انجنیر محمد هارون در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۴:
با معذرت شماره غزل را در فوق اشتباه کرده ام شماره آن 2014 است.
انجنیر محمد هارون در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۴:
هر چند در زدن و نظر دادن در ابیات حضرت ابوالمعانی بیدل دور از حق و امتیاز من است. اما با نهایت محبتی که به ابیات این بزرگ مرد دارم گاه گاهی به این سایت ارزشمند شما سری میزنم . که اکنون به غزل شماره 214 متوجه شدم که در مقطعه (ندانم از هوسها رست شستم یا حنا بستم) آمد است باید بجای کلمه رست درست تصحیح گردد. بعید از لطف تان نخواهد بود.
از زحمت کشی های پرمعرفت شما اظهار قدر دانی نموده تشکر میکنم
ناشناس در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۹:
کسی که طعم زبان عسل نمی فهمد
تو هرچه هم که بخوانی غزل نمی فهمد
حکایت نرود میخ آهنین در سنگ
نگو به سنگ که ضرب المثل نمی فهمد
کسی که صنعت شبیح را نمی داند
رکوع ماه و طواف زحل نمی فهمد
میان آینه و آب و شانه و گیسو
لطیفه ایست که آنرا کچل نمی فهمد
حدیث شعر به پایان نمی رسد ،اما
هزار حیف که این را اجل نمی فهمد
جواد در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):
«دو تنها و دو سرگردان، دو بیکس»
ز خود بیگانه، از هستی رمیده،
ازین بیدرد مردم، رونهفته،
شرنگ ناامیدیها چشیده
.
.
.
«دو تنها و دو سرگردان، دو بیکس»
به خلوتگاه جان، با هم نشستند،
زبان بیزبانی را گشودند،
سکوت جاودانی را شکستند
(فریدون مشیری، سه دفتر، دریای نگاه)
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱:
سانتا أریانا گویند کسان که چند زردشت بوده اند و انکه به اتشکده جان داده وارتوش بوده و زردشت فرگان ( اصلی) أنست که با دارای سوم هم زمان بوده است کسانی هم او را تا شش هزار سال پس می برند .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۸ - حکایت حاتم اصم:
حاتم به دهشگری دانسته بوده است ولی اینکه همه نیکیها را در یک تن انجمن کنیم از ویژگیهای ماست گمانمندم که او نانیوشا بوده باشد از خانواده و تیره او هنوز در اهواز زندگی می کنند و مردم مهربانی هستند .رویهمرفته نانیوش بودن برای یک هرزه باد انهم برای پانزده سال !
اندیشه در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۸ - حکایت حاتم اصم:
شیخ عطار در تذکرة الأولیاء درباره چرایی نامگذاری حاتم به اصم(ناشنوا) چنین آورده است:
«...و کرم او را تا به حدی (بود) که روزی زنی به نزد او آمد و مساله ای پرسید. مگر بادی از او رها شد. حاتم گفت: آواز بلند تر کن که مرا گوش گران است.
تا پیرزن را خجالت نیاید. پیرزن آواز بلند کرد تا او آن مساله را جواب داد. بعد از آن تا آن پیرزن زنده بود قریب پانزده سال خویشتن کر ساخت تا کسی با آن پیرزن نگوید که او آنچنان است. چون پیرزن وفات کرد آنگاه سخن آهسته را جواب داد که پیش از آن هر که با او سخن گفتی، گفتی بلند ترگوی. بدین سبب اصمش نام نهادند.».
مونا جون در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
بله....هرچه ظاهر زیبا و فریبا داشته باشی....هرچقدر هم ک ب قول گفتنی خوش قد و بالا باشی ....وقتی هیچ هدف و برنامه ای واس زندگی نداشته باشی...احساس پوچی میکنی و با خودت میگی من واس چی افریده شدم.....*واقعا من واس چی افریده شدم؟*
ریحان. در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:
درمصرع زیر در نسخه ی گنجور "نشنید" نوشته شده به گمانم "نشیند" درست باشد.
ای کاش که بر دامنِ نازِ تو نشیند
سانتا آریانا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱:
داستان نبرد رستم و اسفندیار ماجرایی کاملا تاریخیست که به دنبال روی آوردن گشتاسپ شاه کیانی به دین زرتشتی روی داد و به گفتار مسعودی بر اثر نیرنگ رستم- زرتشت پیغمبر کشته شد! ازینرو گشتاسپ پسر جهان پهلوانش را برای دستگیری رستم فرستاد که او هم بر اثر نیرنگ زال و سیمرغ (بگفتار سهروردی پوشیدن زره صیقلی) کشته شد. در این باره دکترکورش بختیاری پژوهشهای ارزنده ای دارد.
قطره بقایی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۴:
بیت اخیر چنین ست.. عمر ها بیدل ز چشم خلق پنهان نیستم... عشق آخر خاک ما راکنج این ویرانه کرد
مهدی عسکری در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:
حاشیه نویسی بر اشعار سعدی!!؟؟ آنجا که عقاب پر بریزد...از پشه کوچکی چه خیزد...آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت به نهفت...ورق خاطر از این نسخه محشا میکرد... بار گران را عمری به دوش کشیدن...کفاره جفا به عزیزان دل بود.
سعیده در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵:
سلام.
به نظر میرسه حرف "ی" دز مصرع آخر اضافه تایپ شده:
هر چیز که در جستن آنی , آنی
امین در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
بنده نیز توصیه اکید میکنم حتما "ساز و آواز" همایون شجریان رو در آلبوم نسیم وصل که با همین شعر زیبا خوانده شده است را گوش دهید.
مجتبی ارجون در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:
منظور ازقره العین فرزنداز دست رفته حافظ می باشد که نورچشمان اش بود
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۷:
ابگون را بجای مایع بکار برده است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۲:
بشماق نعلین را گویند و نه کفش را
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
مصطبه به معنی سکو است و برای میخانه لابد همان پیشخوانش می باشد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
ورد یعنی ذکر به فارسی می شود باژ ، و ورد به معنی گل خودش فارسی است و به عربی رفته است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱: