بهرام مشهور در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
عباراتی که از این غزل آورده اید چند اشکال دارد که به شرح ذیل اصلاح می گردد :
بیت دوّم : رهرو منزل عشقیم و ز سرحدّ عدم
بیت ششم : آب رو می رود ای ابر خطاپوش ببار
بیت آخر : حافظ این خرقۀ پشمینه نیانداز که ما
مسعود جعفری در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
بهتر که واژه ی شهمات ( شه مات ) در بیت 14 مصرع دوم هم اصلاح شود .
اناهیتا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
جنیبه همان جنیبت به معنای اسب سرکش است. بر اساس آن چه در تاریخ بیهقی دیده ام.
رامین در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
من مصرع اول رو به صورت (( حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد)) هم دیدم
سانیکا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
جنیبه یعنی چه
سانیکا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
من عاشق شعرفارسی هستم ولیی منابع کمیی دارم شیکرشیکن شووند همه طوطیان هند زین قند فارسی که به بنگاله میرود این سای را یکی از فارسی زبابان به من آشنا کرده
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
در الملل و النحل شهرستانی اولین کسی است بین ایندو ناسانی ( تفاوت) قائل می شود
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
اب زده به معنی خیس می باشد البته شاید نا مستقیم معنی می زده هم باشد ولی می زده معادل خمار هم هست افزون بر می خورده، در مناطق روستایی وقتی گل در خانه را می روبند اول اب کمی می پاشند سپس جارو می کشند بیشتر همین معنی را میدهد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
شما بزرگوارید ، نامگذاری دین مزدیسنا به زرتشتی در دوره قاجاریه بوده و قبل از ان و در حال حاضر هموطنان زردشتیمان خودشان را مزاد پرست و گابارونی و ....... می نامند والبته در شعر دقیقی کیش زردهشتی امده ولی خانی و منبع بنده فرهنگنامه ایرانیکا بوده است
علی در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
نعمت بزرگی رو از دست دادم . دستم نمیرسید کاری کنم . جلوی روزگار رو بگیرم . زندگی بدون پدر و مادر بی معنا شد .
محمدرضا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۸:
سلام و سپاس از سایت گنجور و دقت نظر دوستان بخصوص جناب محمد حسین .
نظر ایشان کاملا درست است طبق مشاهدات این کمترین
سپهر احمدی در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
بادرودخداوندبرروح بلند حضرت حافظ
دربیت سوم "درخرابات مپرسیدکه هشیارکجاست"درست است
امیر در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
به نظرم منظور جناب حافظ این بوده که هرکسی هرچه کند نمی تواند مرا از رندی و مستی بیرون کشد ............ و کمی هم به افکار غلط مدعیان پرداخته اند
علی قیدی در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۵:
بیت چهارم از قلم افتاده است:
اولین منزل یکی دریای پرخون رو نمود
در میان موج آن دریای پرخون تاختیم
مرتضی در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:
دوستان عزیز، "الم" در زبان عربی به معنای درد می باشد و با توجه به مفهوم بیت، شاعر از قول معشوق بیان می کند که: مردان از درد ناله نمی کنند.
در آیاتی که به آنها اشاره شد، کلمه "الم" کلمه ای مرکب است از حرف "أ" به معنی "آیا" و کلمه "لم" که معنای فعل بعد از خود را منفی می کند. مثلا "الم نشرح لک صدرک" بدین معناست که "آیا سینه تو را گشاده نساختیم؟"
همانطور که مشاهده می کنید کلمه "الم" در بیت پایانی، هیچ ارتباطی به آیات مذکور ندارد. آنچه شما به عنوان ایهام یا تلمیح برشمردید، شبیه این است که بگوییم در مصرع
"شیراز معدن لب لعل است و کان حسن"
حافظ با استفاده از صنعت ایهام، ارادت خود را به امام حسن نشان داده که شبها برای فقرا شیر می برده است.
تأسف انگیز است دیدن بعضی حاشیه های سخیف و مبتذل در ذیل این شاهکار قرن ها ادبیات پارسی.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
عذار مغبچگان راه … یعنی کودکانی که می ،اورده بوده اند موهای چون خورشید زرد داشته اند
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
شعاع نور قدح ..... یعنی شباهنگام می نوشیده اند
امیر الماسی در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
واقعا تک تک غزلیات حافظ محشرن اینم یکی از اون بهترین های حافظه
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
بیت 6 ام شاهکار است شاعر می فرماید از شور و فریاد مهرویان شیرین رفتار شکر شکشته و سمن ریخته و رباب زده است ولی میدانیم که شکر ریختنی و سمن که یاسمن است شکستنی و رباب زدنی است یعنی جابجا و درهم کلمات را اورده زیرا می خواسته بگوید واقعا غوغا بوده است و اشفته بازار بوده است جالب تراینکه شکر را خورده اند با می و یاسمن را بدلیل رقص ( وشت) شکسته اند ولی رباب تنها زده شده است یعنی خراب نشده وتا اخر نواخته می شده است زهی شکر پاره فارسی و خنکا حافظ تراز سخن
پوریا در ۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن: