گنجور

حاشیه‌ها

همیرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):

در این صفحه می‌توانید نکات جالبی راجع به این تصنیف بخوانید و همینطور به اجراهای معروف آن گوش دهید:
پیوند به وبگاه بیرونی

ناشناس در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۰ - زن در ایران:

نور دانش را ز چشم زن نهان می داشتند ...
نهان ... نه پنهان
از نظر وزنی پنهان ایراد دارد
منبعی برای نهان ندارم اما خودتون بیشتر تحقیق کنید
---
پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهاد شما «پنهان» با «نهان» جایگزین شد.

مجید سیدی در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

به همگی دوستان هنردوستم پیشنهاد می کنم ساز و آواز و تحریر این شعر را که اثر آقای محمدرضا شجریان است بشنوید.

ایرج در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۴:

بگویش که در جنگ مردن به نام
به از زنده دشمن بدو شادکام
واقعا مرد بزرگی بوده است. که این جواب دندان شکن را به سعد وقاص داده است. با افتخار مردن در جنگ بهتر از زندگی با ننگ می باشد

امید در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
از حافظ

مجید سیدی در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

حافظ می فرماید:
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار

سیاوش در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

در اوج زیبائی کلام شاعر ، به صداقت و قداست عشق و درک مفهوم واقعی عشق در فراغ و حزن بعد از وصال و مهم تر آنکه هر آنچه معشوق خواست کند و اجرا کند می رسم و اینکه غافلم از جبر روزگار . ای دل بسوزی ای دل ...

سیاوش در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی:

با اینکه تجربه ی سنی ایشان را ندارم ولی با تمام وجود درک می کنم که چه می گوید 24 .

سیاوش در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی:

احسنت به ظرافت طبع شاعر پارسی که کلمات را به عرش میبرند تا مفهومی را در فرش زمین به یاران خود بگویند . اوشو عارف هندی مکررا به زیستن ده دوره ی هفت ساله انسان تاکید دارد . همان هفتاد سالگی .

مجید سیدی در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:

با تشکر از ارائه نظرات دوستان و با عرض پوزش:
در حاشیه نویسی بر نظر جناب علیزاده باید گفت که ترکان سمرقندی در دیوان حافظ کنایه از زیبارویان است که با عشوه و غمزه دل و دین به غارت می برند. از آنجا که معروفترین آشوبگر و غارتگر در زمان حافظ مردی ترک تبار و به ظاهر کامل به نام تیمور لنگ بوده حافظ همواره دلبری و عشوه گری مهرویان را به غارتگری ترکان تشبیه نموده است.
همچنین:
با تشکر از آقای مهرداد منطقیان باید عرض کنم ایراد مطرح شده از سوی ایشان درست نبوده و بر اساس تصحیحات معتبر رویت شده بیت مزبوطه صحیح درج شده است.

منصور محمدزاده در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۴ - اندر بستن دایه مر شاه موبد را بر ویس:

خواهشمند است این ابیات را بدین صورت اصلاح فرمایید:
اگر تو مر مرا چاره نجویی
وزین اندیشه جانم را نشویی
چه مرگ آید به پیش من چه موبد
که روزش بادهمچو روز من بد
یکی نیزنگ(؟) سال از هوشمندی
مگر مردیش را بر من ببندی
چو سالی بگذرد پس بر گشایی
رهی گرددت(؟) چون یابد رهایی
مگر چون زین سخن سالی بر آید
به من بر روز بدبختی سر آید
سیه دل گشتی از رنج آی(؟)
سیاهی از شبه نتوان زدودی
ندانم چاره جز کام تو جستی
به افسون شاه را بر تو ببستی
کجا آنگه روی هر دو بیاورد
طلسم هر یکی را صروتی کرد( کل بیت نقص دارد)
کجا تا آن بود در آب و در نم
بود همواره بند شاه محکم
قضای بد ستیز خویش بنمود
نگر تا زهر چون بر شکر آلود
تبه کرد آن نشان و زمین را
ببردی آن بند شاه بافرین را( کل بیت نقص دارد)
قضا کرد آن زمین را رودخانه
بماند آن بند بر شه جاودانه
بگویم با یک یک حال آن ماه
چه با دایه چه با رامین چه با شاه
پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۳ - آگاهى یافتن دایه از کار ویس و رفتن به مرو:

خواهشمند است این ابیات را بدین صورت اصلاح فرمایید:
جهان تاریک شد بردیدگانش
تو گفتی دود شد در مغز جانش
نرسته نار دو پستانت از بر
هوای تو برست از هفت کشور
ترا از شهر خود بیگانه کردند
مرا در شهر خود دیوانه کردند
مرا دیدار تو ایزد چو جان کرد
ابی جان زندگانی چون توان کرد
به یک هفته به مرو شاهجان شد
تن بیجان تو گفتی نزد جان شد
ترا در دست موبد داد مادر
پس آنگه از پست نامد برادر
اگر چه شاه و شهزادست ریرو
به شاه و پادشاهی نیست چون او
و گر پیوند ویرو با تو بشکست
جهانداری چنین با تو بپیوست
به قد از تخت سروی بر جهانی
به روی از کاخ باغی بشکفانی
دهی خورشید را از چهره تصویر
نهی بر جادوان از زلف زنجیر
جوانی داری و خوبی و شاهی
فزون تر زین که تو داری چه خواهی
مکن بر حکم یزدان ناپسندی
مده بی درد ما را دردمندی
ز فریاد( فریادت؟ فریادی؟) نترسد حکم یزدان
نگردد باز پس گردون گردان
جوابش داد ویس ماه پیکر
که گفتار تو چون تخمی است بی بر
چو او را بود ناکامی به فرجام
مبیند ایچ کس دیگر ز من کام
دگر باره زبان بگشاد دایه
که بود اندر سخن بسیار مایه
چو باز آید نبیند گنج بر جای
بماند جاودان با حسرت و وای
هر آن کاو برمنش با شدبه گشی(؟)
نباشد عیش او را هیچ خوشی
همی گفت آه از بخت نگونسار
که یکباره ز من گشتست بیزار
قضا بارید بر من سیل بیداد
قدر آهیخت بر من تیغ فولاد
دو گیسو در برافگنده کمندش
پری در زیر آن هر دو پرندش
اگر فرزانه آن بت را بدیدی
چو دیوانه به تن جامه دریدی
وگر رضوان بر آن بت بر گذشتی
به چشمش روی حوران زشت گشتی
چو ماهی در چمن گاه بهاران
ستاره گرد ماه اندر مزاران
که داند کرد یک یک در سخن یاد
که شاهنشاه وی را چه فرستاد
پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۲ - رسیدن شاه موبد به مرو با ویس و جشن عروسى:

خواهشمند است این ابیات را بدین صورت اصلاح فرمایید:
ز بس نفش وشی چون شوشتر بود
ز بس سرو چون غاتفر بود( بیت به طور کامل تصحیح شود)
نه گفتاری که او گفتی شنودی
نه روی خوب خود او را نمودی
چو باغی بود روی ویس خرم
ولیکن باغ را در بسته محکم
پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

امیررضا میناکاری در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

بیت دهم
باد را افزون بده تا .....
باید اینچنین باشد
باده را افزون بده تا ....
---
پاسخ: دوستانی که به دیوان چاپی شمس دسترسی دارند درست آن را اطلاع دهند.

یوسف جهانگیری در ‫۱۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

اشعار سعدی و شاعران بزرگ همه دارای حکمت ها و آموزه های بزرگی هستند من نظر شما رو به آخرین بیت جلب می کنم که سعدی به نحوی موضوع " در زمان حال زندگی کردن" رو که امروزه خیلی روانشناسان به اون تاکید می کنند بیان می کنه. دیروز و گذشته خستگی تاریخ است و فردا نامعلوم پس حال را غنیمت شمر.

بهنام ملکی در ‫۱۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲:

سلام
مصرع دوم بیت اول را در یک کتاب به صورت زیر خوانده ام:
دل تهی از خوب و زشت چرخ اختر داشتن
مصرع دوم بیت سوم را نیز به صورت زیر خوانده ام:
تن بیاد روی جانان اندر آتش داشتن
---
پاسخ: با تشکر، مورد دوم به لحاظ اشکال در قافیه مسلماً مردود است، مورد اول را با مجموعه اشعار پروین اعتصامی چاپ انتشارات نگاه مقایسه کردم، مطابق همین است که در متن آمده. تغییری اعمال نشد.

سید محمد رضا طاهر خرم آبادی در ‫۱۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۸:

متن کامل غزل:
ای در چمن خوبی رویت چوگل خودرو
چین شکن زلفت چون نافه چین خوش بو
ماهست رخت یاروزمشکست خطت یا شب
سیمست برت یا عاج سنگست دلت یا رو
لعلت به در دندان بشکست لب پسته
زلفت بخم چوگان بربوددلم چون گو
آن رایحه زلفست یا لخلخه عنبر
یا غالیه می ساید درباغچه حسن او
گفتی سخن خودرابایار بباید گفت
ایکاش توانستی گفتن سخنی با او
بدگوی تو آن با شد کز یارکند منعت
گریارنکوباشد مشنو سخن بدگو
بامابه این میباش تاراز نگرددفاش
نبود بد اگر باشی با دلشدگان نیکو
استاد سخن سعدیست پیش همه کس اما
دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو
---
پاسخ: با تشکر از زحمت شما، غزل مطابق نقل جنابعالی نقل شد، بیت آخر در منبع اولیه این گونه نقل شده بود:
استاد غزل سعدیست نزد همه‌کس لیکن
دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو

ناشناس در ‫۱۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » تشنهٔ درد:

zaheran dar beite yeki mande be akhar, mei ya mee bayad tabdil be hei shavad.
---
پاسخ: با نسخهٔ چاپی (انتشارات زوار، کلیات رهی، 1387) مقایسه شد، مطابق همین است که در متن آمده. تغییری اعمال نشد.

منصور محمدزاده در ‫۱۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۱ - دیدن رامین ویس را و عاشق شدن بر وى:

خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:
ز روی ویس بت پیکر عماری
به راه اندر چو پر گوهر سماری
چو تنگ آمد قضای آسمانی
که بر رامین سر آید شادمانی
گرفته زاتش دل مغز سرجوش
هم از تن دل رامین هم ز سر هوش
همی گفتی چه بودی گر دگر راه
نمودی پشت نیکم روی آن ماه
شدی رحمش به دل از روی زردم
ببخشودی برین تیمار و دردم
چه بودی گر کسی دستم گرفتی
یکایک حال من با او بگفتی
بس است این درد عاشق را که هموار
بود با درد عشق و حسرت یار
پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در ‫۱۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال:

خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:
فراوان دانش و گفتار زیبا
ز شیرینی سخنهای فریبا
به من ده ماه پیکر دخترت را
ز کین من رها کن کشورت را
بران دز نیز شهرو همچنان کرد
بیامخت آنچه برج آسمان کرد
کجا در گاه دز بر شاه بگشاد
به دز در شد هم آنگه شاه دلشاد
سپاه آسمان اندر رإوارإو(؟)
شب آسوده به سان کام خسرو
به سان چرخ ازرق چترش از بر
نگاریده همه چترش به گوهر
مه و خورشید هر دو رخ نهفته
به سان عاشق و معشوق خفته
مشعبدوار چابک دست بودی
عجایبهای گوناگون نمودی
جوانمردی به سان پاسبانی
به دست اندرش زرین طشت و خوانی
یکی بی اسپ همواره عنان دار
یکی دیگر چو مار افسای با مار
نمود اندر جنوبش تیره جویی
زبس پیچ و شکن چون جعدمویی
یکی پیکر به سان ماهی شیم
پشیزه بر تنش چون کوکب سیم

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

۱
۵۵۹۵
۵۵۹۶
۵۵۹۷
۵۵۹۸
۵۵۹۹
۵۷۲۳