نسبت به زحماتِ ایشان قدردان نباشد, این توانگری به مرورِ زمان از بین خواهد رفت.

مصداق های عینی این بیت به دفعات زیاد در پیرامون خود مشاهده کرده ایم و خواهیم کرد.

 

ابوغرب> میسان> عراق {۷ فوریه ۲۰۲۴}

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹:

پِی را رسانده اند به راهِ خیالِ ما

عنقاء مغرب در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۲ در پاسخ به omid دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:

منظور از باده فروش علی علیه السلام می باشد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۳:

ناکرده شرح ، پیشِ تو معلوم حالِ ما

محمود صدری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۴ در پاسخ به رامین دانشور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۱:

آقای دانشور عزیز، احتمالا واژه اصلی، «مفخر» بوده است به معنای چیزی یا کسی که موجب افتخار است. با چنین اصلاحی، وزن مصرع درست می‌شود

فرهود در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۴ - مقالت سوم در حوادث عالم:

گفته گروهی که به صحرا درند ...

بی‌راه نظامی را پادشاه شاعران نخوانده‌اند:

 

گفته گروهی که به‌صحرا درند

که‌ای خنک آنان که به دریا درند

وانکه به دریا در سختی‌کش است

نعل در آتش که بیابان خوش است

«نظامی»

 

بر سر قایقش اندیشه‌کنان قایق‌بان

دائماً می‌زند از رنج سفر بر سر دریا فریاد:

اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی می‌داد.

*

سخت طوفان‌زده روی دریاست

ناشکیباست به دل قایق‌بان

شب پر از حادثه، دهشت‌افزاست.

*

بر سر ساحل هم لیکن اندیشه‌کنان قایق‌بان

ناشکیباتر بر می‌شود از او فریاد:

کاش بازم ره بر خطه‌ی دریای گران می‌افتاد!

«نیمایوشیج»

 

علی پور در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۴:

معنی ای سردهان در این شعر چیست؟ یعنی ای ساقیان؟

حسین حسین زاده حصاری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

به نظر من مولانا از زبان خداوند گفته ..بعضی از دوستان فکر می‌کنند مولانا به خدا میگه...که این اشتباهه ...و من الله توفیق..

بابک بامداد مهر در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۹ در پاسخ به Sepide دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴:

سلام بدیهی است وزن دچار اشکال می شود

جباری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۶۸۴:

خیلی خیلی زیباست.

حمید رها در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۸ در پاسخ به پوریا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۶:

درود. بیت دوم

مهرگیاه  درخت مهربانی و وفاست . درختی است که ریشه بلند و گوشتی ان  شبیه انسان است .  و گفته اند هر که  قسمتی از گیاه را با خود داشته باشد همه به او علاقمند میشوند و مهر می ورزند .

شاعر علاقه و مهرورزی خود را بیشتر و بیشتر  اعلام میکند حتی اگر معشوق درخت دوستی را  از بیخ و بن بر کند . 

یعنی جور و جفای معشوق سبب ان نمیشود که دل از او بکند و درخت عشق او بخشگی گراید بلکه پر بار تر میشود.

حمید رها در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۶:

سلام . نمیدانم چرا دوستان فرهیخته ،نسبت به یک انتقاد کوچک بغض نشان میدهند و از بکار گیری کلمات زیبا  بهره نمی گیرند .

 بدیع  صفت مشبه است .اسم فاعل  یا صفت فاعلی نیست ،  مُبدِع را میتوان بعنوان  صفت فاعلی  به معنی مبتکر یا آفریننده  د

ر نظر گرفت . در آیه مذکور  بدیع  صفت است برای  الله که محذوف است ،فاعل الله است نه بدیع .

بدیع در بیت یعنی خوش چهره ، زیبا روی  

میگوید تو که خوشرو هستی  و مایه کدورت نیستی بلکه سبب فرحبخشی هستی ،حیف است بیوفت باشی .

 

محمد حسین در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی طلب » حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم:

بعد از آن ابلیس گفت آن گنج پاک

چون مرا روشن شد، از لعنت چه باک

آرش محمدی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۳ در پاسخ به عبد دلدار دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۲۵ - گریه کن:

کلنل محمدتقی خان پسیان در سن ۳۰ سالگی در سال ۱۳۰۰ در قوچان کشته شد

این بیت هم بر بر پیکر بی جان و سر بریده ایشان توسط عارف قزوینی سروده شد؛

این سر که نشان سرپرستی ست

امروز رها ز قید هستی ست

با دیده عبرتش ببینید

این عاقبت وطن پرستی ست

و بعد هم این تصنیف رو در رثای ایشون سرودن و اجرا کردن

Hamdullah Hamidi در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹:

به بیان مولانا این عشق است که، انسان رو از تمام عیب ها پاک می کند

حمید صیادی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

بیت چهارم مصرع اول «گر باغبان بر روی ما....» صحیح تر نیست؟

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۹ - وله:

سرخاب =عقاب

سید مصطفی سامع در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در مدح حضرت امام موسی کاظم(ع):

زهر کینه
درون  محبسِ عدو شهی خدا خدا کند 
به دست و  پا وگردنش غلی بود  دعا کند

سیاه چاله ای  شدست مکان زادهِ رسول
عدوِ  دونِ  پستِ بد به او ز حد جفا کند

کجا روا بود ستم کجا چنین جفا شود؟
 شکنجه ها چرا  برآل نیکِ مصطفی کند؟

ز بس  نموده  ذکر رب شهنشهی نیکو نسب
 به تن  ز حلقه های غل شنو که هم نوا کند

بسوخت  قلب  پاک  او ز  زهر  کینه  عدو
چه سوزشی که آتشی به قلب ماسوا کند 

ز هر جهت رسد  صدا  شنو تو سامعا همی
چه شیونی ، چه ماتمی، که عالمی به پا کند

سه شنبه 17-دلو-1402

پیمان ساری اصلانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست:

آنچه در جهان اتفاق می افتد کاملاً متفاوت از استنباط ما انسانها ست چرا که وجود ما انسان‌ها اتفاقات را تغییر می دهد و این دنیا زیباست برای کسانی که زیبا فکر می کنند وزشت است برای آنها که زشت می اندیشند.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۴:

سبب شد این طریقت ، فتحِ ابوابِ جهنّم را

۱
۸۱۴
۸۱۵
۸۱۶
۸۱۷
۸۱۸
۵۷۲۹