کامران در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
شد این بندها را سراسر کلید یعنی چه؟
کامران در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
ابر ده و دو هفت کدخدای یعنی چه؟
حمید سبزواری در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش اول » بخش ۱ - المقالة الاولی فی التوحید:
همه بیچارهایم و مانده بر جای
برین بیچارگی ما ببخشای
به نظر می آید مارا ببخشای درست باشد
ممنون
آیت در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:
در بیت دهم در برخی نسخ به جای "خاک"، "داغ" آمده.
کوروش در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:
شهریار هم پای شعرای بزرگ مثل حافظ شعر گفته اما افسوس که در حد خود او به او توجه نکردیم
آیت در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است:
در بیت هفتم "آن سوی" باید به "آن سو" تبدیل شود.
فرشید در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » سیه مست:
درود
بیت دوم این شعر نوشته شده :
« ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست ؟ »
اگه اشتباه نکنم باید به جای رندان واژه ی مستان باشه .
شاد باشید
جواد دقیق در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی:
مصراع دوم در بیت می کوش به هر ورق که خوانی ظاهرا صحیح آن است که بگوییم می کوش به هر ورق که خوانی تا معنی آن تمام دانی
اکبر همایی از قروه ی درجزین همدان در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
مطرب عشق عجب سازو آوازی داردهر نقمه ای که در ساز خود نواخت آن نقمه بجایی هدایت میکند
مطرب :به طرب درآورنده،کسی که نواختن ساز وخواندن آواز شغل او باشد،
مطرب عشق یعنی عشقی که به طرب آورنده و نوازنده است
ساز: آلت موسیقی،نواختن،نغمه ،موسیقی
نوا :پرده موسیقی
حاصل معنی:این که عشق خنیاگری است که موسیقی شگفتی دارد زیرا هر آهنگی که می نوازد مارا به نکته ی تازه ای هدایت می کند.
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
عشاق:عاشقان ، نیزمقامی در موسیقی که ایهام دارد
یعنی چون عاشقان از روی دردو صفای قلب با معشوق راز ونیاز می کنند،نغمه ی آن ها به گوش خوش می آید وباز تاب نکویی دارد.
پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
دردیکش:کسی که درد شراب می نوشد
کنایه از باده نوش فقیر وبی چیز.
مقصود این که اگر پیر ما فقیر وبی چیز است و نمی تواند با زور و زر از ما حمایت کندخداوندی بخشنده و
خطا پوشی دارد که ما را مورد لطف خود قرار می دهد در حق ما دعا می کندوخدا که به او نزدیک است
دعایش را اجابت می نماید ومارا می بخشد
محترم دار دلم کاین مگس قندپرست
تا هواخواه تو شد فر همایی دارد
مگس:نماد پرنده حقیر و هما:نماد پرنده عالی وبا شکوه
شاعر قلب خود را به مگس قند پرست تشبیه کرده که از وقتی عاشق یارمثل قند شیرین شده در
خود احساس غرور وبلند پروازی می کند، چنان که گویی از مقام مگسی به مقام همایی رسیده است
پس احترام او را راعایت کن چون دیگر مثل مرغ هما ارزش ومنزلت پیدا کرده است.
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
پادشاهی که گدایی در همسایگی اوست،اگر حال اورا بپرسداز عدالت دور نیست.
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
اشک خون آلود خود را به طبیبان نشان دادم، گفتند چنین اشکی از عوارض عاشقی است
دوای جگر سوزی دارد و شاید دوای جگر سوز صبر و تحمل عاشق است.
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
غمزه:یک بار به چشم و ابرو اشاره کردن
اجر :پاداش نیک جزا: مکافات کیفر
مقصود این که چشمان تو با عشوه گری بر ما ستم می کنند،ما را به سوی خو د می کشند وخاطرمان
را آشفته می سازند تو از آن ها ستمگر میاموز،زی را در مذهب عشق هر کار نیک اجر ومزدی وهر کار
نا روا کیفری خواهد داشت-پس ستمگری غمزه هم بی مکافات نخواهد بود.
نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد
ترسا:مسیحی
می گوی آن مسیحی بچه ی باده پرست چه سخن زیبایی گفت :وقتی باده می خوری به نیت شادی کسی بخور که اهل صفا وصمیمیت باشد.
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند
و از زبان تو تمنای دعایی دارد
ای پادشاه حافظ که مقیم درگاه توست سوره ی الحمد خواند وتوقع دارد که تو هم دعایی بکنی.
maryam در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
tanha hesam ashk rikhtano hasrate.....
رامین در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:
با سلام
این شعر زیبای حافظ در زبان آذری به نظم کشیده شده
ای صبا،کئچسن یئتیشسن ساحل رود ارس
بوسه وور توپراقینه مشگین ائله اوردا نفس
منزل سلمی ده کی اولسون اونا یوزلر سلام
ساربانلار های کویو اوردان گلیر بانک جرس
دوستومون گلسه،قلم آغزیندا،حافظ دن آدی
پادشاه حضرت لریندن بس منه بو ملتمس
رامین در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:
با سلام
در جواب فرزااد جان مصرع شب روان را آشناییهاست با میر عسس درست میباشد
رهگذر در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۲ - تمهید:
سروده زیبایی بود. ممنونم.
آزاده در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
در بعضی نسخه ها و تصحیحات جسمانی آورده شده تا حق مطلب را بیشتر ادا کند
وحید رحمانی در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱:
سلام
خسته نباشید واقع سایت بی نظیری هست من دو بیتی های بابا طاهر رو خیلی دوست دارم و با این سایت در برنامه بروز آشنا شدم امیدوارم دیگران هم با این سایت آشنا بشن
محمد در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۳ - من نتایج افکاره فی مرثیهاخیهالصاحب الاجل الاکرام خواجه عبدالغنی:
مصراع چهارم بند اول شعر (که تا قیامتم از مرگ یاد خواهد کرد) اشکال تایپی دارد چون از نظر قافیه با این بند هماهنگی نیست
رامین در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:
در جواب atash جان:معنی مصرع گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست یعنی از کجا بدانیم که والی خودش به خانه ی می فروش نرفته باشد
رامین در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
در مصرع (شجاع خال اوْغلونون باکی سوْقتی)یعنی: سوغاتی پسر خاله شجاع از باکو. که مترجم محترم به این صورت معنی کرده اند.آمد ز بادکوبه پسرخاله ام شُجا
atash در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:
ببخشید معنی این مصراع چیست؟
گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست
کامران در ۱۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم: