مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۷:
به استناد نسخه تصحیح شده مرحوم محمد علی فروغی _ انتشارات ققنوس _ چاپ دهم پاییز 74
این بیت در نسخه الکترونیکی سایت گنجور محذوف شده
نه چندان بخور کز دهانت بر آید
نه چندان که از ضعف ، جانت برآید
---
پاسخ: با تشکر، اضافه شد.
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۹:
3بیت از ابیات این حکایت حذف شده
به استناد نسخه ی تصحیح شده مرحوم محمدعلی فروغی
موسسه نشر علوم نوین _ انتشارات ققنوس
چاپ دهم _ پاییز 74
یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است و زمام عقل از دست داده به فرمودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که در شرف نفس انسان چه خلل دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی؟ گفت
کاش آنانکه عیب من جستند
رویت ای دلستان ، بدیدندی
تا به جای ترنج در نظرت
بی خبر دستها بریدندی
***این بیت عربی قبل از ابیاتی که نوشته شده وجود دارد که در اینجا حذف شده
و رب صدیق لا منی فی ودادها
الم یرها یوما فیوضح لی عذری
همچنین :
تا حقیقت معنی بر صورت دعوی گواه آمدی فذلکن الذی لمتننی فیه ملک را در دل آمد جمال لیلی مطالعه کردن تا چه صورتست موجب چندین فتنه. بفرمودش طلب کردن. در احیاء عرب بگردیدند و به دست آوردند و پیش ملک در صحن سراچه بداشتند. ملک در هیأت او نظر کرد شخصی دید سیه فام باریک اندام در نظرش حقیر آمد به حکم آن که کمترین خدّام حرم او به جمال ازو در پیش بودند و به زینت بیش. مجنون به فراست دریافت گفت از دریچه چشم مجنون باید در جمال لیلی نظر کردن تا سرّ مشاهده او بر تو تجلی کند
*** این بیت در ابتدا آمده که نوشته نشده
ما مر من ذکر الحمی بسمعی
لو سمعت ورق الحمی صاحت معی
سپس این بیت نوشته شده :
یا مَعشَر الخُلاّن قولوا لِلمعا
فی لستَ تَدری ما بِقلبِ الموجَع
*** مجددا این بیت حذف شده است
تندرستان را نباشد درد ریش
جز به همدردی نگویم درد خویش
---
پاسخ: با تشکر، ابیات جاافتاده طبق فرموده اضافه شد.
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی:
اولئکَ لَهم رزقٌ معلومٌ
آنان روزی معین خواهند داشت
سوره صافات آیه 41
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی:
: آیا پیامبر اسلام (ص) به فقر افتخار می کند؟!!!
‹‹ الفقر فخری ›› یعنی فقر، افتخار من است . این عبارت حدیثی است که گاه شنیده می شود ، برخی از خطباء و سخنرانان آن را، بر زبان جاری می کنند و واژه ‹‹ فقر›› را به معنی نداری و فقدان معیشت خوب، تنگدستی و بینوایی و عدم بضاعت مالی پنداشته اند. و به مردم القاء می کنند که پیامبر به نداری افتخار کرده است !. در مقابل این حدیث ‹‹ کاد الفقر ان یکون کفراً ›› یعنی ؛ فقر نزدیک است به کفر منجرّ شود. روایت شده است. چنانچه واژه ی فقر را در این دو حدیث به معنای ‹‹ نیاز مالی ›› بدانیم ، آیا به تناقضی آشکار بر نمی خوریم ؟!
راغب اصفهانی در ‹‹ المفـردات فی غریب القرآن ›› برای واژه ی ‹‹ فقر ›› چهار معنی و مراد مختلف برشمـرده است:
(1) فقر به سوی پروردگار که در دعای زیر به آن اشاره شده است : اللهمّ أغننی بالافتقار إلیک و لاتفقرنی بالإستغناء عنک ›› یعنی ؛ خدایا مرا بی نیاز گردان با نیازمند گرداندن من به سوی خودت و نیازمند نگردان مرا با بی نیازی من از خودت. و در آیه ی شریفه ‹‹... ربّ إنّی بما أنزلت الیَّ من خیرٍ فقیرٌ ‹‹ ( قصص /24 ) ترجمه ی آیه : ‹‹ ... پروردگارا من به هر خیری که سویم بفرستی سخت نیازمندم . ››و شاعر نیز نزدیک به همین مضمون سروده است :
ویعجبنی فقری الیک و لم یکن * لیعجبنی لولا محبّتــــک الفقر
شگفت انگیز است فقر ونیاز من به سوی ذات تو ، لکن ؛ فقر و نیاز من برای محبّت و دوستی با تو شگفت آور نیست.
(2) فقرروحی که مصداق آن ‹‹ حرص ›› است . همانگونه که در روایت شریف نبوی ( ص) وارد شده است : ‹‹ کاد الفقر أن یکون کفراً ›› چه بسا که حرص و آزمندی ، انسان را به وادی کفر بکشاند. و در مقابل آن بی نیازی روحی قرار دارد که فرمود : ‹‹ الغنی غنی النفس ›› : زیباترین مصداق بی نیازی ، بزرگ منشی و غنای درون است. و منظور این است که ، آنکه قناعت پیشه نکند ، وجود اموالش در بی نیازی او سودی نخواهد داشت.
نتیجه : ‹‹ الفقر فخری ›› یعنی فقر به درگاه الهی افتخار من است . کسی که خود را به درگاه الهی نیازمند و فقیر احساس می کند فرقی ندارد اینکه به لحاظ مال فقیر باشد یا غنی. شاعر می گوید :
خاک نشینی است سلیمانـِــیـَــــم * عــار بُوَد افســر سلطانـِـیــَــــم
هست چهل سال که می پوشمش * کهنــه نشـد خلعت عریانـِـیـَـــم
و ‹‹ کاد الفقر ان یکون کفرا ›› یعنی حرص و ولع ممکن است آدمی را به ناخوشنودی از قضا و قدر الهی ( در همین سایت مبحث قضا و قدرخدا موجود است ) و به کفر منجرّ کند . به مانند مورد قبلی تفاوتی ندارد در این مورد شخص حریص به لحاظ مال فقیر یا غنیّ باشد.
و مولانا می گوید :
چیســــت دنیـــــا از خــــدا غافــــل بُدَن * نی قُمــــاش و نقــــره و میــــزان و زن
شیخ اجلّ سعدی در گلستان آورده :
آن شنیدستی که در اقصای غور / بار سالاری بیفتــــاد از ستــور
گفت چشم تنگ دنیا دوســـت را / یا قناعــت پر کند یا خاک گـــور
یک مثل ترکمنی می گوید : ‹‹ غریب نامه غریب ، عقله غریب ! ، اودین بیله سوه غریب ›› یعنی آدم فقیر کیست ؟ کسی است که به عقل و اندیشه فقیر باشد ! کسی که به لحاظ عقل و اندیشه کمبود داشته باشد از فراهم کردن کمترین مایحتاج زندگی از قبیل ؛ آب و هیزم که در گذشته از مواهب طبیعی بوده و از رود و جنگل به راحتی تهیّه می شده ، عاجز و ناتوان است.
گرچه عادت پیامبران الهی چنین بوده که از خود مال و اموال به ارث نمی گذاردند و میراث داران آنها فقط ‹‹ عُلما ›› بوده اند ‹‹ العلماء ورثة الانبیاء ›› . لکن پیامبر عظیم الشأن اسلام که ‹‹ رحمة للعالمین ›› و‹‹ خاتم النبیین ›› است و در حقّ وی آمده ‹‹ لولاک لولاک لما خلقت الافلاک ›› ، در حدیثی برای امّت اسلام فرمودند :
‹‹ اعمل لدنیاک کأنّک تعیش ابداً و اعمل لآخرتک کأنّک تموت غداً ›› .
ترجمه : کارکن برای آبادانی دنیا گویی تا ابد زنده می مانی و کار کن برای آبادانی آخرتت گویی همین فردا می میری
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۳:
و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تَطِعْهما
واگر آنها کوشند که تو به من که خدای یگانه ام از روی جهل و نادانی شرک آوری در این جا هرگز از امر آنها اطاعت مکن
ماخوذ از سوره لقمان آیه 15
وَإِن جَاهَدَاکَ عَلی أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ
و اگر تو را وادارند تا در باره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک ورزی از آنان فرمان مبر و[لی] در دنیا به خوبی با آنان معاشرت کن و راه کسی را پیروی کن که توبهکنان به سوی من بازمیگردد و [سرانجام] بازگشتشما به سوی من است و از [حقیقت] آنچه انجام میدادید شما را با خبر خواهم کرد
همچنین سوره عنکبوت ایه 8 با کمی تغییر
وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ
و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی کند و[لی] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزی را که بدان علم نداری با من شریک گردانی از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوی من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام میدادید باخبر خواهم کرد
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۳:
متاسفانه حکایت بطور کامل نگاشته نشده
این بیت در انتهای حکایت وجود دارد که در اینجا محذوف است
هزار خویش که بیگانه از خدا باشد
فدای یک تن ِ بیگانه ، کاشنا باشد
---
پاسخ: با تشکر، اضافه شد.
حامد امینی در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » فریاد بیاثر:
غم در دل روشن نزند خیمخ اندوه ==>
غم در دل روشن نزند خیمه اندوه
گر چرخ دهدت قوت پرواز رهی را ==>
گر چرخ دهد قوت پرواز رهی را
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی:
الفقرُ فخری
فقر مایه ی فخر و مباهات من است
حدیث منسوب به پیامبر اکرم
اشاره به مقام فقر ذاتی در برابر غنای ذاتی خداوند است که اهل معرفت گویند و هم بیشتر اشاره به همان فقر ظاهری است که حقیقتا نداشتن امکانات دسترسی دارد نشان سلامت نفس و اخلاص دعوت او و مایه ی فخر و مباهات اوست
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۹:
اَعدی عدوِّک نَفسُک الَّتی بینَ جَنبیکَ
(حدیث نبوی)
دشمن ترین دشمنان تو نفس توست که میان دو پهلوی تو قرار دارد ( یعنی همان خود تو ست)
مهرزاد شایان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۲:
اَحْسَن کما اَحسنَ اللهُ الیک
نیکی کن چنانکه خدای با تو نیکویی کرد
ماخوذ از آیه 77 سوره قصص
وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ
و با آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنانکه خدا به تو نیکی کرده نیکی کن و در زمین فساد مجوی که خدا فسادگران را دوست نمیدارد
فرشاد منصوریان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۷:
در متن اعراب گذاری نشده ولی چاپ در دو جلدی غزلهای بیدل نوشته شده : از هوای سایهء دست کرم دُربار او
که به نظر بنده کردم دَربار درست تر می اید لطفا شما هم به این قضیه بیاندیشید
علیرضا شیرخدائی در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:
آیا کسی از دوستان معنی دقیق این دو بیت را می داند؟
ناشناس در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » شکوه ناتمام:
با درود وسپاس فراوان
در بخش پایانی غزلیات "رهی"، جای این غزل خالیست:
دردا که نیست جزغم واندوه،یارمن ای غافل از حکایت اندوه بار من
گرشکوه ای سرایم از احداث روزگار رحم آوری،به روز من و روزگار من
رنج است بارخاطرو زاری است کاردل این است ازجفای فلک،کاروبارمن
رفت آن زمان،که نغمه طرازان عشق را آتش به جان زدی،غزل آبدار من
شیرین ز میوه،سخنم بود کام خلق دردا که ریخت بادفنا ،برگ وبار من
عمری چو شمع درتب وتابم،عجب مدار گرشعله خیزد از جگر داغدار من
ور زآنکه همدمی است مرادلنشین غمی است پاینده باد غم،که بود غمگسار من
پیک مراد، نامه جان پرور ترا آوردو ریخت خرمن گل،در کنار من
یک آسمان ستاره و یک کاروان گهر افشاند بر یمین من و بر یسار من
شعری به تابناکی ونظمی به روشنی مانند اشک دیده شب زنده دار من
دیگر به سیر باغ وبهارم نیاز نیست ای بوستان طبع تو،باغ وبهار من
بردی گمان،که شاهدمعنی است ناشکیب در انتظار خامه صورت نگار من
غافل،که باشکنجه این درد جانگذار غیر از اجل،کسی نکشد انتظار من
فرداست ای رفیق،که از پاره های دل افشان کنی شکوفه وگل برمزارمن
فرداست،که از تطاول گردون رود به باد تنها نه جان خسته،که مشت غبارمن
واین شکوه هاکه کلک من ازخون دل نگاشت بر لوح روزگار بود یادگار من
این غزل زیبا،آخرین غزل این شاعر بزرگوار است که در شهریور 1347 و در بستر بیماری سروده است.
---
پاسخ: با تشکر، بعد از همین غزل به عنوان «آخرین غزل» اضافه شد. دوستان لطفاً در بازبینی در صورتی که نشانی منبع آن را میدانند ذکر کنند.
sohrab در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۶ - در ستایش شاهزادهٔ آزاد شجاع السلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب لله ثراه فرماید:
بسیار زیبا
ناشناس در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال:
خواهشمند است ابیات زیر را با توجه به شمارهٔ ابیات اصلاح فرمایید:
در بیت 3، صفراوان به فراوان و فریباص به فریبا
در بیت 20، کظورت به کشورت
در بیتهای 51 و 52، دذ به دز
در بیت 60، از رق به ازرق
در بیت 62، معضوق به معشوق
در بیت 80، ننودی به نمودی
در بیت 86، امدرش به اندرش
در بیت 88، هنواره به همواره
در بیت 91، ننود به نمود
در بیت 98، سیب به سیم
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
الهام شریف در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » خیالانگیز:
با سلام .
در مصرع دوم بیت 3 " افرو.زی " به " افروزی " اصلاح شود .
در مصرع دوم بیت 4 " م یمیرم " به " میمیرم " یا " می میرم " اصلاح شود .
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
الهام شریف در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » ترک خودپرستی کن:
با سلام و تشکر از سایت فوق العاده تان .
در بیت 8 بین "تا"و " بد" فاصله گذاشته شده است . اگر فاصله را بردارید کلمه " تابد " راحت تر خوانده می شود .
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
حسین فرج منیر در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
سلام
زیباست
با هر زبانی از معشوقش طلب نیاز کرده
خواهش،تهدید،کنایه،گلایه....
در بیت (صد دعا گویم...)به نظر میرسد کلمه صد با سین تایپ شده است
دوران دبیرستان نصفی از این شعر را توی دفتر انشایم نوشته بودم
جای تقدیر و تشکر است که شما عزیز با اینهمه زحمت این مجموعه را یکجا گردآوری کرده اید
ازتون ممنونم
---
پاسخ: با تشکر، «سد» با «صد» جایگزین شد.
علی لطفیان در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
آیا در مصرع آخر لغت "درک" صحیح نمی باشد؟
اصولا کاربرد "درد" در این بیت چه معنی می دهد؟؟
---
پاسخ: در تصحیح قزوینی-غنی «درد» آورده.
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۷: