گنجور

حاشیه‌ها

مجید سیدی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۶ - در منقبت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع):

در مصرع "فتنه را لشگر شکن سرفتنه را تارک شکافت" به نظر صحیح تر می آید که نوشته شود
"فتنه را لشگر شکن سرفتنه را تارک شکاف"
---
پاسخ: تغییر این مورد را منوط می‌کنیم به مقایسهٔ دوستان با نسخهٔ چاپی.

fatemah faryabi در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس:

lutfan dar misra-ye 1 az bait-e 5 "chamaneen" baa "chuneen" jaayegozeen shavad. tashakkur az shuma"
---
پاسخ: با تشکر، با نسخهٔ چاپی مقابله شد، همین است (چمین)، تغییری اعمال نشد.

علیرضا دانایی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

آورده اند که حافظ
32
آورده اند که شش تن از خواتین معزز شیراز بی بی فلان و خاتون بهمان و بیگم بیسار و خانم تکپنهان که با هم عقد خواهری و "احوال کاف سین ددری و طاباقاف سعتری" داشتند و در شهر به "سته ی حسناء" یا "حسان سته" یعنی "زیبایان ششگانه" معروف بودند، و هر یک مزیتی خاص داشتند، از مال و منال و کمال و جمال و دلال و جلال، روزی بر سر مزار حافظ انجمنی کرده بودند. خوش می گذراندند، از هر دری سخن می راندند و بیعاری و لوندی می کردند.
عاقبت گفتگوشان به اینجا رسید که اگر حافظ زنده می بود، کدامیک از مارا با مزیتی که داریم، بیشتر می پسندید و بر می گزید! در این باب چنان که خصلت این جنس است، پر حرفی ها کردند. سر انجام یکی از ایشان گفت: "اگر در این داوری خود خواجه را به داوری طلبیم، بهتر است." چنین کردند.
فالی از دیوان گزارشگر رازهای نهان گرفتند، چنین آمد:

شیراز معدن لب لعل است و کان حسن
من جوهری مفلسم ایرا مشوشم
شهری ست پر کرشمه و خوبان ز شش جهت
دستم تهی ست ور نه خریدار هر ششم

ریحانةالادب و رشحات العبر

بر گرفته از
حریم سایه های سبز
مجموعه مقالات1
مهدی اخوان ثالث
م. امید
زیر نظر مرتضی کاخی
انتشارات زمستان
چاپ دوم، بهار 1372

فرید خالقی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۴:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب:

در مصراع
زو برون آر از وثاق آن شیشه را
((رو)) به اشتباه ((زو)) نوشته شده است. این بیت باید به صورت زیر صحیح گردد
گفت استاد احولی را کاندر آ
رو برون آر از وثاق آن شیشه را
---
پاسخ: با مثنوی انتشارات زوار مطابق نسخهٔ قونیه مقابله شد، همین است (زو)، تغییری داده نشد.

میلاد در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

به نظر من خیام دیگه از این روشنتر نمیتونسته دین خودش رو معرفی کنه اگه شما فارسی نمیدونید مشکل چیز دیگست . در ضمن اینکه دین خیام چی بوده مهم نیست اینکه ما چه برداشتی از اشعارش میکنیم مهمه
2. یکی از دلای تفسیر مذهبی از این نوع اشعار اینکه اگه اینجوری اصل قضیه رو ماست مالی نمیکردن هم سر شاعر به باد میرفته و هم اشعارش رو نابود میکردن بنا بر این تفسیر مذهبی حربه ای بوده برای حفظ اثار

نگین شکروی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۸:

بادرود وسپاس فراوان
" بگفتا نیک مردی کن نه چندان" صحیح است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

Mitra در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۴۶ - به یاد عشقی:

lotfan tozih dahid ke in abyat dar mored che kassy ya chee mozou yee neveshteh shodeh.

فرهاد در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

شاه بیت هاتف اصفهانی در این غزل است.
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
نصف شهرت هاتف به خاطر این بیت است!

ناشناس در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۹:

ای ازفروغ رویت روشن چراغ دیده
مانند چم مستت کس در جهان ندیده
همچون تو نازنینی سرتا به پا لطافت
گیتی نشان نداده ایزد نیافریده
از سوز سینه هردم دودم به سر برایت
چون عود چند باشم در آتش آرمیده

سید عریز الله در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

خرامش در دل هر ذره صدتوفان جنون دارد
خرامش در دل هر ذره صد طوفان جنون دارد
---
پاسخ: با تشکر، «توفان» دو املایی است، هم توفان و هم طوفان درست است.

ناشناس در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۸:

مصرع اول این است:
درشتی و نرمی به هم در به است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

علیرضا دانایی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

آورده اند که حافظ
(30)
آورده اند که شاه اسماعیل سر سلسله ی صفویان در آن ایام که همه می کوفت و پیش می رفت، به هر جا می رسید مزارها و مقبره های مشاهیری را که به تسنن معروف بودند، از سر جوانی و تعصب، ویران و با خاک یکسان می کرد. وقتی به مقبره ی حافظ رسید، از آنجا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم حافظ محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد، از امرا و اصحاب صلاح پرسید، حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: "باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد! چون حافظ هم رند و لاابالی بوده، هم شیعه نبوده. " یکی از اصحاب - ملا سید عبدالله تبریزی - که از بس در کارها سمج بود شاه اسماعیل به او "ملا مگس" لقب داده بود (و همیشه همه جا او را ملا مگس می خواند و این لقب او سخت مشهور و زبانزد همگان شده بود، چنان که نام و عنوان اصلی او را کم کم به فراموشی سپرده بود)، در خراب کردن مقبره ی حافظ از همه بیشتر اصرار می کرد و ترکتازانه داد سخن می داد. عاقبت شاه اسماعیل گفت: "از دیوانش فال می گیریم." و گرفت. خوشبختانه به دلخواه شاه اسماعیل این بیت منسوب به حافظ آمد که

حافظ ز جان محب رسول است و آل او
حقا بدین گواست خداوند داورم

شاه اسماعیل خوشحال شد و لبخند خرسندی به لب آورد و از ویران کردن مزار حافظ درگذشت. اما ملا مگس همچنان پافشاری می کرد. شاه اسماعیل باز دیوان را برداشت، گفت: ای خواجه جواب ملامگس مبرم را هم بده." و فال گرفت و گویای مورد و مقال و حال، این بیت فال بر آمد

ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری

مجالس المؤمنین، از سعدی تا جامی، ریحانة الادب

برگرفته از
حریم سایه های سبز
مجموعه مقالات 1
مهدی اخوان ثالث
زیر نظر مرتضی کاخی
انتشارات زمستان
چاپ دوم، بهار 1372

Sina eslami در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

haghan ke hazrate hafez be divane ghazal sadr neshine haghan

نگین شکروی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

با درود وسپاس فراوان
بیت ششم ،بر اساس کتاب کلیات شمس تبریزی،انتشارات امیرکبیر،چاپ دوم،سال 1341، به همین صورت صحیح است
(گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی)

نگین شکروی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱ - نیروی اشک:

بادرود وسپاس فراوان
لطفا" این موارد اصلاح شوند:
بیت پنجم: موج
بیت ششم:
برخاست تا برون بنهد پای زآن سرای
کو را دگر نبود مجال اقامتی
بیت هفتم:
سرو روان چو عزم جوان استوار دید
افراخت قامتی که عیان شد قیامتی
بیت نهم: زبان
دربیت دوازدهم نیز بر طبق نسخه ای که هم اکنون در دسترس من است(دیوان رهی معیری،انتشارات نگاه،سال 1385)، بجای "نسبتی"، "الفتی" نوشته شده که کلام را بسیار دلنشین تر می کند.
---
پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما تصحیح شد. نسخهٔ در اختیار من هم (کلیات رهی/انتشارات زوار) «الفتی» آورده بود.

لیلی موسوی در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۲ - عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر:

سونیا عزیز من با توجه به اون چیزی که در لغت نامه ی دهخدا نوشته شده بود اینطور برداشت کردم که منظور از ترنج همان چین و شکن زلف یار و طنازی یار است. امیدوارم درست منظور را رسانده باشم.

علی بی ستاره در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

به نظر من اگر بجای شکک شککی نوشته شود باید برای بهم نخوردن قافیه بجای خیالی خیال نوشته شود و الا همینطور صحیح است

مجید در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:

می خوردن و مست شدن در نظر عرفا به همواره به معنی مستی و بیخبری از دنیا تلقی شده است و دلبر و جانان عارف نیز همیشه حضرت حق بوده و نهایت آرزوی عارف وصال دائم به اوست , اگر از جهان طمع بریدیم و در بند چون و چرایی زمانه گرفتار نشدیم و اگر بیخبر از دنیا به وصال دوست رسیدیم قطعا" به لطف خدا هم و غم روزگارمان نیز سپری خواهد شد , انشاءالله .

شهاب در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۳:

بیت معروف
بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا /
بسم الله ای شمس الضحا بسم الله ای عین الیقین
را حسام الدین سراج در پایان تصنیفی که ابیات آن از غزل قبلی (1792) می باشد خوانده است ولی تصنیف و آلبوم به همین نام "بسم الله ای شمس الضحی" می باشد.

fatemah faryabi در ‫۱۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:

lutfan dar misra-ye ahkerin kalamah "saalash" baa "sawaalash" jaayegozeen shavad. sepaas az shuma
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

۱
۵۵۹۷
۵۵۹۸
۵۵۹۹
۵۶۰۰
۵۶۰۱
۵۷۲۹